بدیع
بديع، فني در چگونگي آرايشهاي لفظي و معنوي سخن پس از رعايت اصول علم بلاغت. بديع را در لغت، سخن تازه، نوظهور و نوآيين تعريف كردهاند.1 هر اثر بكر و بديع حاصل نوآوري و ابداع نويسنده يا سرايندة آن است و جوهر اصالت دارد.2 اما فن بديع پس از معاني و بيان سومين فن از علوم بلاغت* است كه گاه به هر سه و گاهي به دو فن آخر اطلاق ميگردد. اين فنون سه گانه كه پس از اسلام پديد آمد، در ابتدا به هم آميخته بود، ولي به مرور زمان ـ بيشتر در تأليفات عربي ـ از يكديگر تفكيك گرديد و هر يك به عنوان فني خاص شناخته شد.3 نخستين بار در سدة 5 ق / 11م، ابن سنان خفاجي (د 466 ق) مؤلف سرّ الفصاحه، صناعات بديعي را به سه دسته: 1- صناعات لفظي 2- صناعات معنوي، 3- صناعات لفظي و معنوي بخش كرد.4 بديع پژوهي و بديعنويسي در سدة 2ق / 8 م با توجه علما به جنبههاي اعجاز قرآن و تلاش راويان براي گردآوري امثال، اشعار و اخبار قبايل عرب شكل گرفت و به تدوين كتابهايي در علم لغت، صرف و نحو و انواع ديگري از علوم ادبي عرب انجاميد.5 كهنترين آثاري كه به فارسي در فن بديع نگارش يافته عبارتند از: 1- ترجمان البلاغه* تأليف محمد بن عمر رادوياني (سدة 5ق)، 2- حدائق السحر في دقائق الشعر اثر رشيد وطواط* (سدة 6ق)، 3- المعجم في معايير اشعار العجم تأليف شمس قيس رازي (سدة 7ق).6
مآخذ:
1. همايي ، جلالالدين. فنون بلاغت و صناعات ادبي. تهران: توس ، چ 2، 1363، ج 1، ص.
2. داد، سيما. فرهنگ اصطلاحات ادبي. تهران: مرواريد ،چ 1، ]ويرايش جديد[، 1382، ص 79.
3. همايي، همان. 1361، ص8.
4. اسفنديارپور، هوشمند. عروسان سخن. تهران: فردوس، چ1، 1383، ص55، 56.
5. عطاري. «بديع»، فرهنگنامة ادبي، دانشنامة ادب فارسي (2). به سرپرستي حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، چ1، 1376، ص229.
6. علويمقدم، محمد؛ اشرفزاده، رضا. معاني و بيان. تهران: سمت، چ1، 1376، ص 15، 16، 19.
و نيز نگ: ميرصادقي (ذوالقدر)، ميمنت. واژه نامة هنر شاعري، تهران: كتاب مهناز، چ2، 1376، ص38 ـ 39.
ابوالقاسم رادفر