نوروز در دوران اسلامی
نوروز
بخش دوم -نوروز در دوران اسلامی
با اینکهایرانیان اسلام را پذیرفتند و از آئینهای زرتشتی بپرداختند دست از نوروز برنداشتند چرا که نوروز بیش از هر چیزی صورتی اهمگانی به خود پذیرفته بود و با استقرار در جایگاهی متین و استوار جشن ملی و اجتماعی بشمار میآمد، و اگر یک روز رنگ دینی کَهنی داشت امری ناممکن نبود که از آن رنگ پرداخته شود و رنگ نوین اسلامی به خود گیرد. از این روست که میبینیم ایرانیان تحت لوای حکومت مسلمین به برپاساختن نوروز برخاستند.
اعراب عید نوروز و عید مهرگان را از کهنترین زمانها میشناختند. الوسی گوید: «که مردم مدینه، پیش از اسلام، دو عید داشتند. نوروز و مهرگان و چون رسول اکرم(ص) به مدینه آمد بر آداب و رسوم ایشان در این دو عید آگاه شد،گفت: خدای تبارک و تعالی به جای این دو عید بهتر از آنها را به شما ارزانی داشته، که یومالفطر و یومالنحر است» این امر نشانه آن است که اعراب با ایرانیان الفتی کهن داشتند و حتی در برخی از مظاهر مدنی از آنان پیروی میکردند.
در روایت دیگر آمده است که: «نوروز و مهرگان از آنها نهی شد، چرا که در زمان جاهلیت در دو روز نوروز و مهرگان به شادی میپرداختند. اعراب پس از گشودن هر سرزمینی، به ناچار برخی از آداب و رسوم آن سرزمینها را که مباین احکام شرع نبود، اخذ و رعایت میکردند. در ایران زمین چون اصول سازمان اداره کشور را از ساسانیان اقتباس کردهاند، ناگزیر قوانین مالی، سازمان مالیاتی و پرداخت خراج به ۱- اَلوسی، بلوغالارب، ج ۱، چاپ قاهره، ۱۹۲۵، ص ۳۶۴.
سیر تاریخی نوروز
۱۱۳
دیوانهای محاسبات آنان را نیز به کار بردند. اصطخری میگوید: «ایرانیان بنیادگذاران دیوانهای خلافتاند و کارگزارانی که رشد سیاسی وزیران و دیگر دیوانسالاران از ایشان حاصل گردیده است.»^{۱}
هم او میافزاید که : «در دیگر دیوانهای اسلامی هیچ دیوانی دشوارتر و سختتر از دیوان فارس نظر به اختلاف مناطق و ناهمسانی خراجها بر اساس انواع کشت و اختلاف امور مالی آنها و پراکندگی کارهای گماردگانشان نیست.»^{۲}
مهمترین دیوان در دولت، دیوان خراج بود که بر تمام امور مالی نظارت داشت و در همه پایتختهای دولتهای اسلامی دارای مرکز و در شهرها دارای شعباتی بود. در شرق جهان اسلام سازمان دیوانی، ایرانی و منبعث از تنظیمات عصر ساسانی بود. چنانکه در غرب بیزانسی، عربها نهتنها مخالفتی با این امر نورزیدند، بلکه از این سیاست برای انتظام هر اچه بیشتر امور خود استفاده کردند. باری، نوروز آغاز سال خورشیدی است که کار و کارورزی در ایران آغاز میشود و همچنین سر سال کشتورزی و مالی بود و اجرای امور دیوان خراج بر این مدار سالیانه قرار میگرفت. به طوری که مشاهده میشود همینکه سال خورشیدی ایرانی به ناچار در میان ملل اسلامی شرق، و گاهشماری آن رایج شد. نامهای فارسی ماههای ایرانی، و حتی نام روزهای ماه در برخی از دیوانها بکار رفت.۳
سبب اصلی ماندگاری نوروز در دولت اسلامی در این جشن همان ۱- اصطخری، المسالک والممالک، چاپ قاهره، ۱۹۶۱، ص ۸۸.
۲- اصطخری، یاد شده، همان جا.
۳-بیرونی، آثارالباقیه، یادشده، ص ۶۸.
أداب و رسوم نوروز
| ۱۱۴ |
| گوید: |
اسر سال بودن آن بود که زمان خراج قرار میگرفت. چنانکه اسدی طوسی نوندی سر سال نو کرد راست
یک سبب مُهم دیگر اینکه چون ایرانیان از دیرباز به پیشکشکردن هدایا به مناسبت این جشن خو کرده بودند فرمانروایان عرب نیز چنین فرصتی را برایاخذ آن هدایا مغتنم شمردند و آئینهای نوروزی را رایج نگاه داشتند. چندان که واژه آئین را در مورد جشن نوروز و مهرگان بکار بردند. سقوط دولت اموی در اثر قیام ایرانیان و رویکارآمدن دولتهای کوچک متقارن در جوار یا تحت نظارت عباسیانکه خود بسی از آئینهای ایرانی را پذیرفته بودند، موجب شد که آن دولتهای کوچک در تجدید وضع و رونق جشنهای ایرانی عامل مؤثری باشند و آئینها و آداب کهن را دوباره زنده کنند. خلفا به صورتی رسمی آن را برگذار میکردند و افراد مهمَّ حاکم و زیردست تعاطی هدیه میکردند.گویند در عصر متوکل پنج میلیون درهم به فرمان خلیفه ضرب شد که به رنگهای گوناگون بود و خلیفه بر سر ایرانیان خویش شاباش کرد. بازیگران نقابدار (اصحاب السماجه) به پیشگاه خلیفه میآمدند و خلیفه برایشان سکّه میانداخت و گلهایی از عنبر سرخ بدیشان میبخشید.^{۲}
شاعران تهنیتها میسرودند و از بزرگان برای مردمان هدیه طلب میکردند. ابن زبیر میگوید که در یک نوروز بازی سماجهای در برابر معتضد خلیفه برگذار شد که سیزده هزار دینار صرف آن شد. در روزهای ۱- اسدی طوسی، گرشاسب نامه، ص ۴۲۷.
۲- مناظر احسن، محمد، زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، ترجمه مسعود رجبنیا، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۶۹، صص ۸-۳۴۷.
سیر تاریخی نوروز
۱۱۵
نوروز شیرینیها مانند صابونیه و لوزینج پخته میشد و مردم میان خود پخش میکردند... به گفته یعقوبی عمربن عبدالعزیز رسم تبادل هدیه در نوروز و مهرجان را برانداخت و سپس یزید دوم آن را دوباره بر پا ساخت.^{۱}
هندو شاه نخجوانی به نقل از تواریخ عربی آورده: «گویند روز نوروزی جهت خالدبن برمک وزیر، کاسهها از زر و نقره به هدیه آورده بودند یکی از شعراء این ابیات به خالد نوشت:
لیت شعری اما لنامنک حظ ما علی خالدبن برمک فیالجود لیت لی جام فضة من هدایا انما ابتغیه اللعسل المم
یا هدایا الوزیر فی النوروز نوان ینیله بعزیز هوی ما بالامیر مجیزی زوج بالماء لالبول العجوز
خالد هر چه در آن مجلس او زر و نقره بود همه به آن شاعر بخشید، چون اعتبار کردند مالی عظیم بود و شاعر از آن توانگر شد.^{۲}
باری، تردیدی نیست که وزرای ایرانی عصر عباسی در اشاعه مراسم نوروزی سهم بزرگی داشتند و بسیاری از آداب آن را نیز به خلفا آموختند.
