سید ضیاءالدین طباطبائی( رجال سیاسی)
طباطبايي، سيد ضياءالدين، (1278-1348ش)، رهبر سياسي كودتاي سوم اسفند 1299 و نخستوزير ايران.
در شيراز به دنيا آمد. فرزند آقا سيد علي يزدي، روحاني سرشناس عصر ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه قاجار بود. كمتر از يك سال داشت كه همراه خانواده به تبريز رفت. تحصيلات مقدماتي را نزد پدر گذراند و سپس در مدرسة ثرياي تبريز به فرا گرفتن علوم جديد و زبانهاي روسي و فرانسه مشغول شد.1 مدتي بعد به شيراز بازگشت و در آنجا به تحصيل علوم قديم و زبان انگليسي پرداخت. در جريان جنبش مشروطه* نزد پدرش به تهران رفت و به مشروطهخواهان پيوست. با پيروزي جنبش مشروطه روزنامههاي اسلام و نداي اسلام را در شيراز منتشر كرد. پس از كودتاي محمدعليشاه و به توپ بستن مجلس، به تهران رفت و با شركت در اجتماعي مخفي به نام كميتة جهانگير به مبارزه براي اعادة مشروطه پرداخت. به هنگام فتح تهران توسط مشروطهخواهان در تير 1288ش فرماندهي دستهاي از مبارزان را به عهده داشت. پس از برقراري مجدد مشروطه روزنامههاي شرق و برق را در تهران منتشر كرد. سپس مدتي به فرانسه و انگلستان رفت و در بحبوحة جنگ جهاني اول به ايران بازگشت و به انتشار روزنامة رعد اقدام كرد.2 در كشمكش مربوط به قرارداد 1919م ميان دولت وثوقالدوله و بريتانيا، از معدود كساني بود كه از قرارداد دفاع ميكرد.3 پس از شكست قرارداد، در كودتايي كه سفارت بريتانيا در تهران براي بر سر كار آوردن دولتي مقتدر طراحي كرده بود، نقش رهبري سياسي را به عهده گرفت و روز سوم اسفند 1299ش به همراه فوج قزاق به فرماندهي رضا خان ميرپنج وارد تهران شد.4 روز بعد فرمان رئيس الوزرايي خود را از احمدشاه قاجار گرفت و دولتي تشكيل داد كه به كابينة سياه شهرت يافت.5 حدود سه ماه بعد دولتش سقوط كرد و ناچار شد ايران را ترك كند.6 حدود 22 سال عمدتاً در فلسطين به سر برد تا اينكه پس از اشغال ايران توسط متفقين و بركناري رضاشاه، در 1322ش به كشور بازگشت.7 ابتدا حزب وطن (بعداً ارادة ملي) را تشكيل داد، روزنامة رعد امروز را منتشر كرد و با حمايت سفارت انگلستان به نقشآفريني در صحنة سياست ايران مشغول شد، سپس به نمايندگي از مردم يزد به دورة چهاردهم مجلس وارد شد.8 عمده فعاليتهايش در اين سالها مخالفت با حزب توده بود.9 به تدريج به حاشية صحنة سياست رانده شد و به كارهاي كشاورزي و دامداري پرداخت و در هشتم شهريور 1348ش در اثر سكتة قلبي درگذشت.10
مآخذ:
1- مهدينيا، جعفر. زندگي سياسي سيد ضياءالدين طباطبايي. چ 1، تهران: اميد فردا، 1379، ص 19-21.
2- همان. ص 20-22.
3- همايون كاتوزيان، محمدعلي. دولت و جامعه در ايران؛ انقراض قاجار و استقرار پهلوي. ترجمة حسن افشار، چ 1، تهران: نشر مركز، 1379، ص 151.
4- غني، سيروس. ايران؛ برآمدن رضاخان. ترجمة حسن كامشاد، چ 3، تهران: نيلوفر، 1380، ص 176-177.
5- عاقلي، باقر. روزشمار تاريخ ايران؛ از مشروطه تا انقلاب اسلامي. ج 1، چ 5، تهران: نشر گفتار، زمستان 1379، ص 145.
6- غني، سيروس. همان. ص 239-240.
7- عاقلي، باقر. همان. ص 358-359.
8- آبراهاميان، يرواند. ايران بين دو انقلاب. ترجمة احمد گلمحمدي و محمدابراهيم فتّاحي وليلايي، چ 8، تهران: 1382، ص 235-239 و 246.
9- آباديان، حسين. دو دهة واپسين حكومت پهلوي. چ 1، تهران: موسسة مطالعات و پژوهشهاي سياسي، 1383، ص 104.
10- عاقلي، باقر. همان. ص 233.
امید پارسانژاد