عبدالحسین تیمورتاش
تيمورتاش، عبدالحسين، ملقب به سردار معظم خراساني (1296 يا 1298ق / 1879 يا 1881م)، سياستمدار، وزير و نمايندة مجلس شوراي ملي.
فرزند كريمداد خان معززالملك (اميرمنظم) نرديني، تحصيلاتش را در رشتة نظام در سن پطرزبورگ روسيه تكميل كرد. در 1323ق به ايران بازگشت.1 در هواخواهي از مشروطيت خصوصاً آموزش مهارتهاي نظامي به مشروطهخواهان، به فعاليت برخاست.2 در دورة دوم به نمايندگي مجلس شوراي ملي رسيد و 7 دورة متوالي نمايندگي داشت. چندي رياست نظام خراسان و در 1298ش / 1338ق / 1919ق حكمراني گيلان را عهدهدار شد و در قلع و قمع جنگليها از جمله اعدام دكتر حشمت كوشيد.3 پس از بركناري از حكمراني، در پي كودتاي 1299ش دستگير و مدتي زنداني بود. در كابينة پيرنيا (بهمن 1300ش) وزارت عدليه و در كابينة سردار سپه (شهريور 1303ش) وزير فوائد عامه و تجارت يافت.4 از همين زمان دوستياش را با رضا خان افزود و در مجالس چهارم و پنجم در شمار حاميان وي براي به سلطنت رساندن او درآمد. با به سلطنت رسيدن رضا شاه، تيمورتاش نيز قدرت گرفت و وزير دربار شد. اقتدار و فعاليت او در اين مقام به حدي بود كه او را مرد شمارة دو ايران ميخواندند. در قضاياي تمديد امتيازنامه دارسي از 1308 تا 1310ش مأمور مذاكره با انگليسيها شد، اما ترفندهاي سياسي وي در مذاكرات، خصوصاً سفرش به روسيه، باعث شد تا او به اتهام جاسوسي براي روسها، مورد غضب رضا شاه قرار گيرد. از اين رو در سوم دي ماه 1311ش از وزارت عزل و در بيست و نهم بهمن ماه 1311ش توقيف و زنداني و پس از دو مرحله محاكمه و محكوميتهاي متعدد، در نهم مهر ماه 1312ش در زندان قصر به قتل رسيد.5
مآخذ:
1- عاقلي، باقر. شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران. تهران: گفتار ـ علم، 1380، ج 1، ص 518؛ مستوفي، عبدالله. شرح زندگاني من. تهران: زوار، 1371، ج 2، ص 85-87.
2- شيخالاسلامي، محمدجواد. صعود و سقوط تيمورتاش. تهران: توس، 1379، ص 27؛ ملكزاده، مهدي. تاريخ انقلاب مشروطيت ايران. تهران: علمي، 1371، ج 3، ص 564.
3- شيخالاسلامي. همان. ص 32 و 33.
4- همانجا؛ بامداد، مهدي. شرح حال رجال ايران قرنهاي 12 و 13 و 14. تهران: زوار، چ 4، 1371، ج 2، ص 240؛ دولتهاي ايران از ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله تا ميرحسين موسوي. تهيه و تنظيم: ادارة كل آرشيو، اسناد و موزة رياست جمهوري، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1379، ص 126، 141 و 147.
5- بامداد. همان. ص 240-243؛ عاقلي. همان. ص 523-528؛ شيخالاسلامي. همان. ص 33-51.
جعفر گلشن