عید نوروز در زمان خلفای عباسی
عباسیان مانند پادشاهان ایران در تالاری با جامههای فاخر مینشستند و هدیهها را خود میپذیرفتند. گفتهاند که متوکل از بامداد تا
| ۱- مناظر احسن، یادشده، همان جا. | |
| ۲- هندوشاه نخجوانی، تجارب السلف، ص ۱۰۲. |
۱۱۶
آداب و رسوم نوروز
نماز ظهر مینشست و به پذیرفتن پیشکشهایی که از سوی بلند پایگان و دیگر بزرگان تقدیم میشد میپرداخت. خلفا در واقع در چنین روز خُجسته حق دریافت هدیه از رعایای خویش را داشتند پس مردم همه طبقات به تقدیم پیشکشی به خلیفه میپرداختند و نیز وزیران و بلندپایگان دیوان و توانگران عطر و گوهر و مروارید و بازرگانان کالاهای مرغوب مانند فرش و جامه وکنیز و شاعران نیز قصیده و مردم عادی گل و میوه نثار میکردند. دیدار خلیفه در ایام نوروزی بیتقدیم پیشکشی نامیمون بود. خلفاگاهی از پیشکشهای مهمانان خویش جویا میشدند و بنا به گفته منابع پرسش خلفا عبارت ویژهای بود که «کجاست پیشکش امروز شما؟» دادن پیشکشیهای بسیار به خلیفه موجب شد دفتری فراهم شود تا نام بازدیدکنندگان کاخ و پیشکش ایشان در آن ثبت شود. در برابر، خلیفه هم هدایای پرارجی بدیشان ارزانی میداشت. مردم عادی در نوروز خانههای خود را با تکههای پنبه (حبّ القطن) و بخوردانهای گلین (المجامیرالطین) چراغانی میکردند. کاخهای سلطنتی هم با قطعات پارچههای ارزنده مانند زهری خیسشده در روغن بلسان «هن البلسان» و دیگر مایعات خوشبو و پربها که در بخوردانهای سنگی «المجامیرالبرام» نهاده شده بود چراغانی میشد.
در طی شش روز جشن نوروز مردم در گذرگاهها گرد میآمدند و آتش میافروختند. شور و دلبستگی مردم در برپایی نوروز چنان بود که کوشش معتضد خلیفه در سال ۲۸۴ ه ق.برای جلوگیری از شادیهای زیاده از حد درگذرگاهها در هوای تابستان سودمند نیفتاد و پس از دو روز مردم را آزادگذاشت تا هرگونه که بخواهند شادمانی کنند. ابن حوقلگوید
سیر تاریخی نوروز
۱۱۷
که در سده دهم میلادی / چهارم هجری در جبال، نوروز را به مدّت هفت روز برپا داشتند با خوشی و شادی فراوان خوراکیهای لذیذ پختند و جامههای فاخر دوختند و پول بسیاری بدین جشن صرف کردند ضمناً مهمانیهایی با رستههای مُنظم نوازنده برپا کردند و حتّی بر بام خانههای خود جشن گرفتند.^{۱}
پرفسور تریتون بخشی از کتاب الهفواه صابی را درباره برگذاری نوروز ذمیان بغداد در قرن چهارم نقل کرده است. صابی گوید که بعضی از ذمیان آشپزی مخصوص به خدمتگرفتند تا خوراکیها را شبانه فراهم کند که با مواد تازه باشد و مهمانیهایی برای خود شان و دوستان دادند که در آنها خربزه و آلو و هلو و خرما بر خوانها نهاده بودند. زنان میکوشیدند تا برای آن روز عطریات بخرند و سنگپشتها را برای راندن شیطانها از خانهها میآوردند، و تخممرغ رنگ میکردند. پاشیدن عطر به روی فرد و هفت گام به سوی او رفتن به مفهوم آن بود که چشم بد و تنبلی و تب از او دور میشود. توتیا با سلاب و سورمه را برای افزایش نور چشم در سال آینده به چشم میکشیدند و روز فرخندهای بود برای مصرف دارو، مدرسهها بسته میشد و دانشآموزان به بازی میپرداختند. اگر استادی به مدرسه میآمد با او با احترام رفتار نمیکردند و ای بسا که او را به آبگیر میانداختند مگر آنکه وجهی میداد که صرف خرید خوراکی میکردند. صابی ضمناً گوید که مسلمانان در این شادمانی شرکت میکردند و حتّی در انظار عموم شراب مینوشیدند و مانند ذمیان به خوردن عدس پاک کرده میپرداختند و در آب پاشیدن به روی مردم با ذمیان همبازی ۱- زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، یادشده، صص ۳۴۷ تا ۳۵۰.
۱۱۸
آداب و رسوم نوروز
میشدند. کسان محترم یکدیگر را با مشک آب میزدند یا پیرامون خانهها و باغهای خود را آبپاشی میکردند و مردم عادی هم بدین کار در گذرگاهها و شوارع عام میپرداختند.^{۱}
از دولتهای ایرانی در عهد اسلامی، بیش و پیش از همه، صفاریان، به احیای زبان فارسی و آئینهای ایرانی همت گماشتند، پس از آن دولت ایرانی مقتدری چون سامانیان در بخش کهن و زادبوم فرهنگ اصیل ایرانی، خراسان روی کار آمدند که بسیاری از آئینهای باستانی را احیاء کردند و به جای آوردند تنها آثاریکه در باب نوروز از شاعران و ادیبان آن روزگار به جای مانده، خود قسمت مهمی از ادبیات نوروزی را در سبک خراسانی تشکیل میدهند. لیکن کوشش بویهیان در نگهداری آداب و رسوم و جشنهای ایرانی، بخصوص نوروز و مهرگان و سده چشمگیرتر و مؤثرتر از همه بوده است. چنانکه «مافروخی» بیان کرده است: «و بازاری بود بر دروازه جور که آن را بازار جورین گفتهاند، در فصل نوروز هر سال تمامت اهل اصفهان از صغیر و کبیر و وضیع و شریف و خاص و عام و اطفال و عورات هر کس به حسب حال طبقات و درجات بالوان اسباب مأکول و مشروب و انواع ضروب عدت و آلت مطلوب مرغوب مدت یک دو ماه بدانجا نقل کردهاند و از استیضاح و لذات و استمتاع عیش و عشرت از لهو و لعب و نشاط و طرب حظی وافی و ذوقی وافر از زندگانی برداشته چون روز نوروز رسیده چندین بازار ساخته طوافان و بازاریان گوناگون نعمتها در آنجا پرداخته و عوام در میان آنجا چون دریا بر دریا در تموج و خواص از دور و نزدیک و بالا در نشیب در تفرج و پیوسته آن ۱- همان کتاب، همان جا.
سیر تاریخی نوروز
۱۱۹
مدت را گذرانیده به فکاهت و خوشی و عیش و افسانه و خلیع العذار دیوانهوار آشنا و بیگانه مشتغل بکأس و پیمانه...».
نوروز در زمان دیلمیان
«ابنمسکویه» در مورد افتتاح خراج در زمان عضدالدوله دیلمی اشاراتی بس مهم به نوروز معتضدی دارد بدین قرار: «عضدالدوله افتتاح خراج را به نوروز معتضدی عقب انداخت. در گذشته پیش از رسیدن، غلات گرفته میشد. برای رعیت رسوم صحیحی را بجا داشت و از آن زیادات و تأویلات را حذف کرده و بر مظالم متظلمین وقف کرده و بر تعدیل عمل کردند و اخذ از قوافل حاجیان را برداشت و آنچه برایشان مقرر شده بود از قبالح و ضروب عسف... زایل کرد.»^{۲}
هم او در حاشیه گوید: ابوهلال عسکری در کتاب الاوائل (نسخه خطی) درباره تأخیر خراج گوید: «نخستین کسی که نوروز را عقب انداخت متوکل بود، که او دید زیان میبیند و مردمان به افتتاح خراج و زرع، ایشان را مقروض و تلف میکنند.
