پرش به محتوا

صفاریان 2

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۲۶ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی « '''صفاریان (۳۹۳- ۲۴۷ ق)''' بنیانگذار سلسله «صفاری»، رویگرزاده‌ای بود به نام یعقوب‌بن لیث، که در سیستان حکومتی نسبتاً مقتدر ایجاد کرِد و چون پایه حکومت خود را بر اخلاق و فضیلت نهاده‌بود، به‌رغم دشواری‌هایی که با آنها مواجه شد، مدت مدیدی بر ج...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)


صفاریان (۳۹۳- ۲۴۷ ق)

بنیانگذار سلسله «صفاری»، رویگرزاده‌ای بود به نام یعقوب‌بن لیث، که در سیستان حکومتی نسبتاً مقتدر ایجاد کرِد و چون پایه حکومت خود را بر اخلاق و فضیلت نهاده‌بود، به‌رغم دشواری‌هایی که با آنها مواجه شد، مدت مدیدی بر جای ماند و چهره‌ای مردمی به خود گرفت. حکمرانان خاندان صفاری عبارتند از:

یعقوب لیث (۲۶۵-۲۴۷ ق): غسّان‌بن نضر که یکی از بزرگ‌زادگان سیستان بود، به همراه مطوعه^{۲} علیه حاکم سیستان شورید و به قتل رسید. برادر او صالح‌بن نضر به انتقام خون وی قیام کرد و گروهی از عیاران نیز به وی پیوستند،که یعقوب‌بن لیث هم در میان آنان بود. این گروه در طی سال‌های ۲۳۲ ق تا ۲۳۸ ق کاملاً بر بُست مسلط گردیدند. پس از تسلط عیاران بر سیستان میان یعقوب و صالح اختلافی روی داد که به پیروزی یعقوب منجر شد. یعقوب در ۲۴۹ ق با رتبیل، پادشاه قسمت شرقی افغانستان، و در ۲۵۱ ق با عمار خارجی جنگید و بر هر دو پیروز شد. در ۲۵۳ ق هرات را از حسین‌بن عبدالله‌بن طاهر گرفت و در ۲۵۵ ق بر کرمان و فارس نیز دست یافت و در ۲۵۷ ق، که قدرتی وافر کسب کرده‌بود خلیفه، معتمد، فرمان امارت بلخ و طخارستان را نیز به وی داد. یعقوب در ۲۵۹ ق در نیشابور، محمدبن طاهر را دستگیر ساخت و به حکومت طاهریان خاتمه داد. در ۲۶۰ ق نیز با داعی کبیر به نبرد پرداخت، ولی به دلیل

۱ - جهت اطلاع تفصیلی از تاریخ آل بویه رجوع کنید به: تجارب الامم، ج ۲، قابوس‌نامه، شهریاران گمنام، صص ۵۶، ۵۷، ۵۸، ۱۲۵ - ۱۲۰؛ تاریخ مفصل ایران، صص ۱۸۶ - ۱۴۷؛ مجمل‌التواریخ و القصص، ۴۰۴-۳۸۸: مروج‌الذهب، ج 2، صص ۵۳ - ۷۲۸؛ حبیب‌السیر، ج ۲، صص ۵۰ - ۴۱۷؛ الکامل، ج ۱۳، صص ۲۹۰، ۳۰۲. ج ۱۴. صص ۶۳، ۸۳، ۱۶۳، ۱۷۰ - ۱۶۷، ۱۷۳، ۱۸۵، ۱۸۷، ۱۹۴، ۲۰۰، ۲۳۰ - ۲۰۵، ۲۳۲، ۲۳۹، ۲۴۸، ۲۵۶. ۲۷۶. ۲۹۱ - ۲۸۱، ۲۹۵، ۲۹۷، ۲۹۹، و ج ۱۵، اکثر صفحات.

۲ - مطّوعه کسانی بودند که به میل و رغبت به جنگ و جهاد با کفار می‌رفتند.


از طاهریان تا غزنویان

۱۹۱

آرامگاه یعقوب لیث (جندیشاپور)

ناآشنایی با مردم و منطقه از این پیروزی نتیجه عمده‌ای نگرفت. در ۲۶۲ ق قصد نهایی خود را از به دست گرفتن قدرت آشکار کرد. اهواز راگشود و عازم واسط شد. معتمد و برادرش موفق آماده مقابله با یعقوب شدند. در محل «دیرالعاقول» (در مشرق دجله) طرفین با هم روبرو شدند. به گفته ابن‌اثیر: «موفق هم سپاه خود را آراست و موسی‌بن بغی را در طرف راست و مسرور بلخی را


