داستان در ایران
داستان در ایران
در ادبیات سنتی فارسی، ادبیات داستانی از تاریخی کهن برخوردار است. در ایران از قصهها و حکایتهای سنتی سخن میگویند و ظاهراً همین قصهها و حکایات، نقش ادب نمایشی را نیز در ادب فارسی ایفا کردهاست. از قدیمالایام طبقهای به نام «داستانگزاران» در ایران بودند که در کوچه و بازار مردم را به دور خود جمع میکردند و برای آنان قصه میگفتند و عموماً داستانهای افسانهای و ملی را بیان میکردند. در این مرحله، که زمان و مدت آن دقیقاً مشخص نیست، قصهها به صورت شفاهی روایت میشد. این قصهها اندکاندک بعد از اسلام در دورهی اسلامی تحریر و ثبت گشت که به نویسندگان آنها «دفترنویس» میگفتند. از راویان و داستانگزاران خراسان در زمان فردوسی، نامهایی برجا مانده است؛ آزاد سرو سیستانی که در مرو اقامت داشت، ماخ پیر خراسان که در مقدمهی شاهنامهی ابومنصوری از آنان نام برده شدهاست.
بههر روی پادشاهان ایران و نیز هند در دربارهای خود کسانی را داشتند که راوی قصه بودند و مخصوصاً از قرن نهم به بعد کسانی بودند به نام «دفترنویس» که داستانها را در دفتری مینوشتند. داستانهای سنتی ایرانی ده نوع هستند: ۱-داستانهای عاشقانه و غنایی
۱، شمیسا: انواع ادبی، ص ۱۳۷.
تاریخ ادب پارسی و...
| ۲۴۸ |
| ۲-داستانهای عرفانی و صوفیانه |
| ۳-داستانهای حماسی و پهلوانی |
| ۴-داستانهای دینی و مذهبی |
| ۵-داستانهای طنزآمیز |
| ۶-داستانهای فلسفی و سمبلیک |
| ۷-داستانهای عامیانه |
| ۸-داستانهای واقعگرا |
۹-داستانهای مقامه
۱۰-داستانهای تمثیلی
این داستانها هم در شکل منثور آن موجود است و هم در شکل منظوم. در اینجا سعی بر آن است مهمترین این داستانها را در ادب فارسی معرفی کنیم.