ابراهیم بن عباس صولی را خواست و تصمیم گرفت بر عقبانداختن نوروز به بیست و هفت روز از حزیران، پس نامهها در این باره نوشته شد و آنکتابی مشهور است در رسائل ابراهیم (بن عباس)... و متوکل پیش از دخول سال جدید به قتل آمد. والمنتصر بجایش آمد و انیازمند به مال بود پس مردمان مورد مطالبه قرار گرفتند طبق رسم اوّل و ۱- مافروخی، محاسن اصفهان، ص ۱۷ به نقل: اذکائی، پرویز، تاریخچه و مرجعشناسی نوروز، صص ۱۷-۱۶.
۲- ابن مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم و تعاقب الهمم، جلد 2، ص ۴۰7.
۱۲۰
آداب و رسوم نوروز
آنچه متوکل رسم کرده بود، از بین رفت و مورد عمل واقع نشد تا زمان معتضد. پس وی حسابش را در روز یازدهم از حزیران قرار داد و فرمان داد در دیوانها ثبت کنند. تنها آنچه معتضد کرد این بود که مدّت را کوتاه کرد در یازده روز از حزیران».
نوروز در زمان غزنویان
در زمان غزنویان چنانکه از جای جای تاریخ بیهقی برمیآید، باز هم به رسم هدایای نوروز و مهرگان که البته خوشایند ترکان بوده است برمیخوریم. از جمله اطلاع مییابیم که در سال ۴۲۹ق سلطان مسعود برای جشن نوروز جلوس کرد و هدایای مرسوم مبادله گشت و به قول بیهقی در این روز بود که این سلطان توبه خود را در شرابخواری بشکست و همچنین یادی از جشن نوروز سال ۴۳۱ق و شادمانی حاضران و مدیحهگویی شاعران و تبادل هدایا و صلات به میان آمده است.۲
نوروز در زمان سلاجقه و خوارزمشاهیان و ایلخانان
با اینکه این دوره را عصر غلبه ترکان و مغولان نام میگذارند ولی به دلیل توطن آنان در مهد فرهنگ و تمدن ایران اسلامی، همگان به مرور خوی ایرانی گرفتند و در جامعه بزرگ ایرانیان مستحیل شدند. به طوری که نسل دوم همه آنها عرق و حمیت ایرانی یافتند و نه تنها دین مبین اسلام را پذیرفتند که به زبان و فرهنگ ایرانی نیز تعلق شایسته نشان دادند. در ۱- تجارب الامم، یادشده ، حاشیه ۴۰۷ / تاریخچه و مرجعشناسی نوروز، یادشده،
صص ۱۴ تا ۱۶.
۲- اذکائی، همان کتاب، ص ۱۷.
سیر تاریخی نوروز
۱۲۱
تلاش برای ایرانیشدن هر چه بیشتر و در شمار عام درآمدن هرچه سریعتر آنان است که مشاهده میشود تمامی آداب و رسوم ایرانی را میپذیرند و جامههای ایرانی بر تن میکنند.
چنانکه از کتاب «کیمیای سعادت» امام غزالی برمیآید:
«... و چنگ و چغانه و صورت حیوانات فروشند برای کودکان در عید و شمشیر و سپر چوبین فروشند برای نوروز و بوق سفالین برای سده و آنچه برای نوروز و سده فروشند چون سپر و شمشیر چوبین و بوق سفالین در نفس خویش حرام نیست اما برای اظهار شعارگران حرام است.»
آئینهای هدیهدادن و هدیه پذیرفتن بر قیاس گذشته در این ادوار رایج بود و هم از ادبیات نوروزی عصر برمیآید که مراسم درباری آن، کماکان برگذار میشد. از جمله این ابیات امیر معزّی را در مدح ملکشاه و تهنیت نوروز میتوان یادکرد:
باد میمون و مبارک صدهزاران جشن جم
بر خداوندی که چون جّم بنده دارد صدهزار
با نشاط و رامش و پیروزی و نیک اختری
همچنین نوروز و صد نوروز دیگر برگذار^{۲}
از کتاب «سیرة جلالالدین منکبرنی» برمیآید که جشن نوروز به روزگار خوارزمشاهیان در میان توده مردمان برگذار میشده، چنانکه از ۱- غزالی، ابوحامد محمدبن محمد، کیمیای سعادت، نیمه اول، صص ۴۷۸-۴۷۷ و نیز احیاء علوم الدین، ج ۲، چاپ قاهره، ص ۲۳۴.
۲- امیر معزّی، دیوان، به اهتمام عباس اقبال، صص ۳۲۱-۳۲۰،
۱۲۲
آداب و رسوم نوروز
جامههای نوین و رنگارنگ مردم اصفهان در این روز هویدا بوده است.' پس از حمله خانمانسوز مغول، علیرغم ویرانگریها و کشتارهایی که آن قوم وحشی در ایران براه انداخت: «ایرانیان این عید را پناهگاه و دستآویز خود ساختند و به عنوان شعاری برای نمایان ساختن روح مجد و عظمت و دفاع در راه طرد آن چیرهگران غاصب و اظهار استقلال، قرار دادند.»^{۲}
در دواوین شعرای نامدار این ادوار، چون سعدی، سلمان ساوجی، خواجوی کرمانی و دیگران به فراوانی از نوروز و مراسم خجسته آن یاد شده و گویای این مطلب است که با وجود همه مصائب و متاعبی که بر ایرانیان گذشت رشتههای الفت خود را با فرهنگ ملّی و مردمی، سست نمیدیدند.
نوروز در عصر صفوی
حمله وحشتناک مغولان به ایران و آسیبهایی که پس از یکصد و بیست سال ستم ایلخانی و اعقاب چنگیز به این کشور رسید (۷۳۶-۶۱۶ ه.ق) باعث شد که شهرهای کشور از رونق بیفتد و زندگانی مدنی که بر پایه چندین هزار سال جهد طولانی ایرانیان شکل پذیرفته بود، ارج و اعتبار خود را از دست بدهد. اتلاف نفوس کثیری که بر اثر یورشهای ددسیرتان چنگیزی به وقوع پیوست و ارقام وحشتناک از دست رفتگان این فاجعه دردناک را تا شش میلیون تن بالا برد، چنان ضربه سنگینی بر ۱- الصیاد، النوروز، ص ۵۷ به نقل از: تاریخچه و مرجعشناسی نوروز، صص ۱۸-۱۷. ۲- همان کتاب، همان جا.
سیر تاریخی نوروز
۱۲۳
پیکر استوار فرهنگ و تمدن اسلامی وارد آورد که ترمیم آن هنوز هم بعد از گذشت قرنها امکان پذیر نشده است. خاصه آنکه به دنبال ترکتازیهای مصیبتبار خونخواران مغول، این بار تاتارها وارد عرصه دغا شدند و آنچه را که به دست جور چنان دشمنان بیباک و قهّاری از میان نرفته بود، با یورشهای پیدرپی خود به نابودی کشانیدند.
بر روی هم سه قرن فاصله میان آغاز هجوم زاغ سیرتان مغول و رویکارآمدن دولت با اقتدار صفوی را باید از اعصار تباه و سیاه و تاریک حیات ایرانیان خواند. چه که در سر مادیان سواران ریگستانهای قرهقوروم و گبینشینان و نیز ژندهپوشان متهور و چالاک آسیای مرکزی چیزی سوای نهب و تطاول نبود و همّ و غمّ عمده آنان را دشمنشکنی و لشکرکشی و سوداهای جنونآمیز کشورگشایی تشکیل میداد. بالمآل مردم ستمدیده روستایی و آن عده از گریختگان شهری که به بیغولهها خزیده بودند و جرأت خودنمایی و حضور در صحنه عادی کشت و کار و گلهبانی را هم از دست داده بودند، تنها در شرایط حفظ جان قرار گرفتند؛ زندهماندن آن هم به هر قیمتی که باشد!
