پرش به محتوا

کرمانشاهی

از ویکی ایران

كرمانشاهی / kermanšahi/، (← كردی) از گویش‌های جنوبی زبان كردی، یكی از زبان‌های ایرانی شمال غربی.1 زبان اهالی كرمانشاهان كردی است و گویش‌های مختلف كردی در این نواحی مشاهده می‌شود. (كردی كلهری، اورامی، سورانی «جافی») در بعضی نواحی لكی و فارسی كرمانشاهی نیز رواج دارد.2 كرمانشاهی سابقاً تنها گویش ایل كلهر و زنگنه بوده است؛ شعب فرعی این گویش عبارت است از گویش سنجابی، كلهر، صحنه و هرسین.3

«كرماشان» تلفظ صحیح و قدیمی و بومی و «كرمانشاه» یا «كرمانشاهان» تلفظ دولتمردان قرن‌های اخیر و مردم غیرمحلی است. نام این ناحیه «كرماچان» یا «كرماجان» یعنی «شهر رعایا» بوده است.4

براساس سرشماری 1375، جمعیت استان كرمانشاه 596/778/1 نفر بوده است.5 امروز عشایر گوران، سنجابی، كلهر و سایر طوایف بین كنگاور تا قصر شیرین و از روانسر تا ایلام و بخشی از كردهای عراق و سوریه نیز به گویش كردی كرمانشاهی تكلم می‌كنند.6 تلفظ و لغات مردم كلهر دست‌نخورده‌تر بازمانده، در حالی كه كلمات گویش مردم سایر نقاط به مقتضای همجواری با ایلات و طوایفی، كه گویش‌های دیگری دارند، تغییر یافته و در گویش بعضی نواحی نیز لغاتی از كرمانجی و سورانی وارد شده است.7 در عین حال گویش كرمانشاهی از فارسی نیز تأثیر پذیرفته و لغات فارسی فراوان وام گرفته است. (/gosne/ «گرسنه»؛ /češ/ «چشم»).8

نظام واجی زبان كردی از یك گویش به گویش دیگر تغییر چندانی نمی‌كند.9 همخوان‌های كردی جنوبی تقریباً مشابه همخوان‌های كردی مركزی است و در نظام واجی آن آوای كناری /t/ و نرمكامی ـ خیشومی /ŋ/ نیز وجود دارد،10 دركردی مركزی و جنوبی تمایز میان v و w از بین رفته است و صورت غالب w است.11 كلمات فارسی از قبیل «نان، جان، دانه و شانه»، به همین صورت در گویش كرمانشاهی تلفظ می‌شود و مانند فارسی و بعضی لهجه‌های دیگر به «نون، جون، دونه و شونه» تبدیل نمی‌شود.12

جنس و حالت در گویش‌های جنوبی كردی از بین رفته است.13 نشانة معرفه در لهجة كرمانشاهی «-ka و

-aka» است كه به اسم یا صفت اضافه می‌شود. (مانند: xânaka «خانه»). نشانة نكره در منابع مختلف "-I" (معمولاً yay «یك» نیز پیش از كلمه اضافه می‌شود: yay mardī «مردی»)؛14 "-eg"15 و "-ek"16 آمده است.

برای نگارش كردی در ایران و عراق از الفبایی مبتنی بر الفبای عربی استفاده می‌شود.17 بهترین نمونة كردی كلهری كرمانشاهی درعرصة شعر و ادب اشعار «شامی كرمانشاهی» و غزلیات شاعرانی چون بهزاد، پرتو، ارفع و ... می‌باشد. در عین حال آثاری نیز به فارسی كرمانشاهی موجود است. شاعران دورة مشروطیت آثاری به فارسی كرمانشاهی از خود به یادگار گذاشته‌اند. فارسی كرمانشاهی از لحاظ ضرب‌المثل و ترانه نیز غنی است.18


مآخذ:

1.    رضایی باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های ایرانی». دایرةالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: مركز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد10، ص548.

- Grimes, Barbara. (cd) Ethnologue (Languages of the world), 12th edition. Texas: Summer institiute, 1992, P. 641.                           

و نك: بلو، جویس. «كردی» راهنمای زبان‌های ایرانی. ترجمة فارسی زیر نظر حسن رضایی باغ‌بیدی، تهران: ققنوس، 1382، جلد2، ص544.

و نیز:

- Mackenzie, D.N. "kurd, kurdestān". Encyclopeadia of Islam, LEIDEN E.J. BRILL. 1986, vol 5, P. 479.

2.    سلطانی، محمدعلی. جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل كرمانشاهان. تهران: مؤسسة فرهنگی نشر سها، 1374، ص270- 265.

3.    طبیبی، حشمت‌الله. مبانی جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی ایلات و عشایر. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1371، ص241. نیز: سنندجی، میرزا شكرالله. تحفة ناصری در تاریخ و جغرافیای كردستان. تهران: امیركبیر، 1375، ص22و 23و 24.

4.    سلطانی، ص60.

5.    گنجی، محمدحسین. جغرافیای انسانی ایران»، دایرةالمعارف بزرگ اسلامی. تهران: مركز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، جلد10، ص510.

6.    طبیبی، ص241.

7.    سلطانی، ص266.

8.    همان، ص270.

9.    بلو، ص544.

10.  همان، ص545.

11.  Mackenzie, D.N. "Encyclopeadia of Islam". P. 479.

12.  درویشان، علی اشرف. فرهنگ كردی كرمانشاهی، كردی ـ فارسی. تهران: نشر مهند، 1375، ص16.

13. Mackenzie, P. 480.

14.  درویشان، ص27.

15.  بلو، ص546.

16. Mackenzie, P. 480.

17.  ارانسكی، یوسیف. م. كتاب زبان‌های ایرانی. ترجمة علی اشرف صادقی، تهران: سخن، ص127.

18.  سلطانی، ص268و 270.


                آتوسا رستم شاهی