چگونگی جشن نوروز
در اینکه نوروز، به مرور زمان جشنی مذهبی شده است، تردید کمی باقی است، چون همه اعیاد ایرانی از این رنگ و طعم برخوردارند و امّا اینکه مظهری عمومی و همگانی و ملی پیدا کرده است، بیشبهه به زمان و موقع ممتاز فصلی آن برمیگردد که گذشتگان هوشمند پیرایههای دینی نگاه داشتن آن را، تدارک دیده و در حول تلاشهای شادمانی آفرین ظاهر گردانیدهاند.^{۲} یادآور شدیم که نظیر این جشن در میان پیروان ادیان دیگر نیز موجود بوده که نشانههای آنها نیز کمابیش در فرهنگ مذهبی ملل باقی مانده است. ایرانیان باستان هم عقیده داشتند که اهورامزدا، پیش از پدیدآوردن جهان مادی، جهان علوی را آفرید و در آن صور متنوعی از جهان هستی را به وجود آورد.
بر این اساس خدای دانای بیهمتا جهان را به یاری شش فرشته که ۱- پرفسوربار، کای، آسموش و بویس، مری، دیانت زرتشی مجموعه مقالات، ترجمه:
اوهمن، فریدون، یادشده، ص ۶-۱۷۵.
۲- رجبی، دکتر پرویز، جشنهای ایرانی، انتشارات فرزین، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۵، ص ۱۱.
۰
۶۰
آداب و رسوم نوروز
امشاسپندان یا بیمرگان جاوید خوانده میشوند، اداره میکند و خود وی در رأس آنان قرار دارد. بعد از مقام امشاسپندان که نام همه آنها درشمار اسامی ماههای سال قرار دارد (اردیبهشت، خرداد، امرداد، شهریور، بهمن، سپندارمذ) ایزدان یا فرشتگان قرار دارند که تعدادشان زیاد است و سراسر آسمان ایران را فرا پوشانیدهاند.
و امّا بعد از آنان فرهوشیها یا فروهرها هستند که مهمترین نقشها را در میان موجودات و یا کلّ جهان آفرینش برعهده دارند. نیبرگ فروهر را همزاد نامیرای آسمانی «هستی خاکی» میداند و فروهر فارسی میانه را «اتر» ترجمه میکند که شاید منظور چیزی «اترگون» باشد. این «اتر» آدمی به برداشت درست از آفرینش نزدیک میکند. صاحبنظرانی نیز به جای همزاد نامیرا» آن را با «مثال» افلاطون مقایسه میکنند و با توجه به تأثیرات صریحیکه فیلسوف یونانی از تعالیم زرتشی برگرفته است. آن دو را به یکدیگر نزدیک و بلکه مشابه میدانند.^{۱}
«فرهوشی» در اوستا و «فرورتی» پارسی باستان و «فَرَه وَهَر / فروهر» در پهلوی به معنای نگاهدارنده و پوشاننده جوهر ازلی است که پیش از آفرینش هر آفریدهای از سوی اهورامزدا مأمور نگهداری آن آفریده جهان خاکی گردیده است و این البته غیر از «روان» است.
«پیش از آنکه اهورمزدا جهان خاکی را بیافریند، فروهر هر یک از آفریدگان نیک این گیتی را به نوبه خود برای نگهداری آن آفریده و به جهان خاکی فرو میفرستد و پس از مرگ آن آفریده فروهر او دیگر بار، بسوی آسمان گراید و به همان پاکی ازلی ماند. اما هیچگاه کسی را که به ۱- همان کتاب، همان جا.
نوروز و جنبههای مختلف آن
۶۱
وی تعلق داشت فراموش نمیکند و هر سال یکبار بدیدن وی میآید و آن هنگام جشن فروردین است یعنی روزهایی که برای فرودآمدن فروهرهای نیاکان و پاکان اختصاص دارد.»
هنگام فرودآمدن این فروهرها به زمین و مدت توقف آنها را جشن فروردگان نامند که یکی از شش جشن مهم سال و آخرین «گاهنبار» و در آئین مزدیسنا هنگام خلقت بشر است^{۲}، چنانکه در اوستا آمده است. «فروهرهای نیک توانای پاک مقدّسین را میستاییم که در هنگام همیسپتمیدیم از آرامگاههای خود بیرون شتابند و درست ده شب پیدربی در اینجا برای آگاهی یافتن بسر برند.»^{۳}