تردید نیست که با دمیدن سبزهها بر لب جویبارها، دگر باره زندگی نطفه میزد و جان میگرفت و با رشدگیاه و دانه، حیات وحش و نیز انسان تعادلی تازه به هم میرسانید و خود به خود ساز وکارهای زیستی سامان مییافت و قالبهای متعدد آداب و سنن شکل دوباره پیدا میکرد. همانگونه که کودکان جدید از پسر و دختر پا به عرصه زندگانی مینهادند و در میان چشمهای نگران پدران و مادرهایی که چهرههای خشمناک و دژخیمی زردپوستها را دیده و فراموش نکرده بودند، به رشد و بالندگی
۱۲۴
آداب و رسوم نوروز
میپرداختند، قانون حیات و ناموس زندگی استوار بود و لامحاله چرخ بازیگر میچرخید و نمایشهای رنگارنگ به صحنه میآورد.
معلوم است که ایرانیان ستم رسیده ایام را یارای برگذاری جشنهای پِرتفصیل نبود ولی نادیده گرفتن ارزشهای مسلّم نیز به منزله انکار موجودیت انسانی آنان بود و نیروهای تلاشگر و آرزومند تن به چنان مهلکهای نمیدادند. بهخصوص که در دوران جانشینی تیمور، که کمابیش به یک قرن انجامید، کوششهایی هم برای احیای آثار گذشته و مآثر با اعتبار کهن به عمل آمد والحق در زمینههای هنر و ادب و فرهنگ، قدمهای مهمّی برداشته شد.
ولی بازسازی جدّی و صحیح و اصولی مبانی مدنی و بازیابی رسم و راههای ارجمند پیشین، امری بود که در روزگار فرمانروایی فرزندان شیخ صفیالدین اردبیلی (۷۳۵-۶۵۰ ه.ق) حاصل شد و شاهان این سلسله نامدار که نزدیک به دو قرن و نیم (۱۱۴۸-۹۰۷ ه.ق) دایر مدار امور کشور بودند و حکومتی ملی و مردمی و متکی بر مذهب شیعه را بنا نهادند، توانستند هویت ایرانیان مسلمان را بدانها بازگردانند.۱
به تعبیر درست، حکومت صفوی را میتوان حاکمیتی مردمی دانست. تمامی شاهان این سلسله از آغاز تا به انتها و از بزرگ تا کوچک، در یک جهت متفق و مصمّم بودند و آن جلب رضایت اکثریت مردم بود. ۱- موضوع پیدایش دولت صفوی و تشکیل دولت ملی، عنوان کتابها و تحقیقات معتبری را در تاریخ ایران به وجود اَورده است که بالاختصاص میتوان ازکتابی به همین نام «تشکیل دولت ملی» از والتر هینتس آلمانی یاد کرد، این کتاب به وسیله کیکاووس جهانداری ترجمه شده و کراراً در ایران به چاپ رسیده است. انتشارات خوارزمی، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۱.
سیر تاریخی نوروز
۱۲۵
به همین دلیل در تمامی طول دوران حکمرانی خود از حمایت جامعه برخوردار بودند و حتی تا بیش از نیم قرن از زوال رسمی و واقعی،باز کسانی به ادّعای تبار صفوی داشتن، قیام میکردند و یا در گوشه و کنار سرزمین پهناور ایران، به اسم این خاندان فرمان میراندند.
طبیعی است که در عصری چنین گشاده دامن، فاصله میان هسته مرکزی اقتدار و تودهها، بسیار کم شود و با وجود انتخاب زبان ترکی،به عنوان زبان رسمی درباری، باز تمامی پادشاهان فارسیگوی و شعردوست و حتی خود شاعر باشند و اطوار مردمی پیشه کنند.۱ سیر حوادث معلوم میدارد که در هیچ عصر از ادوار تاریخ ایران بعد از اسلام، نزدیکی میان دولت و ملّت به حدّ صفویان نرسیده بود و تا این درجه زبان مشترکی برای فهم عادات و آداب و سنن و شعائر مردمی نشده بود. ناگزیر فرهنگ ملّی اوج یافت رسوم ملی نیز فراخی پیشه گرفت. ایرانیان هر چه را که از قواعد فکری و ترتیبات زیستی بود، همه را از خود یافتند و به گسترش نمادهای اجتماعی و مردمی دامن زدند.
در این میان نوروز هم جایگاه ویژه خود را حفظ کرد و حتی با تظاهرات و اعمال و اقدامات دیگری که جنبه مذهبی داشت، عجین گردید. به نحویکه علمای شیعهکوشیدند حدیثهای متعددی را که در این زمینه وجود داشت گردآوری کنند و اخبار ائمه علیهمالسلام را در مورد نوروز جمع نمایند. از همه مهمتر کتاب «السماء والعالم»
علامه مجلسی است (جلد ۱۴ بحارالانوار)، که حاوی فصلی مشبع است ۱- رسمی شدن زبان ترکی در دربار و به تبع حریمهای آنان برای نخستین بار در این دوره روی داد.
۱۲۶
اداب و رسوم نوروز
در اخبار و روایات و اعمال و ادعیه و اذکار و فضایل نوروز و جنبه دینی آن، که از جمله اینها را نقل میکنیم: حدیث «یوم النیروز هوالذی...» یعنی روز نوروز آن است که در آن خدا به دعای یکی از پیامبران باران به مردم فرستاد و آب به ایشان داد و آبپاشی به یکدیگر در نوروز سنت شده، این حدیث اشاره به نکتهای است که در زمان قدیم معمول بوده است که آب بر یکدیگر میپاشیدند (آبریزان) و حتی در برخی از نواحی ایران هنوز هم معمول است و آن را شگون میگیرند. حدیثی دیگر چنین است: «هوالیوم الذی وجه رسولالله...» یعنی آن روزی است که پیامبر علیرا به وادی جشن فرستاد. حدیث دیگر «وهوالیوم الذی حمل فیه...» یعنی روزی است که در آن رسول خدا، علی(ع) را بر دوش خود گرفت و بتهای قریش را از بالای خانه حرم فرو ریخت و شکست. و نیز این حدیث «روی ان المجوس اهدوا الی امیرالمؤمنین...» یعنی آوردهاند که زرتشتیان در نوروز جامهایی سیمین به امیرالمؤمنین(ع) پیشکشکردند که در آنها شکر بود وی در میان یارانش پخش کرد و آن را به جای جزیه از ایشان پذیرفت. هم در این عصر جشن نوروز صبغه مذهبی یافت که در این مورد مختصری از «السماء والعالم» مجلسی که از حضرت صادق(ع) روایت گردیده نقل میشود: «... در آغاز فروردین آدم آفریده شد و آن روز فرخندهای است برای طلب حاجتها و برآوردهشدن آرزوها و دیدار پادشاهان و کسب دانش و زناشویی و مسافرت و داد و ستد. در آن روز خجسته بیماران بهبودی مییابند و نوزادان به آسانی زاده میشوند و روزیها فراوان میگردد. در نوروز خوب شستشو کنید و خود را پاک نگهدارید و بهترین جامهها را بپوشید و بوهای خوش بکار برید و سپاس
سیر تاریخی نوروز
۱۲۷
خدای را بجای آرید، زیرا در آن روز پیغمبر اسلام در غدیر خم برای ولایت علی (ع) از مردمان بیعتگرفت، و هم در آن روز علی(ع) بر مردم نهروان چیره شد. هنگامی که جشن نوروز فرا میرسد، ما منتظر هستیم که از جانب خدا پیروزی و شادی برسد، چه اینکه آن روز به ما اختصاص دارد و پارسیان آن را نگهداریکردهاند، اما شما مقام آن را از میان بردهاید و خوب نگهداری نکردهاید...)» و نیز از حضرت موسیبن جعفر(ع) آمده است که: «این روز بسیار کهن است. و خداوند از بندگان پیمانگرفت تا او را پرستش کنند و برای او شریک قائل نشوند و به آئین فرستادگانش درآیند و دستورشان بپذیرند و آنرا اجرا نمایند و آن نخستین روزی است که آفتاب بدمید و بادهای باردهنده بوزید و گلهای روی زمین پدید آمد و هم جبرئیل بر پیامبر نازل شد و نیز روزی است که ابراهیم بتها را شکست و هم پیامبر(ص)، علی(ع) را بر دوش خود گرفت تا بتهای قریش را از خانه کعبه بینداخت.»^{۲}
در کتابهای مذهبی عهد صفوی در باب آداب نوروز از جمله سفره هفت سین و جز آن به تفصیل سخن رفته است. میتوان گفت آنجه از آئینهای مذهبی نوروز، امروزه رایج است در آن روزگار به قوت و شوکت هر چه تمامتر برگذار میشده است.^{۳}
ما در فصل دیگری که از نوروز در اسلام سخن میگوئیم به بررسی این احادیث و نیز روایات دیگر خواهیم پرداخت و از آداب نوروز در اسلام سخن خواهیم گفت. و اما درباره نحوه انجام مراسم نوروز و ۱- قمی، حاج شیخ عباس، سفینة بحارالانوار و میهنة الحکم وآلاثار، ج ۲، چاپ نجف،
۱۳۵۵دق، ص ۵۳.
