شهرکرد
شهركرد، مركز استان چهارمحال و بختياري و مركز شهرستاني به همين نام در جنوب غربي ايران.
شهرستان شهركرد، برابر آخرين تغييرات در تقسيمات كشوري، داراي 5 بخش، 12 شهر و 11 دهستان است. اين شهرستان از جنوب با شهرستانهاي «بروجن» و «اردل»، از غرب با شهرستانهاي «فارسان» و «كوهرنگ»، از شمال و از شرق با شهرستانهاي «چادگان»، «تيران و كرون» و «لنجان» (در استان اصفهان) همسايه است.1
شهرِ «شهركرد» با مختصات جغرافيايي ً00 َ51 ْ50 طول شرقي و ً30 َ19 ْ32 عرض شمالي و ارتفاع 2060 متر از سطح دريا، با ميانگين حداكثر دما 4/20 درجة سانتيگراد و ميانگين حداقل 7/3 درجة سانتيگراد و متوسط دما 8/12 درجة سانتيگراد و نيز با ميانگين بارندگي سالانه 245 ميليمتر و ميانگين تعداد روزهاي يخبندان 119 روز، داراي آب و هواي سرد و نيمه خشك است.2
شهر كرد كه پيشتر «ده كرد» ناميده ميشد، در فاصلة 543 كيلومتري تهران3 و در دامنة جنوبي كوه قراولخانه به ارتفاع 2682 و در جبهة شمالي كوههاي بيدكان با قلههايي به ارتفاع 2608، 2547 و 2625 متر، و برخي ارتفاعات ديگر، واقع شده و شهري محصور در ارتفاعات رشته كوه زاگرس است4 و از همين رو داراي آب و هوايي، سرد، خشك و كوهستاني است. رودخانة پر آب زاينده كه از حدود 20 كيلومتري شمال شهر به سوي اصفهان روان است و نيز آب جهان بين كه از جنوب شهر نهايتاً به كارون ميپيوندد از منابع مهم آب شهركرد و نواحي اطراف آن است.5
دشت شهركرد از ديرباز به علت سرسبزي و داشتن مراتع بسيار و زمينهاي قابل كشت، همواره مسكون و مورد استفادة كوچنشينان بوده است. در حال حاضر نيز كشاورزي و پرورش دام و صنايع مربوط به آنها از مشاغل عمدة اهالي شهركرد و نواحي اطراف آن است. پس از تأسيس فرمانداري كل چهارمحال و بختياري در 1337ش و پس از چند سال تبديل آن به استان چهارمحال و بختياري در 1352ش و گزينش شهركرد به عنوان مركز آن،6 اين شهر به سرعت گسترش يافت و كانون جذب جمعيت از مناطق مختلف استان جديدالتأسيس و نواحي اطراف شد. در سالهاي اخير احداث كارخانهها و مراكز توليدي مختلف، تأسيس مراكز خدماتي، آموزشي، دانشگاهها، راه و فرودگاه و ساير امكانات ارتباطي، شهركرد را به صورت يكي از قطبهاي مهم اقتصادي و اجتماعي در آورده است.7
منطقهاي كه امروزه شهركرد ناميده ميشود، در قرن هفتم هجري تحت سلطة اتابكان فارس و لرستان بود. در مورد چگونگي ناميده شدن اين شهر به «دهكرد» در برخي منابع آمده است: «در اين محل پاسگاهي جهت تأمين عبور و مرور و رفع نيازمنديهاي مسافران ساخته شده بود و نظر به اينكه پاسداران اين پاسگاه را كردان تشكيل ميدادند به همين جهت به دهكرد معروف شد و بعدها كه وسعت يافت به شهركرد مبدل شد».8 طبق قانون تقسيمات كشوري، در 1316ش، شهركرد از بخشهاي تابع اصفهان بود و نخستين بار در 1321ش به شهرستان تبديل شد.9
به علت بن بست بودن منطقه در قرنهاي گذشته، زبان مردم تا حدودي از اختلاط با ساير زبانها و گويشها محفوظ مانده است.10
مسجد اتابكان (امام صادق(ع)) از جمله بناهاي تاريخي شهر است كه قدمت آن به حدوداً 65هجري قمري و تعلق آن به دوران اتابكان فارس دارد. مسجد جامع، اطاق آئينه و امامزاده دو معصوم از جمله بناهاي تاريخي شهركرد است.11 جمعيت شهركرد در سرشماري 1335ش، تعداد 15476 تن بود12 كه در سرشماري 1375ش به 100477 تن و طبق برآوردها به 121337 تن در 1384ش رسيده.13 يعني طي قريب 50 سال به بيش از 8 برابر افزايش يافته است.
مآخذ:
1. دفتر تقسيمات كشوري. نشرية عناصر و واحدهاي تقسيمات كشوري. تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1383.
2. جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. ج 3، دايرةالمعارف جغرافيايي ايران، چ 1، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 802.
3. سازمان نقشهبرداري كشور. نقشة راههاي كشور. تهران: سازمان نقشهبرداري كشور (سازمان مديريت و برنامهريزي كشور)، 1380.
4. مؤسسة گيتاشناسي. اطلس گيتاشناسي استانهاي كشور. چ1، تهران: گيتاشناسي، 1383، ص101.
5. جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. ج2، رود و رودنامة ايران. چ2، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 75، 247، 249، 342، 343.
6. نگاهي به سير تقسيمات كشوري در ايران. تهران: وزارت كشور، 1383، ص7 (بروشور)؛ اميراحمديان، بهرام. تقسيمات كشوري. چ1، تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1383، ص 97، 100.
7. افلاكيسورشجاني، رضا. جغرافياي استان چهارمحال و بختياري. چ1، شهركرد: مويد، 1382، ص 156-160.
8. بيات، عزيزالله. كليات جغرافياي طبيعي و تاريخي ايران. چ1، تهران: اميركبير، 1367، ص443.
9. اميراحمديان. ص 92 و 95.
10. اميراحمديان. ص128.
11. همان. ص158.
12. مركز آمار ايران. توزيع و طبقهبندي جمعيت شهرهاي ايران درسرشماريهاي 75-1335. چ1، تهران: مركز آمار ايران (مديريت انتشارات و اطلاعرساني)، 1382، ص 109.
13. مركز آمار ايران. بازسازي و برآورد جمعيت شهرستانهاي كشور. تهران: مركز آمار ايران (سازمان مديريت و برنامهريزي كشور)، 1382، ص 87 و 88.
.
غلامحسین تکمیل همایون