عید رامش آغام
عید «رامش آغام» در ایام نوروز از زرتشتیان بخارا»
بسا در گذشته جشنهای ایرانیها را سغدیها و مردم خوارزم نیز گرامی و برپا میداشتند. و همانگونه که اشارت رفت در میان تقویم اَنان و ایرانیان اختلاف اندک بود و در تقسیم سال و ماه و روز و گرفتن کبیسه و مراعات پنجه، با تفاوتهای کمی، از ایرانیان پیروی میکردند. سغدیان نیز ماههای خود را به چهار قسمت در سال تقسیم کرده بودند. اول «نوسرد» از ماههای سغدی اول تابستان بود و میان ایشان و فارسیان در اوایل سالها و برخی از ماهها اختلافی نبود.^{۱}
ابوریحان در بیان اعیاد آنان و نقل وجوه اختلاف آنها با فارسیان، آگاهیهای جالب توجهی درباره طول مدت سال شمسی و دقت ایرانیان و نحوه رصد آنان میدهد و میگوید: «برخی از مردم بر این گمان شدهاند که سبب اختلاف میان آغاز این دو قسم سال، تفاوتی است که در ارصاد یافت شده، چه نیاکان ایرانیان سال خورشیدی را سیصد و شصت و پنج روز و قدری زیادتر از چهار یک روز میدانستند که به اندازه یک شصتم ساعت باشد و این مقدار را جزو همان پنج روز میدانستند و چون ۱- هُنری، مرتضی، آئینهای نوروزی، یادشده، ص ۸.
۱۸۴
آداب و رسوم نوروز
زرتشت ظهور کرد و کیش مجوسیت را بیاورد و پادشاهان ایران از بلخ به فارس و بابل آمدند و به امور دینی خود اعتنا کردند، ارصاد را نیز تجدید نمردند و دیدند که انقلاب صیفی به آغاز سال سوم کبیسه به اندازه پنج روز مقدم است، پس حساب اول خود را ترک کرده و به آن چه به رصد یافته بودند عمل کردند و اهل ماوراءالنهر به همان حال پیشین باقی ماندند و آن سال را که احوال آن را مراعات و دقت کرده بودند اهمال کردند. پس اوایل سالیان ایشان بدین جهت اختلاف یافت به همین جهت است که در سغد، آغاز سال، از نو سرد شروع میشده که آن نوروز بوده است.^{۱} در ادامه سخن، از قول همین منجم و دانشمند برجسته میخوانیم که :
«نوسرد - روز اول آن نوروز سغدیان است که نوروز بزرگ باشد و روز بیست و هشتم آن زرتشتیان بخارا را روزی است که «رامش آغام» مینامند و در آن عید در آتشکدهای که نزدیک قریه «رامش» است جمع میشوند و این آغامها نزد آنان عزیزترین اعیاد است و در هر دمی که باشند نزد رئیس خود برای خوردن و آشامیدن جمع میشوند و این عید برای ایشان در چندین نوبت است.»۲ در این جا ناگزیر به نقل اخبار و روایاتی در مورد قریه و یادیه «رامش» هستیم که جشن مذکور در آن جا با شکوه و مراسم خاصی برگذار میشد و از دیدگاه ایرانیان، بویژه زرتشتیان که تا آن هنگام دین خود را حفظ کرده بودند از ارجی شایسته برخوردار بود این امر با بخشی از تاریخ داستانی و حماسی ایران که ۱- به نقل از: گاهشماری و جشنهای ایران باستان، یادشده، ص ۲۶۸. ۲، همان کتاب، همان جا،
نوروز در میان دیگر اقوام و ملل
۱۸۵
بازگوکننده سوگنامه سیاوش است پیوستگی دارد و از دیدگاه نمادین، در ایام نوروز برگذار میشد. اما درباره دیه رامش، و جشن منسوب بدان دیه، در یکی از قدیمترین منابع، یعنی «تاریخ بخارا» شرحی هست. این شرح در تحقیق راجع به چگونگی زندگی و احوال زرتشتیان در سده سوم هجری، از اهمیتی ویژه برخوردار است.
در احوال افراسیاب تورانی آمده است که: «اندر کتب پارسیان چنان است که وی در هزار سال زندگی یافته است. و وی جادو بوده است. از فرزندان نوح ملک بوده است. وی داماد خویش را کشت که سیاوشی نام داشت. و سیاوش را پسری بود کیخسرو نام. وی به طلب خون پدر، بدین ولایت آمد با لشکری عظیم. افراسیاب دیه رامیش را حصار کرد. و دو سال کیخسرو برگرد حصار با لشکر خویش بنشست و در مقابله وی دیهی بنا کرد، و آن دیه را رامش نام کرد و رامش برای خوشی او نام کردند و هنوز این دیه آبادان است و در دیه رامش، آتشخانهای نهاد، آتشکدهای بساخت و مغان چنین گویند که آن آتش خانه قدیم تراز آتش خانه بخاراست. و کیخسرو به دو سال افراسیاب را بگرفت و بکشت و گور افراسیاب بر در شهر بخارا است و به دروازه معبد، بر آن تل بزرگ که پیوسته به تل خواجه امام ابوحفص کبیر است. و اهل بخارا را بر کشتن سیاوش، سرودهای عجیب است، و مطربان آن سرودها را «کین سیاوش» گویند و محمدبن جعفر گوید که از این تاریخ سههزار سال است.»' این دیه با قریه راموش، یا رامش همان است که ابوریحان از آن در
۱- نرشخی، تاریخ بخارا، به نقل،گاه شماری و جشنهای ایران باستان، یادشده، ص .۲۶۸
۱۸۶
اَداب و رسوم نوروز
شرح جشنهای سغدیان یاد کرده است که شرح آن گذشت. هرتسفلد در کتاب «زرتشت و جهان او» میگوید که شاه اول ساسانیان شهری به نام «رامیشن» یا «ارتخشیر» بنا کرد.
در بخارا آتشکدههای بسیاری وجود داشته است. هنگام حمله اعراب به ایران، و ماوراء النهر، زرتشتیها به تدریج جایگزین بوداییها شدند و بسا آتشکدهها بپا کردند و یا معابد بودایی را به آتشکده بدل کردند. طبری و برخی دیگر از نویسندگان، به این آتشکدهها اشاراتی کردهاند.^{۱}