حقوق اساسی ایران پیش از مشروطه
. پیش از مشروطه
از مشخصات بارز این دوره استبداد مطلق فردی سلاطین و وابستگان آنها در امر حکومت و فرمانروایی بر جامعه بود. تقریباً تنها قوانین منسجم مورد عمل، قوانین شرع انور اسلام بود که بعد از ترویج دین مبین اسلام در ایران به وسیله مراجع و پیشوایان دینی در امور مدنی مردم و حل اختلافات بین آنها مراعات میشد. سلاطین کشور و حکام و امرای محلی هم متناسب با قدرت و نفوذ خود از یک سلسله قواعد و مقررات عرفی برای رتق و فتق امور مملکتی اعم از کشوری و لشکری تبعیت میکردند. این قواعد و مقررات، هم اغلب ساخته و پرداخته خود آنان بود و هم غالباً به سلیقه شخصی آنها تغییر مییافت و به هر حال اولویت با ارادههای فردی و تمایلات شخصی حکام بود. به همین دلیل ظلم، تعدّی و تجاوز به حقوق مردم و اعمال شکنجههای قرون وسطایی بر مخالفان سلاطین و حکام، امری رایج و متداول بود و دستگاه قضایی قانونی و مطمئنی برای دادخواهی مردم وجود نداشت. تاریخ این دوره گویای این
۴
نظام سیاسی ایران
حقیقت است که افراد اصلاح طلب و خیرخواه در مقابل سلاطین مستبد و حکام جبار زمینه رشد و خدمت به مملکت را نمییافتند. نمونه بارز این شخصیتهای سیاسی و مذهبی در دوره متأخر پیش از مشروطه، قائم مقام فراهانی، امیرکبیر، سید جمالالدین اسدآبادی و تعدادی از مراجع مسلم مذهب شیعه بودند که هر کدام گرفتار قهر حکام جبار زمان خود شدند و جان باختند. هر چند از زمان استقرار سلسله صفویه در قرن دهم هجری به مقتضای زمان یک نوع مجاورت دینی و سیاسی به وجود آمده بود، اما این نزدیکی به معنی اتحاد واقعی دین و دولت نبود و جدایی این دو رکن مهم اجتماعی همچنان استمرار داشت. بنابراین، استبداد حکومتی و فقدان حقوق و آزادیهای فردی و نبودن قوانینی مدون که امروزه مظهری از حاکمیت مردم میباشد از مشخصات قابل ذکر این دوره از تاریخ ایران، مانند بسیاری ازکشورهای دیگر دنیا در طول تاریخ است.