۲- همان کتاب، همان جا.
۳- تاریخچه نوروز و مرجع شناسی، یادشده، ص ۱۹-۱۸،
۱۲۸
آداب و رسوم نوروز
مشارکت پادشاهان مطالبی از کتب معاصران صفویه باقی مانده است که قابل ذکر است.
شاردن سیّاح و جواهر فروش فرانسوی که به دلیل داشتن مذهب پروتستان ناگزیر شد سالیان آخر عمر را در انگلستان بگذراند خود در مراسم جشن تاجگذاری شاه سلیمان صفوی شرکت داشته و وضع این کاخ را چنین ثبت کرده است:
«تالار کاخ، مفروش به قالی زربفت و ابریشم بغایت نفیسی بود، تشکچههای اطراف از منسوجات درست شده بود، که بافت ایران میباشد و یحتمل زربافت خوانده میشود، و عبارت از منسوجات مخملی ابریشم مخلوط با طلا است، گل و شاخههای زرین رویش نقش انداخته شده است، شمعدانهای زرین شمش توبُر که بعضی از آنها مرصع به فیروزه و یاقوت بود، در این جا وجود داشت.
جایگاه مخصوص شاه، تشکچه کوچک به غایت نرم زربفت به ضخامت چهار انگشت و به درازای تقریباً سه تا چهار پاگذارده شده بود، روی تشکچه مزبور را با روپوش کوچک بغایت ظریف و بسیار لطیفی از منسوجات هندوستان که زردوزی شده، کاردستی عالی داشت، پوشانده بودند، این روپوش کوچک تمام تشکچه را پوشانیده و به اندازه چهارانگشت از اطراف آویخته بود و بدین طریق مانع دید آن میگردید» در دو گوشه در پایین به دو گویچه زرین شمش توپر، آراسته به گویها تعبیه گشته بود. دوتفلان طلا نیزکه همچنان مرصع بود، در دو طرف قرار داشت، این محل را چهارده شعله چراغ، بالتّمام از طلای شمش توپر، غیر معلق گذاشته به زمین چنانکه ما شمعدانهایمان را بر روی میز یا سه پایه
سیو تاریخی نوروز
۱۲۹
میگذاریم، روشن میکرد، این چراغها، که از طلای دو (سکه زرین معروف) میباشد چنان سنگین است که معادل چهار من و نیم وزن دارد، هشت شعله در تالار و در اتاقهای بزرگ طرفین هم هشت شعله شمعدان دو شاخه وجود داشت که همه از طلای توپر شمش بود.کرسی یا تخت سلطنت عبارت از چهار پایه مربع میباشد که بر روی چهار گویچه زرین بزرگی قرار گرفته است. روی کرسی کاملاً مسطح و از طلای توپر شمش تا اندازهایکلفت، هر چهار پایه و چهار گویچه زرین، به قطعات کوچک یاقوت و زمرد آراسته میباشد.» سپس شاردن ترتیب استقرار شاهزادگان و مقامات کشوری و لشکری را در حضور شاه پس از جلوس، چنین توصیف نموده است. شاهزادهها، در دور پادشاه نیم دایره تشکیل داده و دستهای خود را به روی سینهگذارده در روبروی شاه بیحرکت ایستاده بودند. در طرف چپ پادشاه، که ایرانیان محترمتر میدانند، به ترتیب صدر اعظم، رئیس قشون، ناظر دربار، وقایعنویس، داروغه اصفهان، عالم اصفهان، در طرف راست مسند، تفنگدار باشی، دیوان بیگی (رئیس شهربانی) منجم باشی، شیخ الاسلام و وزیر اصفهان. در تالار به استثنای مقامات نام برده، دیگری حق جلوس در مجلس را نداشت. در اطاقهای جانبی، صاحبمنصبان مستقر بودند که همگی ایستاده بودند. در سلام نوروز، شیخالاسلام، با کسب اجازه از پادشاه در حضور پادشاه قرار میگرفت، و به دو زانو مینشست و مکتوبی (خطابهای) را قرائت میکرد و در پایان چینن دعا مینمود:
«بارالها وجود مقدس پادشاه جمجاه، فلک تخت ثریا تاج، از جمیع بلیات و آفات محفوظ و مصون ماناد. تختش بلندپایه، طایر اقبالش قرین و بساط
آداب و رسوم نوروز
| ۱۳۰ |
| عدلش گسترده باد.»^{۱} |
| روایت خارجیان از نوروز در عصر صفوی |
همین شخص، در جای دیگری از کتاب خود، شرح مفصلی در باره مراسم نوروزی دارد که با وجود اطناب شنیدنی است، چون در عین حال منحصر به فرد نیز هست:
«در بیست و یکم مارس، چهل و هفت دقیقه بعد از طلوع، آفتاب مطابق غُرّه ذیالحجه دوازدهمین ماه سنه هجری قمری توپخانه و ساخلو سه بار شلیک کردند و بدین طریق حلول سال نو (نوروز) را اعلام داشتند. معمولاً همیشه در موقع ورود آفتاب به برج حمل خواه شب باشد و خواه روز، سال جدید اعلام میشود. ایرانیان اعیاد و ایام سوگواری مذهبی و غیرمذهبی بسیار متعددی دارند بعضی از این مراسم به یادبود حوادث و وقایع بزرگ دینی است و برخی مخصوص انقلابات مهم است، معهذا، فقط سه عید و تعزیه مذهبی را با شکوه و جلال تمام برگذار میکنند: عید فطر که به مثابه جشن قیامت و بعد از اختتام ایام پرهیز است، عید اضحی و شهادت آل علی(ع)، یک جشن غیرمذهبی (ملی) دارند که عید نوروز است. باید متذکر شویم که ایرانیان اگر چه فقط چنین جشنی (ملی) دارند ولی آنرا به طرز بسیار باشکوهی برگذار میکنند. فیالمثل سه روز تمام طول میکشد و در بعضی مقامات، مانند دربار، تا هفت روز ادامه دارد و چنانکه گفتیم از ورود آفتاب به برج حمل آغاز مییابد.
«این عید را نوروز سلطانی مینامند، تا از سال جدید و واقعی تاریخ ۱- به نقل از: فرهنگ مردم، یادشده، ص ۳۳.
