کارکردهای خانواده
ج) کارکردهایِ خانواده:
آندره میشل، جامعهشناسِ فرانسوی، به درستی خاطرنشان میسازد که وظایفِ خانواده مستقیماً به موقعیت و وضعیت آن در سازمانِ اجتماعی و اقتصادیِ جامعه بستگی دارد.^{۱} ساموئل کنیگ نیز بر این نکته تأکید میکند که تعریف و تعیینِ وظایفِ عمومی خانواده به صورتِ کلی، دشوار است. چه، برحسبِ کیفیتِ فرهنگ عمومی جامعه و شرایط و مقتضیاتِ بیشمار دیگر، وظایفِ خانواده تغییر میکند.^{۲} امّا این تذکرها، مانع از تشخیص کارکردهایِ عمومی خانواده نمیشود. بدینلحاظ، در اینجا نخست به شرح این کارکردها میپردازیم و سپس چگونگی و دامنه تغییرِ آنها را در خانوادههایِ هستهای و گسترده، به عنوانِ عمدهترین انواع خانواده، بررسی میکنیم: تنظیم رفتارِ جنسی و زاد و ولد: انسانها بهرغم اجتماعی بودن، مانندِ بسیاری از جاندارانِ دیگر، از امیالِ جنسی برخوردارند و برایِ براورده شدنِ این نیاز میکوشند. نمادگراییِ جنسی که به صورتهایِ گوناگونی از جمله: طرزِ لباس پوشیدن، ادبیات، اساطیر و افسانههای جوامعگوناگون متجلی شده است، بازتابی از این کوشش به شمار میرود. به لحاظِ زیستی، وظیفه خانواده تولیدمثل و امتدادِ نسل است.^{۳} امّا، افزون بر این، خانواده در تنظیم روابطِ جنسی در سطح جامعه نیز نقشی عمده برعهده دارد و درواقع، شکل و ساختِ اَن بازتابی است از اِعمال نظارتِ جامعه بر روابطِ جنسی؛ نظارتی که دامنهاش از ممنوعیتِ شدید و مجازاتِ روابطِ جنسی در خارج از چهارچوبِ ازدواج رسمی، تا تشویقِ روابطِ جنسی پیش از زناشویی و خارج از چهارچوبِ آن گسترده است.
مراقبت و محافظت از کودکان، ناتوانان و سالمندان: خانواده مسئولِ اصلیِ مراقبتِ جسمانی و اقتصادی از کودکان و اعضای ناتوان و سالمند به شمار میآید.
اجتماعی کردنِ فرزندان: در سراسرِ تاریخ بشر، همیشه عاملِ اصلیِ اجتماعی کردنِ اولیّه کودکان، خانواده بوده است. میدانیم که پس از تولدِ کودک، برایِ یک دوره زمانیِ به نسبت طولانی، خانواده تنها گروهی است که با کودک تماسِ گستردهای دارد و به همین دلیل هم نقشٍ عمدهای در شکلگیریِ رویکردها، ارزشها و باورداشتهایِ کودک برعهده این نهاد اولیه اجتماعی 1. همان، ص ۷۹.
۲. ساموئل کنیگ، همان، ص ۲۲۹. ۳. همان، ص ۲۲۸.
.
۱۸۸
خانواده
است. نهادی که بر نوع برقراریِ روابطِ فرد با عوامل و دیگر نهادهای اجتماعی نیز مؤثر واقع میشود.^{۱}
تثبیتِ جایگاه و منزلتِ اجتماعیِ فرد: در هر جامعهای برایِ تعیینِ جایگاه و منزلتِ اجتماعی متناسبِ افراد، نظامی از قواعدِ تباری به کار بسته میشود؛ این نظام، همچنین، خویشاوندان و خانواده فرد را نیز مشخص میکند. با توجه به انواع خانواده، میتوان از سه نوع قاعده تنظیم تبار در جوامع بشری یاد کرد: پدر تباری، که برحسبِ آن، کودک با یک گروهِ نَسَبیِ مذکر پیوند مییابد؛ مادر تباری،که طبقِ آن، کودک با یکگروهِ نَسَبیِ مؤنث رابطه مییابد؛ دو سو تباری، که بنابر آن، کودک هم از پیوندِ نَسَبی با یک گروهِ نَسَبیِ مذکر برخوردار است و هم از پیوندِ نَسَبی با یک گروهِ نَسَبی مؤنث.^{۲}
فراهم آوردنِ امنیتِ اقتصادی: بسیاری از جامعهشناسان، خانواده و برخورداری از امنیت را مفاهیمی مترادف میدانند.^{۳} این نکته به ویژه در حوزه امور اقتصادی به چشم میخورد و بازتاب چشمگیرِ آن را در جوامع ابتدایی و جوامع مبتنی بر کشاورزی مییابیم. در این جوامع، خانواده به لحاظٍ اقتصادی، هم یک واحدِ تولیدی است و هم یک واحدِ مصرفی. در جوامع کشاورزی خانواده از نظرِ سنتی، مسئولِ براوردنِ مهمترین نیازهایِ اقتصادیِ اعضایش میباشد. در این جوامع، خانواده به عنوانِ یک واحدِ یکپارچه، به صورتی دستهجمعی، کالاها و خدماتِ موردِنیازِ اعضایش را تولید میکند و برایِ کسانی که تواناییِ کار کردن نداشته باشند، وسائل ضروریِ زندگی را فراهم میسازد.^{۴}
فراهم آوردنِ پایگاهی برایِ قدرت: خانواده با برخورداری از نوعی دوام و استمرار، در برابرِ دگرگونیهایِ اجتماعی به اشکالِ مختلف مقاومت میکند. به این ترتیب، خانواده به مثابه منبعی برای قدرت مطرح است و پایگاهی است که فرد میتواند با تکیه بر آن از قدرتِ بدست آمده بهرهمند شود. البته، قدرتِ خانواده صرفاً حالت انفعالی ندارد؛ این قدرت، فعال است و با نهفتن استراتژیهایِ مربوط به ازدواج و ترقی اجتماعی در خود، از طریقِ انتقالِ یک میراثِ مادی، فرهنگی، اجتماعی و نمادین، به عاملی در حفظِ نابرابریهایِ اجتماعی و فرهنگی، و در ابعادِ ۱. بروس کوئن، همان، ص ۱۳۲.
