پرش به محتوا

زنجان

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۹:۰۱ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''زنجان،''' مركز استان و مركز  شهرستاني به همين نام، واقع در شمال غرب كشور و نيز نام رودخانه‌اي (زنجان‌چاي= زنجان‌ رود) كه از آبخيزهاي شهر سلطانيه در جنوب خاوري زنجان سرچشمه مي‌گيرد و پس از عبور از جنوب شهر زنجان و طي 142 كم مسير، نهايتاً به رود...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

زنجان، مركز استان و مركز  شهرستاني به همين نام، واقع در شمال غرب كشور و نيز نام رودخانه‌اي (زنجان‌چاي= زنجان‌ رود) كه از آبخيزهاي شهر سلطانيه در جنوب خاوري زنجان سرچشمه مي‌گيرد و پس از عبور از جنوب شهر زنجان و طي 142 كم مسير، نهايتاً به رود قزل‌اوزن پيوسته و به درياي مازندران مي‌ريزد.1

شهرستان زنجان از شمال با شهرستان‌هاي خلخال (در استان اردبيل) و ميانه و قره‌آغاج (در استان آذربايجان شرقي)، از شرق با شهرستان آب‌بر، از غرب با شهرستان ماه‌نشان و از جنوب با شهرستان‌هاي ابهر و زرين‌آباد، همسايه2 و برابر آخرين تقسيمات كشوري، اين شهرستان داراي 3 بخش، 1 شهر و 12 دهستان است.3

شهر زنجان با مختصات جغرافيايي ً45 َ28 ْ48 طول شرقي و ً15 َ40 ْ36 عرض شمالي، ميانگين بارندگي ساليانة 316 ميلي‌متر، با آب و هوايي معتدل مايل به سرد و نيمه خشك و با ارتفاع 1650م،4 در فاصلة 319 كيلومتري تهران واقع است.5 شهر زنجان از طريق راه آهن، آزادراه و راه‌هاي اصلي به مراكز و شهرهاي استان‌هاي همجوار متصل است.6 اين شهر در ميان دو رشته ارتفاعات به نام‌هاي طارم (رشته‌ جبال قافلانكوه) و سلطانيه (رشته جبال جهان داغي ـ دميرلو) كه به موازات هم و با جهت شمال غرب ـ جنوب شرق كشيده شده‌اند، واقع شده است. نزديك‌ترين قلة ارتفاعات شمالي «بنا رود» به بلندي 2693م است كه حدوداً در 15 كيلومتري شمال شهر قرار دارد.7 موقعيت ارتباطي و وجود منابع آب، از جمله عوامل ايجاد مدنيت و توسعة شهر زنجان در طول حيات تاريخي خود بوده است. قرار گرفتن بر سر راه مشهور و تاريخي جادة ابريشم، در گذشته‌هاي دور و در حال حاضر نيز واقع شدن برسر راه ترانزيتي و پراهميت تهران به سوي شمال غرب كشور و در نهايت ارتباط با كشورهاي همساية شمالي و غربي با راه آهن و نيز  راه‌هاي آسفالت شده و آزاد راه، همچنين برخورداري از بارندگي مناسب و قرار گرفتن دركنار «زنجان رود»، در مجموع موجب رونق كشاورزي و نيز زمينه‌ساز توسعه و احداث صنايع مختلف در اطراف شهر گرديده است.8 زنجان، به دليل موقعيت مساعد جغرافيايي خود، همواره مسكون و داراي مدنيتي دير پا بوده و در منابع تاريخي از آن با نام‌هاي آگانژانا، زنگان، سنگان، شهين، شاهين، شانجان، سيان، خمسه، سلطانيه و نيز با لقب دارالسعاده ياد شده است.9 در كتاب حدودالعالم با قدمتي بيش از يكهزار سال، از زنجان با نام زنگان كه «شهريست با نعمت بسيار...»10 ذكري هر چند كوتاه به ميان آمده و در البلدان يعقوبي در ترسيم راه به سوي آذربايجان آمده كه «... هر كس، آهنگ آذربايجان كند، از زنجان بيرون رود و چهار منزل تا شهر اردبيل رهسپار گردد...».11 در الاعلاق النفيسة ابن رُسته نيز در دو جا از زنجان، معرب زنگان، ياد شده است12 و حمدلله مستوفي نيز زنجان را از اقليم چهارم مي‌داند كه اردشير بابكان آن را ساخت و «شهين» نام گذارد. ديگر اين‌كه: «هوايش سردست و آبش از آن رودخانه كه بر آن شهر منسوب است و از حدود سلطانيه برمي‌خيزد و در سفيد رود مي‌ريزد و از قنوات [تأمين مي‌شود]». مستوفي در شرح حال مردم زنجان و بزرگان آن گويد كه «مردم آن‌جا سني شافعي مذهب‌اند... و زبانشان پهلوي راست است [خالص است] و از مزار اكابر و اوليا در آن شهر بسيار است مثل قبر شيخ اخي فرج  زنجاني و استاد عبدالغفار سكاك كاشاني و عيسي كاشاني و غيره...».13 زنجان در 1348ش از استان يكم منتنرع و به عنوان مركز فرمانداري كل انتخاب مي‌شود و در 1352ش با تأسيس استان زنجان، شهر زنجان اين بار به عنوان مركز استان، وارد مرحلة جديدي از رشد و توسعة خود مي‌شود.14 ممنوعيت تأسيس كارخانه و مراكز صنعتي در شعاع 120 كيلومتري تهران و وجود امكانات توسعه در استان زنجان، موجب جذب جمعيت و گسترش حوزة شهري زنجان، از طريق احداث مراكز توليدي در اطراف شهر شده است، به گونه‌اي كه جمعيت اين شهر از 47159 تن در نخستين سرشماري نفوس و مسكن در 1335 به 286295 تن در 1375 15 و طبق پيش‌بيني‌ها به 346253 تن در 1384 رسيده است.16 شهر زنجان در طول حيات تاريخي خود از جمله هنگام لشكركشي تيمور لنگ، فتنة باب، اشغال در جنگ‌هاي اول و دوم جهاني و در پي آن فتنة پيشه‌وري و جدايي كوتاه مدت آن از پيكرة ايران، شاهد خرابي‌ها، زد وخوردها وخونريزي‌هاي بسياري بوده است؛ اما به هر حال حيات تمدني منطقه هرگز دچار انقطاع نشد و بالندگي فرهنگي و اعتقادي مردم كه آثار آن در جاي جاي منطقه مشهود است، همچنان استمرار يافت. آثار تاريخي بر جاي مانده از روزگاران گذشته از جمله مجموعه بازار، مسجدها، امامزاده‌ها، پل‌هاي تاريخ، بناي تاريخي رختشوي‌خانه‌ها و نيز جاذبه‌هاي طبيعي محيط اطراف و همچنين صنايع مختلف دستي به ويژه مليله‌كاري و چاقو سازي همواره مورد توجه گردشگران داخلي و خارجي بوده است.17


