پرش به محتوا

حسنعلی منصور

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۲۲:۱۱ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''منصور، حسنعلي،''' (1302-1343ش)، رجل سياسي و نخست‌وزير دورة پهلوي دوم. در ارديبهشت 1302ش در تهران به دنيا آمد.<sup>1</sup> فرزند رجبعلي، منصور‌الملك، از رجال دوران رضا شاه پهلوي<sup>*</sup> بود. تحصيلات مقدماتي را در مدرسة فيروز بهرام به پايان رساند.<sup>2</sup> سپ...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

منصور، حسنعلي، (1302-1343ش)، رجل سياسي و نخست‌وزير دورة پهلوي دوم.

در ارديبهشت 1302ش در تهران به دنيا آمد.1 فرزند رجبعلي، منصور‌الملك، از رجال دوران رضا شاه پهلوي* بود. تحصيلات مقدماتي را در مدرسة فيروز بهرام به پايان رساند.2 سپس به دانشكدة حقوق دانشگاه تهران رفت و در 1324ش ليسانس حقوق و علوم سياسي گرفت3 و خدمت دولتي را در وزارت امور خارجه آغاز كرد. پس از چند مأموريت خارجي، در دورة نخست‌وزيري رزم‌آرا به رياست دفتر وزير امور خارجه گمارده شد. در 1330ش مدت كوتاهي رئيس دفتر نخست‌وزير، حسين علاء، بود. سپس به وزارت امور خارجه بازگشت و چندي مأموريت خارج گرفت. در بازگشت به ايران در دورة نخست‌وزيري منوچهر اقبال ابتدا به معاونت وزير بازرگاني و سپس به دبير كلي شوراي اقتصاد، و سپس در 1338ش به وزارت كار و وزارت بازرگاني رسيد.4 در دوران نخست‌وزيري اميراسدالله علم رياست شركت سهامي بيمة ايران را به عهده داشت. از اواخر دهة 1330ش به اتفاق عده‌اي از همفكرانش، از جمله اميرعباس هويدا، صميمي‌ترين دوستش، گروهي به نام «كانون مترقي» تشكيل داد و به تدريج خود را براي به دست گرفتن زمام امور كشور آماده كرد.5 در تابستان 1342ش در انتخابات شركت كرد و به نمايندگي مردم تهران به دورة 21 مجلس شوراي ملي* راه يافت. در آذر 1342ش «حزب ايران نوين»* را تشكيل داد كه هستة اصلي آن را اعضاي «كانون مترقي» تشكيل مي‌دادند و او نخستين دبير كل آن بود.6 سرانجام در 17 اسفند 1342ش نخست‌وزير شد.7 از نخستين اقدامات دولتش، تلاش براي ترميم رابطة دولت با دستگاه روحانيت بود، كه در اثر وقايع 15 خرداد* 1342ش آسيب ديده بود. امام خميني اواسط فروردين 1343ش از حبس خانگي آزاد شد.8 در مهرماه همان سال كه منصور لايحة مربوط به مصونيت مستشاران نظامي آمريكايي را به مجلس ارائه و از آن دفاع كرد، امام خميني بار ديگر به خروش آمد و در سخنراني تندي به دولت و شاه حمله كرد9 و در پي اين سخنراني به تركيه تبعيد شد.(10) گروهي پس از تبعيد امام خميني، از مخالفان مذهبي دولت كه در هيئت‌هاي مؤتلفة اسلامي* متشكل شده بودند، طرح ترور منصور را در دستور كار قرار دادند.12 صبح روز اول بهمن 1343ش، هنگامي كه منصور براي ارائة لايحه‌اي تازه به مجلس شوراي ملي در ميدان بهارستان مي‌رفت، توسط محمد بخارايي، عضو جوان هيئت‌هاي مؤتلفه ترور شد و 5 روز بعد درگذشت.13


مآخذ:

1-    استادي، كاظم. سرنوشت منصور. تهران: قدس، 1381، چ 2، ص 167.

2-    همان. ص 166.

3-    ميلاني، عباس. معماي هويدا. چ 1، تهران: اختران، 1380، ص 116.

4-    طلوعي، محمود. بازيگران عصر پهلوي. تهران: علم، 1374، چ 3، ج 1، ص 485؛ عاقلي، باقر. شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران. تهران: گفتار ـ علم، 1380، ج 3، ص 1546.

5-    آباديان، حسين. دو دهة واپسين حكومت پهلوي. تهران: موسسة مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، 1383، ص 281-286.

6-    نجاتي، غلامرضا. تاريخ سياسي بيست و پنج سالة ايران. تهران: رسا، 1373، ج 1، ص 297؛ ميلاني. همان. ص 194.

7-    عاقلي، باقر. روزشمار تاريخ ايران؛ از مشروطه تا انقلاب. تهران: گفتار، 1379، چ 6، ج 2، ص 169.

8-    صدر، جواد. نگاهي از درون؛ خاطرات سياسي دكتر جواد صدر. به كوشش مرتضي رسولي‌پور، تهران: علم، 1381، ص 395-400.

9-    خميني، روح‌الله. صحيفة نور. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1361، چ 2، ج 1، ص 102-113.

10-  عاقلي. همان. ص 180

11-  طلوعي. همان. ص 497.

12-  استادي. همان. ص 252.

13-  عاقلي. همان. ص 182، 183.


امید پارسانژاد