سیر تاریخی نوروز
۱۳۱
فعلی ایران که مبدأ آن هجرت حضرت محمّد(ص) از مکه (به مدینه) است مشخص باشد، پیغمبر اسلام از خوف کفار که میخواستند شارع آئین جدید را مقتول سازند مهاجرت فرمود، و تمام مسلمین جهان حادثه مزبور را مبدأ تاریخ خود قرار دادهاند. آغاز سال تاریخ اسلامی که قمری است، و غرّه محرم است که اول سال هجری است. ایرانیان جشن نوروز را مطابق سال شمسی که تاریخ باستانی این قوم است برگذار میکنند و بانی این عید را جمشید میدانند که چهارمین شاهنشاه ایران است و از همین سنت باستانی به ثبوت میرسد که مردم این کشور برای اعیاد مربوط به تحول آفتاب و اعتدال ربیعی بسیار اهمیت قائل بودهاند و آغاز بهار را سخت نیکو و مبارک میشمردهاند، جشن نوروز هشت روز تمام ادامه داشته است، در نخستین روز عید شاهنشاه بار عام میداده، روز دوّم مخصوص شرفیابی عُلما و دانشمندان و مخصوصاً اخترشناسان بوده است، سوم به منجمان و موبدان اختصاص داشته، چهارم ویژه قضات بوده، پنجم مخصوص بزرگان و اعیان و اشراف کشور، ششم برای خویشاوندان و منسوبین شاهنشاه و دو روز آخر به زنان و کودکان سلطان اختصاص داشته است، این جشن تا هجوم اعراب به ایران باشکوه و جلال تمام ادامه داشت و امّا در دوران بعد از اسلام اختلالاتی به وجود آمد که مدت چند قرن ادامه داشت و بعد از روی کارآمدن سلسله سلجوقی و تثبیت کارآل سلجوق، به هنگام پادشاهی ملکشاه در سال چهارصد و هفتاد و پنج هجری در روز اعتدال ربیعی هنگام تحویل آفتاب به برج حمل، منجمین مملکت فرصت را برای احیای سنت باستانی ایرانیان مغتنم شمرده گفتند: این در نتیجه مشیت الهی است که سلطان در
۱۳۲
آداب و رسوم نوروز
نخستین روز سال، البته بر حسب تقویم باستانی، به تخت امپراتوری جلوس فرموده است.^{۱} و بدین طریق توانستند که رسم قدیمی کشور راکه یادگار عهود بسیار باستانی است، به وی بقبولانند و جشن (ملّی) مردم را مثل ادوار پیش از اسلام همچنان استوار و برقرار سازند. اخترشناسان به سلطان اظهار داشتند که جشن نوروز را نمیتوان در آغاز سال قمری تثبیت کرد، چون ابتدای سنه این تقویم، مصادف با ایام سوگواری است و مسلم است که تصادف عید با عزاداری منحوس خواهد بود، بالنتیجه صلاح آنست که نوروز در آغاز سال خورشیدی تثبیت گردد که همیشه مصادف با آغاز بهار، نیکوترین فصل سال است، در صورتی که ابتدای سنه قمری بر حسب گردش ماه در فصول مختلف و متوالی واقع میشود. منجمین برای جلب توجّه شاهشان گفتند که وضع تقویمی واجد خصوصیت شایان توجّه دیگری هم هست، توضیح آنکه بر حسب یک رسم باستانی، ایرانیان آغاز سلطنت پادشاهان خود را ابتداء تاریخ قرار میدهند و بدین طریق همیشه نوروز سال شمسی مصادف با روز جلوس وی خواهد بود. سلطان جلالالدین را پیشنهاد اخترشناسان خوش آمد و عید باستانی را در آغاز سال جدید سلطانی تثبیت فرمود و از آن وقت به بعد این جشن همیشه با شکوه و جلال هر چه تمامتر برگذار میگردد. با شلیک توپ و تفنگ، البته در نقاطی که این تسلیحات موجود باشد، از قبیل پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ و مهم، حلول سال نو برای مردم ۱- شاردن در این بخش توضیحاتی دارد که مأخوذ از اطلاعات غیردقیق اوست. سلطان ملکشاه از سال ۴۶۵ هق. به مدت بیست سال پادشاهی کرد و واقعه بازشناسی تقویم شمسی نیز در خلال سالهای ۴۷۱-۴۶۷ ه.ق. انجام پذیرفته است. به این مسئله در جای دیگری از همین تألیف اشاره شده است: ر.ک. نوروز سلطانی.
سیر تاریخی نوروز
۱۳۳
اعلام میشود. منجمین لباس فاخر در بر کرده یک یا دو ساعت پیش از اعتدال ربیعی برای تعیین تحویل آفتاب به برج حمل، به کاخ سلطنتی و یا عمارت حکومت محل میروند و در پشتبام یا روی مهتابی با اسطرلاب خود مشغول کار میشوند و به محض اینکه علامت دادند، برای اعلام حلول سال جدید شلیک میشود و صدای آلات موسیقی: طبل و شیپور، نای و نقاره در هوا طنینانداز میگردد، بدین ترتیب ترانه و طرب، جشن و سرور تماشاچیان و بزرگان مملکت آغاز میشود. در اصفهان در همه روزهای عید، در مقابل کاخ شاهنشاه، مراسم سرور با رقص و طرب و آتشبازی و صحنههای کمدی، همانند هفته بازار برگذار میگردد و هر فردی هشت روز عید را با شادی بیپایان بسر میبرد.
«ایرانیان برای نوروز نامهای مختلفی دارند، از جمله آن را عید لباس نو میخوانند، چون هر کس هر اندازهای نادار باشد، در این جشن یکدست لباس نوی به تن میکند و افراد متمکن در ایام عید، هر روزی ملبوس دیگری دربرمینمایند. ایام نوروز فرصت مناسبی است برای مطالعه شکوه و جلال دربار، چه در این جشن، عظمت و ابهت این دستگاه بیش از هر موقع دیگر جلوهگر میگردد. هر درباری عالیترین و نفیسترین وسایل تجمّل خویش را در روزهای عید زینت تن و بیکر خود میکند. در ایام نوروز در تمام هشت روز گردش و تفریح در خارج شهر به طرز بیسابقهای جریان دارد. هر کس هدایا و تحفی فراهم میکند، و روز عید برای یکدیگر تخم مرغهای منقش و مطلایی ارسال میدارند بعضی از اینها سه دوکای طلا ارزش دارد. شاهنشاه پانصد تخم مرغ از نوع مزبور در بشقابهای نفیس در سرای خود بین سوگلیهای خویش بخشش
۱۳۴
اداب و رسوم نوروز
میکند. چندتایی از اینها را من هنگام مراجعت به یادگار آوردهام. این تخممرغها مستور از طلا و مزین به چهار صورت یا مینیاتور بسیار نفیس است. روایت میکنند که ایرانیان در تمام ادوار (تاریخ خود) در ایام نوروز به یکدیگر تخم مرغ هدیه میدادهاند، چون تخممرغ نشان پیدایش حیات و آغاز تکوین موجودات است. تعداد مصرف آن در ایام عید باورکردنی نیست.
«بزرگان کشور بعد از تحویل آفتاب به برج حمل، برای تهنیت عید نوروز به حضور شاه میروند، اعیان و اشراف تاج مرصعی بر سر، با تجهیزات حتیالامکان سبک و چابک به پیشگاه همایونی شرفیاب شده، و هدیهای ازگوهرهای گرانبها و جواهرات قیمتی منسوجات نفیس عطریات عالی و نوادر دیگر، اسب و نقدینه و غیره بر حسب مقام و مقدور خویش به حضور ملوکانه تقدیم میدارند. اکثر بزرگان طلا پیشکش میکنند و استدلال مینمایند که در تمام عالم تحفه مناسبی برای صندوقخانه (گنجه) همایونی وجود ندارد و معمولاً از پانصد تا چهارهزار دوکا تسلیم میدارند. رجال و بزرگانی که در ایالات و ولایات مأموریت دارند. نیز هدایا و تحف خود را تقدیم حضور همایونی میکنند و احترامات لازم را به جا میآورند. هیچکس از انجام این مراسم معاف نیست و معمولاً مقام و منزلت هر شخصی بر حسب هدایای تقدیمی در سالهای متمادی منظور نظر و مورد توجه است.