۱۹۲

گزیده تاریخ ایران

در چپ قرار داد، خود هم در قلب ایستاد، جنگ آغاز شد. میسره یعقوب بر میمنه موفق حمله کرد و آن را منهزم نمود. عده‌ای از سالاران و فرماندهان مانند ابراهیم‌بن سیما کشته‌شدند. پس از آن گریختگان برگشتند و موفق سر خود را برهنه کرد و گفت: منم جوان هاشمی. آنگاه حمله کرد، تمام سپاه با او حمله کرد. سپاه یعقوب هم پایداری و دلیری کردند و جنگ بسیار سختی رخداد و گروهی از اتباع یعقوب، که حسن درهمی از آنها بود،کشته شدند و یعقوب هم هدف سه تیر شد، یکی در حلق و یکی در دست و دیگری در بدن او اصابت کرد».۱ سردار دلاور سیستانی شجاعتی بی مانند از خود نشان داد، ولی سرانجام شکست خورد و به خوزستان بازگشت. در سال ۲۶۳ مجدداً فارس را تصرف کرد و چون همیشه درصدد انتقام بود، تدارک عدّت می‌دید، و سرانجام در سال ۲۶۵ ق که راهی جنگ با خلیفه بود در جندیشاپور خوزستان درگذشت.

عمروبن لیث (۲۸۷-۲۶۵ ق): پس از درگذشت یعقوب، برادرش عمرو جانشین وی شد و از آنجاکه به مشکلات کار برادر وقوف داشت، ابتدا با خلیفه از در آشتی در آمد. در این ایام احمدبن عبدالله خجستانی در نیشابور به قدرت رسید و در ۲۶۵ ق بر عمرو لیث عاصی شد و در ۲۶۶ ق بر جرجان مسلط گردید. او در خیال‌گرفتن هرات و سیستان بود که در ۲۶۸ ق به دست دو تن از غلامان خود کشته‌شد.

عمرو، مانند برادر خود یعقوب، با خلیفه بغداد مخالف بود، اما سامانیان، که از نظر مذهبی سخت مطیع دارالخلافه بغداد بودند، به طرفداری از خلیفه برخاستند. عمرو در ۲۸۵ ق عمال خود را به جنگ امیر اسماعیل سامانی فرستاد، اما آنان از اسماعیل شکست خوردند. عمرو که از این شکست و رفتار خلیفه «معتضد» خشمگین بود، فرمان حکومت ماوراءالنهر را از خلیفه درخواست کرد. خلیفه به ظاهر چنین‌کرد، اما در نهان به اسماعیل سامانی نیز اطمینان داد که در رقابت بین او و عمرو از اسماعیل حمایت می‌کند. در آخر ربیع‌الثانی ۲۸۷ ق در نزدیکی بلخ میان اسماعیل و عمرو جنگی در گرفت که به شکست و دستگیری عمرو لیث انجامید. اسماعیل او را به بغداد نزد معتضد فرستاد و دلاور سیستان در ۲۸۹ ق به فرمان خلیفه در زندان

۱ - ابن اثیر، الکامل، ج ۱۲، ص ۱۴۳.


۱۹۳

از طاهریان تا غزنویان به قتل رسید.^{۱}

طاهربن محمدبن عمرولیث (۲۹۶-۲۸۷ ق): پس از اسارت عمرولیث به امارت رسید. وی در ۲۹۱ ق محمدبن خلف‌بن لیث راکه از بنی‌اعمام پدری یعقوب بود به امارت سیستان برگزید و خواهر خویش بانو را به عقد او درآورد. سبکری غلام یعقوب، که در این زمان کارها را در دست گرفته‌بود، در ۲۹۶ ق طاهر را به قتل رسانید.

لیث‌بن علی‌بن لیث (۲۹۸-۲۹۶ ق): در ۲۹۷ ق به فارس لشکر کشید تا با سبکری بجنگد اما در اول محرم ۲۹۸ ق مغلوب شد و او را به بغداد پیش «مقتدر» خلیفه فرستادند.

محمدبن علی‌بن لیث (محرم ۲۹۸ - ذی‌الحجه ۲۹۸ ق):خلیفه مقتدر، احمدبن اسماعیل را مأمور لشکرکشی به سیستان کرد. سیمجور سردار امیر سامانی، محمدبن علی را در بُست دستگیر نمود و خود اختیار آنجا را به دست گرفت. از سال ۲۹۸ ق تا ۳۱۱ ق حکام سامانی بر قلمرو صفاریان حکومت داشتند و پس از آن احمدبن محمدبن خلف (۳۵۲-۳۱۱ ق) و ابواحمد خلف‌بن احمد (۳۹۳-۳۵۲ ق) معروف به «خلف بانو» بر آنجا امارت داشتند.۲ سلطان محمود غزنوی امیر خلف بانو را دستگیر کرد و بدین‌گونه به حکومت دودمانی، برخاسته از متن مردم ایران پایان داد.