۲. همان، ص ۱۳۲.
۳. مارتین سگالن، جامعهشناسیِ تاریخیِ خانواده، ترجمه حمید الیاسی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۰، ص ۲۳. ۴، تیبی باتومور، همان، ص ۱۹۹.
ضمیمه
۱۸۹
گستردهتر آن، سیاسی -اقتصادی مبدل میشود. این قدرت، در متنِ این نابرابریها استمرار مییابد و به آنها استمرار میبخشد؛ و این گونه است که خانواده واجدِ قدرتِ ماندگار کردنِ ساختارهایی میشود که جامعه برپا میدارد.^{۱}
بدینترتیب، مسئولیتهایِ اصلی خانواده در هر جامعهای عبارتند از: تولیدِمثل، آموزش و اجتماعی کردنِ کودکان، ایجادِ جو صمیمیت و محبت در میان اعضاء، ارائه یک نوع منزلتِ انتسابی به یکایکِ اعضاآ، اشنا ساختنِ اعضاء با یک دین و تابع یک نوع حکومت کردنِ آنها. در جوامع نوین، خانواده از برخی وظایفِ یاد شده مبری است. هرچند، شماری از کارکردهایِ ان مانندِ تولیدمثل، اجتماعی کردنِ کودکان و تأمینِ محبت برایِ اعضا هنوز باقی است. درواقع، باید گفت که با از دست رفتنِ الگویِ کشاورزی و پذیرشِ الگویِ صنعتی در یک جامعه،کارکردها و اقتدارِ آن نیز دگرگون میشود. بروسکوئن مهمترین پیامدِ گذار از یک خانواده سنتی روستایی به یک خانواده صنعتی شهری را جانشینی خانواده هستهایِ غالبِ کنونی به جایِ خانواده گسترده پیشین میداند.۳ به گفته کوئن، با تغییرِ شکلِ خانواده از صورتِ یک واحدِ تولیدی و مصرفی به یک واحدِ تقریباً مصرفی، دیگر ضرورتی باقی نمیماند که عده زیادی از فرزندان و خویشاوندان به شکل دستهجمعی با هم کار کنند.^{۴} پیامدِ این تغییرِ شکل را در واگذاریِ بسیاری از کارکردهایِ خانواده به نهادهایِ اجتماعی نیز میتوان یافت. چه، در یک جامعه صنعتیِ شهری، به خاطرِ تقسیمِ تخصصی کار، هر فرد کارکرد اقتصادیِ ویژهای برعهده میگیرد. به همین دلیل است که در این جوامع، بخشِ اصلی کارکردِ اجتماعی کردنِ نوباوگان، زمانی که آنها به سن شش - هفت سالگی میرسند، از خانواده گرفته و به مدرسه واگذار میشوند. در این جوامع، بسیاری از کارکردهایِ اقتصادی نیز از واحد خانواده گرفته میشوند. زیرا با به عهده گرفتنِ مسئولیتهایِ مالی تأمینِ اَسایش و رفاهِ ناتوانان و سالمندان توسطِ حکومت از طریتِ برنامههایِ رفاهی، تأمینِ اجتماعی، تأمینِ مسکن و خدمات بهداشتی، در عمل، اینکارکردهایِ خاصِ خانواده گسترده از واحدِ خانواده گرفته شده است. دولت در این جوامع، مسئولیتِ حفاظت از افراد را نیز برعهده میگیرد و
۱. مارتین سگالن، همان، ص ۳۲۴.
(۲. بیشتر همین نوع منزلت است که فرصتهای یک فرد را در زندگی تعیین میکند و بر بختهایِ موفقیت و دستاوردهایی که یک شخص میتواند به دست بیاورد، تأثیر میگذارد. ۳. بروس کوثن، همان، ص ۱۲۹. ۴، همان، ص ۱۱۴.
۱۹۰
خانواده
بدینترتیب از کارکرد حفاظتی خانواده میکاهد. آموزش مذهبی نیز برعهده مؤسساتِ مذهبی رسمی نهاده میشود و خانواده این کارکردِ خود را نیز از دست میدهد.^{۱}