«بدین ترتیب شاه در عید نوروز ثروت سرشاری به جیب میزند و یک قسمت از آن را در سرای همایونی بین اعضای بیشمار اندرون بعنوان عیدی تقسیم و توزیع میفرماید. شاه در تمام ایام عید از ساعت ده تا
سیر تاریخی نوروز
۱۳۵
ساعت یک، از اعیان و اشراف کشور باشکوه و جلال تمام پذیرایی به عمل میآورد و سپس به اندرون میرود. معمولاً رجال و بزرگان مملکت نیز هر یک به نوبه خود در منزل خویش مشغول پذیرایی از واردین میگردند و همه مدت روز را برای قبول مراجعین و دریافت هدایا و تحف تابعین تخصیص میدهند، این رسم مسلم مشرق زمین است که کوچکان به بزرگان میبخشند و ناداران به دارایان میدهند و از دهقان تا سلطان این سلسله مراتب در داد و دهش مرعی و مراعات میگردد.
«اشخاص مؤمن و متدین در صورت امکان تمام ساعت نخستین روز عید سال جدید را با دعا و عبادت در منزل خویش میگذرانند. این گروه در طلیعه صبحدم غسل میکنند و آنگاه پوشاک بسیار تمیزی میپوشند، و از نزدیکی به زنان امتناع میورزند، نماز عادی و فوقالعاده روز را میخوانند به قرائت قرآن و کتب نفیس خویش مشغول میگردند و با زهد و عبادت آرزو میکنند که سال نو را به خوشی و خرّمی بسر برند. «افراد دیگری که «اهل زمانه»اند و مدام در توسعه جاه و جلال و افزایش ثروت و مکنت خویش میکوشند ایام عید را طور دیگری میگذرانند. این گروه تمام اوقات تعطیلات را به جشن و سرور، تفریح و تفرّج میگذرانند و مدعی هستند که برای میمنت سال جدید بایستی در ایام نوروز به شادی و سرور پرداخت تا تمام سال را در رفاه و راحت گذراند. نکتهای که بیش از پیش بر رونق و شکوه عید نوروز میافزاید آنست که این روز را مصادف با انتصاب حضرت علی(ع) به ولایت توسط حضرت ختمیمرتبت(ص) میدانند. مسلمانان (شیعیان) مدعی هستند که در روز تحویل آفتاب به برج حمل حضرت محمّد(ص) جانشین خود
۱۳۶
أداب و رسوم نوروز
را در حضور قوای مسلح خود رسماً اعلام فرمود، بالنتیجه علیرغم دیگر اعیاد و ایام سوگواری که با تقویم قمری تعیین میگردد، این یگانه جشن بزرگ مذهبی باگاهنامه خورشیدی تثبیت و تعیین میشود و نخستین روز سال شمسی عید مذهبی مسلمین (شیعیان) است، در این رباعی اشاره به همین نکته شده است:
بهار با لالههای جام مانند جلوهگر است
در آرزوی نثار شبنم به خاک نجف است
در این روز نو، علی بر مسند رسول نشست
بدین جهت نوروز میمون و مبارک است
«شاهنشاه فقید، شاه عباس ثانی اندکی پیش از فوت خویش فرمان داده بود بمانند ایرانیان باستان تحویل آفتاب را در تمام بروج دوازدهگانه ملی سال با نوای نی و طنبور و ساز و شیپور تجلیل کنند. ولی مرگ انابهنگام و سریع شاهنشاه مزبور استقرار این آئین باستانی را فرصت نداد. در بیست و دوم (مارس) بعد از ظهر برای تهنیت عید به کاخ حکومتی رفتم و یک قبضه خنجر بسیار نفیس و عتیقی که دسته و غلاف ظریف مطلای مینائی داشت تقدیم حضور خان ایروان کردم. این هدیه مطبوع اطبع حاکم و بسیار مورد توجه وی واقع گشت، در ایران یک رسم قانون مانند است که در عید نوروز، نمیتوان بدون تقدیم تحفهای به حضور بزرگان باریافت. حاکم مرا در کنار خویش نشاند و مرا به خوردن میوههای تر و خشک و شرابهای بسیار نفیس و عالی گرجستان و شیراز خواند.» از میان دیگر پادشاهان صفوی، شاه عباس اول نیز به جشنهای ۱- شاردن، ژان، سباحتنامه ترجمه محمدعباسی، جلد ۲،.طص ۳۶۷-۳۶۰.
سیر تاریخی نوروز
۱۳۷
نوروزی اهمیت فراوان میداد و در سفر و حضر هر جا که نوروز فرا میرسید، مراسم مفصّلی تدارک میدید. در روز عید، شاه بار عام میداد و سران سپاه و ناموران عالیمقام دولت را به حضور میپذیرفت و با مهمانان ایرانی و بیگانه و سرداران و وزیران و ندیمان خویش به خوشگذرانی میپرداخت. درین روز وزیران و حکّام بزرگ پیشکشهای گرانبها به شاه تقدیم میکردند و او نیز متقابلاً به کسانی که خدمات شایسته کرده بودند، خلعت و منصب تازه عطا میکرد '
مورخ مخصوص او، اسکندر بیک منشی، درباره جشن و چراغانی میدان نقش جهان اصفهان در ایام نوروز مینویسد: «در باغ مزبور جشن عالی طرح فرمودند. اطراف نهر آبی راکه از میان باغ جاری است و حوض بزرگی که مثل دریاچهای در میان آن ترتیب یافته، به اکابر و اعیان دارالسلطنه اصفهان و بلوکات و اهالی خراسان و صواحب تبریز و تجار و اصناف خلایق، که در پایتخت همایون بودند، علیقدر مراتبهم قسمت فرموده، هر طبقه مجلسی طرح انداختند و اطراف اربعه آن دریاچه را به امراء و وزراء و ارکان دولت و مقربان بارگاه سلطنت اختصاص دادند. محافل فیض بخش بهجت افزا انعقاد یافته، برابر هر مجلس چهار طاقها افراشته، استادان نجّار و مهندسان نادرهکار به فنون غریبه انواع هیاکل پرداخته، چراغدانها بر آنها تعبیه کردند و همه شب تا صبح، روشنایی سپهر مینائی به هزاران چشم حسرت بر آن چراغان و مجالس بهشت نشان مینگریستند.»^{۲}
۱- فلسفی، نصرالله، زندگانی شاه عباس اول، مجلد دوم، چاپ پنجم، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۳، ص ۳۱۷.
۲- عالم آرای عباسی، ص ۵۵۰ به نقل از زندگانی شاه عباس اول، یادشده، ص ۳۱۸.
