شیراز
شيراز، نام مركز استان فارس و نام مركز شهرستاني به همان نام، واقع در جنوب ايران و به فاصلة اندكي از خليج فارس.
شهرستان شيراز، از غرب با شهرستان كازرون، از جنوب با شهرستانهاي فيروزآباد، جهرم، از شرق با شهرستانهاي فسا، استهبان و نيريز، از شمال با شهرستانهاي ارسنجان، مرودشت، اردكان و نورآباد همسايه است.1
شهرستان شيراز، برابر آخرين تقسيمات كشوري، داراي 6 بخش، 7 شهر و 22 دهستان است.2
شهر شيراز با مختصات جغرافيايي ً00 َ32 ْ52 طول شرقي و ً30 َ37 ْ29 عرض شمالي با ميانگين بارندگي سالانه 306 ميليمتر و ارتفاع 1540 متر، با آب و هوايي معتدل و نيمه خشك،3 در فاصلة 924 كيلومتري تهران واقع است.4 شهر شيراز از طريق بزرگراه و نيز راههاي آسفالت شدة درجه يك به پايتخت و ديگر شهرهاي بزرگ كشور و نيز به نزديكترين شهر بندري در خليج فارس، يعني بوشهر به طول 304 كم متصل است. با پايان يافتن عمليات احداث راه آهن اصفهان ـ شيراز، مركز استان فارس به شبكة ريلي كشور خواهد پيوست. شيراز داراي فرودگاهي بينالمللي است و به لحاظ ارتباطي يكي از شهرهاي ممتاز در جنوب ايران است. حدوداً در ده كيلومتري جنوب شرقي شهر، درياچة دائمي مهارلو با 125 كم2 مساحت واقع شده كه يكي از درياچههاي متعدد استان و داراي آبي شور است.5 عارضههاي طبيعي ديگر كه در نزديكي شيراز قرار دارند، كوههاي «بمو» [1]به ارتفاع 2661 متر، در فاصله 10 كيلومتري شمال شرقي شهر، كوه قرهباغ به ارتفاع 2810 متر، در فاصلة 20 كيلومتري جنوب شهر، كوه قلات[2] به ارتفاع 2995 متر، در فاصلة 29 كيلومتري شمال غربي و كوه دلو[3] به ارتفاع 3106 متر، در فاصلة 30 كيلومتري جنوب غربي مركز شهرستان شيراز هستند و اين شهر محاط در اين ارتفاعات است.6 همچنين دو رودخانة پل فسا (بابا حاجي) كه از كوه قرهباغ سرچشمه ميگيرد، از جنوب شرق شيراز به سوي درياچة مهارلو روان است و رودخانة ديگر نهر اعظم (خشك رود)، است كه از كوه قلات سرچشمه گرفته و پس از عبور از شهر شيراز به سوي درياچة مهارلو منتهي ميشود.7 در منابع باستاني از شيراز با نامهاي «شي را ايززي ايش» (درالواح عيلامي مكشوفه در تخت جمشيد)، شيرزيايز، شيرساز، شهر فارس و نيز با لقب خطةطيبه، دارالعلم، دارالفضل و قبة الاسلام ياد شده است.8 دربارة تاريخ مدنيت و بنيانگذاري شهر شيراز در منابع مختلف روايتهاي گوناگوني نقل شده، كه همه حكايت از كهن بنيادي شهر شيراز دارد كه تأسيس توسط طهمورث دومين پادشاه پيشدادي و روايتهايي از اين دست كه به پيش از اسلام مربوط ميشود. از اين جمله است.9 به هر حال تصرف شيراز در اواخر خلافت خليفة دوم و به دست ابوموسي اشعري و عثمان بن ابيالعاص انجام گرفت.10 شيراز آنگونه كه مؤلف حدودالعالم ميگويد، پس از اسلام به شكوفايي بيشتري ميرسد، هر چند هنوز مردمان آن به طور كامل به اسلام نگرويده بودهاند: «شيراز قصبة پارس است، شهري بزرگست و خرم با خواسته، و مردمان بسيار و دارالملك است و اين شهر را بروزگار اسلام كردهاند، و اندر وي يكي قهندزست قديم سخت استوار، آن را قلعة شه موبد خوانند و اندر وي دو آتشكده است كي آنرا بزرگ دارند...».11 در البلدان يعقوبي نيز از شيراز به عنوان شهري با شكوه و با عظمت، داراي خانههايي با بوستانهاي بزرگ كه در آنها همه نوع ميوهها و گلها و سبزيها وجود دارند، ياد شده است.12 حمدالله مستوفي شيراز را شهري اسلامي و قبة الاسلام ميداند كه بناي آن را به «شيراز بن طهورث» نسبت ميدهد كه بعد خراب شده، اما در زمان عضدالدوله ديلمي شهر شيراز «...