مآخذ:

1.    جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. ج 3، دايرة‌المعارف جغرافيايي ايران، چ 1، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 648.

2.    مؤسسة گيتاشناسي. اطلس گيتاشناسي استان‌هاي كشور. تهران: گيتاشناسي، 1383.

3.    دفتر تقسيمات كشوري. نشرية عناصر و واحدهاي تقسيمات كشوري. تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1384.

4.    جعفري. همانجا.

5.    سازمان نقشه‌برداري كشور. نقشة راه‌هاي ايران. تهران: سازمان نقشه‌برداري كشور (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1384.

6.    همانجا.

7.    سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ريزي آموزشي. (وزارت آموزش و پرورش). جغرافياي استان زنجان. چ5، تهران: شركت چاپ و نشر كتا‌ب‌هاي درسي ايران، 1384، ص 5؛ جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. ج 1، كوه‌ها و كوه‌نامة ايران، چ 2، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 114.

8.    جغرافياي استان زنجان. همان. ص16.

9.    چكنگي، عليرضا. فرهنگنامة تطبيقي نام‌هاي قديم و جديد مكان‌هاي جغرافيايي ايران و نواحي مجاور. چ 1، مشهد: بنياد پژوهش‌هاي اسلامي، 1378، ص 215.

10.  حدودالعالم من المشرق الي المغرب. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوري، 1362، ص 142.

11.  يعقوبي، ابن‌ واضح. (احمد بن ابي‌يعقوب). البلدان. بيروت: دار احياء التراث العربي، 1408ق / 1988م، ص 40.

12.  ابن‌رُسته. الاعلاق النفيسة. ترجمة حسين قره‌چانلو، تهران: اميركبير، 1365، ص122 و 198.

13.  مستوفي، حمدالله. نزهةالقلوب. به كوشش گاي لسترنج، ليدن: بريل، 1333ق/1915م، ص 61-62.

14.  دفتر تقسيمات كشوري. نقشه و جدول تقسيمات كشوري. تهران: وزارت كشور، 1384؛ بروشور تاريخچة تقسيمات كشوري. تهران: دفتر تقسيمات كشوري، 1384.

15.  نورالهي، طه. توزيع و طبقه‌بندي جمعيت شهرهاي ايران در سرشماري‌هاي 75-1335. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1382، ص 108 و 184.

16.  مركز آمار ايران. بازسازي و برآورد جمعيت شهرستان‌هاي كشور. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور)، 1382، ص 120.

17.  جغرافياي استان زنجان. همان. ص14، 15، 50-61.


غلامحسین تکمیل همایون