۱۳۸
آداب و رسوم نوروز
شاه عباس، در این جشن به هر طرف میرفت و در هر محفلی مینشست و با بزرگان درباری خود و مردمی که گرد آمده بودند، به حشر و نشر میپرداخت و در شادی آنها شرکت میجست. شدت علاقه او را به مراسم نوروزی به حدّی دانستهاند که در برابر همه پیشامدها مقاومت میکرد و اصرار میورزید که مردم مملکت از او تأسی کنند و در خوشی و شادی بسر برند. نوروزهایی که در کتب تاریخی عصر شاهعباس یادی از آنها رفته است، نشان دهنده تعلقات پرشور او به انجام کامل مراسم این جشن است و شهرت دارد که شاه به شخصه در مراسم تخممرغ بازی که مقبول مردم عصر هم بوده، شرکت میجسته است و بنا به دستور او، در دکانها جوانانی میایستادهاند که با تخم مرغهای رنگین بازی کنند و از توجهات و نوازشهای وی سرافرازی یابند. چنانکه شاعری نیز سروده است:
به هردکه ای نوجوان خرمی
گرفته به کف بیضه شبنمی
که با شاه هنگامه سازی کند
ز روی طرب تخم بازی کند^{۱}
نوروز در عصر افشاریه
پس از سقوط دولت صفوی، خللی در مقام و منزلت نوروز پدید نیامد. بلکه همچنان آداب و رسوم آن نگهداری شد و عظمت دیرین آن در روح مردم ایران ماندگار و پابرجا ماند. جنگهای پیوسته نادرشاه افشار ۱- فرهنگ مردم، یادشده، ص ۳۵.
سیر تاریخی نوروز
۱۳۹
هرگز مانع اجرای مراسم و جشنها و چراغانیها و آذینبندیها نمیشد و نادر همیشه با برگذاری هر چه باشکوهتر نوروز، به امیران و سرداران سپاه و سربازان خود خلعت میبخشید. میبینیم که وی حتی برای تصاحب قدرت بلامنازع سلطنت در سال ۱۱۴۸ ه ق. هم مقرر داشت که مراسم مزبور در موسم نوروزی برگذار شود. در همین سال بود که مقرر داشت که جمعی از نمایندگان اعیان، رؤسای کشور، روحانیون بزرگ حکام ولایات و کدخدایان برجسته به دشت مغان دعوت شوند تا امری چنان مهم را با آنها به بحث و تبادل نظر بگذارد. نیز فرمان داد تا عمارات عدیده در منطقه چول مغان برپا دارند و آنچه از اسباب رفاه و آسایش برای جمع میسر است فراهم گردانند جمعیت حاضر در دشت مزبور را تا یکصد هزار نفر نیز نوشتهاند و یقین است که اگر لشکریان و اصحاب اردوی نادری نیز داخل این رقم شوند، اغراقآمیز نیست.'
نادر در بامداد نوروز به احضار بزرگان قوم فرمان داد و خطاب به ایشان اظهار داشت که من آنچه که حق کوشش بود به جا آوردم و مملکت را از تجاوز روس و عثمانی نجات بخشیدم و متجاسران افغان را نیز به جای خود نشانیدم، اکنون نیاز به استراحت دارم و از شما میخواهم که شاه تهماسب یا فرزندش شاه عباس سوم را که زندهاند، و یا هر کس دیگری را که خود مایلید به سلطنت انتخابکنید.^{۲}
نادر در همین ایام البته به پادشاهی ایران برگزیده شد و به عنوان ۱- مالکم، سرجان، تاریخ ایران، ترجمه شیخ محمد اصفهانی، چاپ هند، ۱۸۶۷م، (۲ جلد)، جلد دوم، باب ۱۷، صص ۳۳-۳۲.
۲- شعبانی، رضا، تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه، (۲ جلد) جلد اول، نشر قومس، تهران، ۱۳۷۳، ص ۶۸.
۱۴۰
آداب و رسوم نوروز
نادرشاه بر تخت سلطنت نشست و مدت دوازده سال نیز در همین مقام باقی ماند.کتابهای تاریخ روزگار او و بویژه جهانگشای نادری^{۱} و عالمآرای نادری^{۲} مشحون از وقایعی است که در دوران قدرتمندانه نابغه بزرگ نظامی خراسانی روی داده و در خلال همه آنها، از بزرگداشت «نوروز جمشیدی»، «نوروز پیروز»، «جشنهای فرخنده و خجسته نوروزی» و «نوروز این سال... در ... برگذار شده» سخن به میان آمده است. در همان واقعه دشت مغان نیز شاعر نامدار مشتاق اصفهانی سروده است:
هزار شکر که آمد بهار و رفت خزان
ز فیض مقدم گل شد جهان پیر جوان
جناب شاه ملایک سپاه نادر شاه
خدیو جم عظمت خسرو سکندر شان
به تخت سلطنت این خسرو بلند اقبال
که پیش رفعت جاهش خجل بود کیوان
جلوس کرد به روز خجسته نوروز
ز یاری فلک و نصرت خدای جهان
نوروز در عصر زندیه
بعد از دوران اقتدار و سرفرازی نادرشاهی و با مرگ این سردار ۱- استرابادی، میرزا محمدمهدی خان منشی، جهانگشای نادری، تصحیح سیدعبدالله انوار، انجمن آثار ملی، تهران، ۱۳۴۱.
۲- مروی، میرزا محمدکاظم، نامه عالم آرای نادری، ۳ جلد، با مقدمه میکلوخو ماکلای، مسکو ۶۳-۱۹۶۰.
سیر تاریخی نوروز
۱۴۱
نامدار، کشور دچار هرج و مرج و بحران سیاسی نظامی دیگری شد که با ضعف و بیکفایتی جانشینان او، قرین گردید و تا رویکارآمدن خان مهین اقتدار زندکریم خان ادامه پیداکرد.گرچه کریم خان به فاصله کوتاهی پس از هلاکت نادر (۱۱۶۰ هق) در عرصه تحولات سیاسی -نظامی روز ظاهر شد (۱۱۶۲ ه.ق) ولی دوران کشمکشهای مخرب فتنهانگیزانی که هر یک خود را صاحب دعوی میشمردند و بر منطقهای از ایران، استیلا داشتند، مدت مدیدی به طول کشید. خان زند، تنها در سال ۱۱۷۹ هق. بود که توانست پس از هفده سال مبارزات بلاانقطاع، بخش عمده کشور را در زیر استیلا درآورد و چهارده سال باقی عمر (۱۱۹۳ ۱۱۷۹ هق) را بدون وقفه در شیراز بماند.
کارها و اقدامات متعدد عمرانی و آبادانی خان زند نیز در همین دوره تحقق پذیرفته و عمدتاً در همان شیراز انجام گرفته است. رأفت و مهربانیکریم زبانزد خاص و عام است و بیشک از روحیات خیرخواهانه و خوشبینانهای منشأ میگیرد که ذاتی این مرد فهیم و دانا و هوشمند است. اینکه جشنهای نوروزی در روزگار او از شکوه و جلال خاصی برخوردار بوده بیتردید است، چه او تمامی همّ خود را مصروف بهبود احوال رعیت میداشت و افسانههای متعددی نیز در باب زندگی شخصی خود وی و شیوه کردار و گفتارش با دیگران بر سر زبانهاست که همه و همه مؤید نیکخواهی و سلامتجویی و خوشیطلبی خان است.
مؤلف رستم التواریخ مینویسد:که خان از نغمات چنگ و رباب و اسباب طرب شادان بود و در ایام نوروز، یک تا دو هفته را جشن میگرفت و در طی مراسم، به امرای لشکر و مقامات دربار و ملازمان حضور و
.
۱۴۲
اَداب و رسوم نوروز
چاکران و پیشکاران انعام و خلعت میبخشید. دستور میداد که در چنین مراسمی مانند اوقات عروسی نزدیکانش، جشن و سرور همگانی باشد و دستههای موسیقی در سر چهارراهها و خیابانها حاضر شوند و با ترنّم آلات و اسباب طرب، مردمان را شاد نگاه دارند. یک چنین روحیهای، البته اجازه میداد که در مراسم رسمیسان سپاه و حتی اردوهای نظامی نیز موسیقی سرایان حاضر باشند و با سرودن آهنگهای دلانگیز، قاطبه مردم را دلشاد نگاه دارند.'