چنان معمور شد كه در و جاي لشكرش نماند. [لذا] در قِبْلي [= قبلهي] شيراز قصبهاي ساخت و لشگريان را درو نشاند، «فناخسرو گرد» خواندي و عوام سوق الامير خواندندي...»13 لسترنج، صمصامالدوله پسر عضدالدوله يا سلطانالدوله پسرزاده عضدالدوله را باني باروي شيراز ميداند كه طول آن دوازده هزار ذراع و تعداد دروازههاي آن يازده و يا بيشتر بوده است.14 وي سپس ميگويد كه ابنبطوطه، همزمان حمدالله مستوفي، از جامع عتيق شيراز و از مزار امامزاده احمد از فرزندان امام موسي كاظم(ع) كه در آنجا مدرسهاي بوده سخن ميراند و نيز از پنج نهري كه در شهر ميگذرد تمجيد ميكند. يكي از آن نهرها، نهر معروف ركناباد است كه در بوستان كنار آن سعدي شيرازي، شاعر ايراني قرن هفتمق آرميده است.15 بارتولد مينويسد كه شيراز در عصر آلمظفر پايتخت بود و حافظ شيرازي، از شاعران آن دوره بوده است. اين شهر تا زمان حكمراني كريمخانزند كه باري ديگر به پايتختي برگزيده شد، همچنان به عنوان يكي از بزرگترين شهرهاي ايران شناخته ميشد.16 وي سپس ميافزايد كه شيراز به عنوان پايتخت ايران مورد توجه خاص كريمخان بود و در زمان او بود كه دوباره بارويي ليكن اين مرتبه به دور شهر كشيدند و شهر را با بناها و عمارتهاي مختلف زينت دادند.17 بارتولد به نقل از كرزن ميگويد كه «تمام ابنية قديم شهر كه تا اندازهاي آباد مانده از كريمخان زند است».18 به هر حال آنچه كه از منابع تاريخي و آثار برجاي مانده از گذشته بر ميآيد، شيراز، چه قبل از اسلام و چه پس از آن، همواره شهري بزرگ در ايالت فارس، خاستگاه بزرگترين امپراتوري و زادگاه مدنيت در ايران بوده است؛ به قول نويسندة عجايب المخلوقات: «فارس اقليمي است مبارك و فرخنده و عامره، اختيار ملوكان، جاي اكاسره، در آن بلاد بسيار و نعمتها فراخ»19 بي ترديد شيراز با توجه به موقعيت مناسب جغرافيايي خود، يكي از مراكز تمدني سرزمين فارس بوده است. شهر شيراز در تقسيمات كشوري سدة اخير همواره مركزيت استان فارس را در اختيار داشته20 و به دليل وجود آثار تاريخي متعدد در داخل و اطراف خود، به عنوان يكي از شهرهاي مهم ايران از نظر جذب مسافر و گردشگر داخلي و خارجي مطرح بوده است. تخت جمشيد، پاسارگاد، نقش رستم و ديگر آثار بر جاي مانده از دورة پيش از اسلام، مجموعه بناهاي مربوط به عصر پايتختي اين شهر به هنگام حكمراني كريمخان همچون ارگ كريمخان، بازار، مسجد، حمام و آب انبار وكيل، باغ نظر يا كلاهفرهنگي، بناهاي مذهبي تاريخي ديگر نظير آستان حضرت احمد بن موسي معروف به شاهچراغ و ساير بقاع متبركه، آرامگاههاي حافظ و سعدي ستارگان شعر و ادب فارسي و نيز باغهاي متعدد و زيبا نظير باغ ارم، باغ دلگشا و باغ غفيفآباد و برخي ديگر از يادگاريهاي ارزشمند از گذشتة شهر شيراز هستند كه همه ساله مشتاقان بسياري را از داخل و خارج از كشور به سوي خود جلب ميكنند.21 در سالهاي اخير تأسيس دانشگاههاي معتبر، مراكز خدماتي و توليدي موجب توسعه و گسترش شهر شيراز و جذب جمعيت بسيار از ديگر مناطق شهري و روستايي به سوي آن شده است؛ به گونهاي كه جمعيت شهر از 170659 تن در 1335 به 1053025 تن در 1375 و طبق برآوردها به 1197848 تن در 1384 رسيده است.
مآخذ:
1. مؤسسة گيتاشناسي. اطلس گيتاشناسي استانهاي كشور. تهران: گيتاشناسي، 1383.
2. دفتر تقسيمات كشوري. نشرية عناصر و واحدهاي تقسيمات كشوري. تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1384.
3. جعفري، عباس. گيتاشناسي ايران. ج 3، دايرةالمعارف جغرافيايي ايران، چ 1، تهران: گيتاشناسي، 1379، ص 810.
4. سازمان نقشهبرداري كشور. نقشة راههاي ايران. تهران: سازمان نقشهبرداري كشور (سازمان مديريت و برنامهريزي كشور)، 1384.
5. سازمان نقشهبرداري كشور. اطلس زمينشناسي (اطلس ملي ايران). نگارش دوم، چ1، تهران: سازمان نقشهبرداري كشور (سازمان مديريت و برنامهريزي كشور)، 1382، ص12.
6. سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح. فرهنگ جغرافيايي كوههاي كشور. ج3، چ2، تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح، 1385، ص268، 370، 372، 378.
7. سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح. فرهنگ جغرافيايي رودهاي كشور. ج3، چ1 تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح، 1383، ص59 و 66.
8. چكنگي، عليرضا. فرهنگنامة تطبيقي نامهاي قديم و جديد مكانهاي جغرافيايي ايران و نواحي مجاور. چ 1، مشهد: بنياد پژوهشهاي اسلامي، 1378، ص 224.
9. طاهري، عبدالمحمد. فارسنامة دوم، شناختي تاريخي، فرهنگي و اقتصادي. به كوشش ابوطالب فنايي، چ1، شيراز: اميدواران، 1381، ص 375-377.
10. ابنبلخي، فارسنامه. به كوشش لسترنج و نيكلسون، كمبريج: 1921م، ص 132.
11. حدودالعالم من المشرق الي المغرب. به كوشش منوچهر ستوده. تهران: طهوري، 1362، ص 130 و 131.
12. يعقوبي، ابن واضح. (احمد بن ابييعقوب). البلدان. بيروت: دار احياء التراث العربي، 1408ق / 1988م، ص 117.
13. مستوفي، حمدالله. نزهةالقلوب. به كوشش گاي لسترنج، ليدن: بريل، 1333ق/1915م، ص 114.
14. لسترنج، گاي. جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي. ترجمة محمود عرفان. چ 6، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1383، ص 269.
Lestrange, G. The Lands of the Eastern Caliphate. Cambridge: University Press, 1905, P. 250.
15. همان. ص270.
16. بارتولد، و. تذكره جغرافيايي تاريخي ايران. ترجمة حمزه سردادور، چ3، تهران: توس، 1372، ص 176 و 177.
17. همان. ص177.
18. همانجا.
19. طوسي، محمد بن محمود. عجايب المخلوقات و غرايب الموجودات. چ2، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، 1382، ص254.
20. دفتر تقسيمات كشوري. نگاهي به سير تقسيمات كشوري در ايران. تهران: دفتر تقسيمات كشوري (وزارت كشور)، 1383، (شناس برگ تبليغي (= بروشور)).
21. سازمان پژوهش و برنامهريزي. جغرافياي استان فارس. چ5، تهران: شركت چاپ و نشر كتابهاي درسي ايران، 1381، ص 51-64.
غلامحسین تکمیل همایون
[1]. BAMŪ
[2]. QALĀT
[3]. DALŪ