پرش به محتوا

دوبیتی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۵ سپتامبر ۲۰۲۵، ساعت ۰۹:۰۶ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی « === ۲-۲) دو بیتی === دوبیتی یا ترانه هم مانند رباعی است. شکل ظاهری آن از چهار مصراع تشکیل یافته‌است و قافیه‌ی آن نیز مانند رباعی است. نام دیگر این شعر «فهلوی» یا «فهلویات» است. فهلوی، معرّب پهلوی، زبان عصر ساسانی است که بعد از اسلام به صورت {| class="wik...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

۲-۲) دو بیتی

دوبیتی یا ترانه هم مانند رباعی است. شکل ظاهری آن از چهار مصراع تشکیل یافته‌است و قافیه‌ی آن نیز مانند رباعی است. نام دیگر این شعر «فهلوی» یا «فهلویات» است. فهلوی، معرّب پهلوی، زبان عصر ساسانی است که بعد از اسلام به صورت

۱. همان، ص ۱۳۷.
۲. شمیسا: سیر رباعی، صص ۱۵۱.۱۵۵.
3، صفا: تاریخ ادبیات در ایران، ج ۲، ص ۹۱۴.


انواع ادبی در ادبیات فارسی

۱۷۵

لهجه‌های متعدد در اطراف و اکناف ایران باقی مانده بود و به این نوع اشعار، «فهلویات» گفته‌اند؛ لذا گوینده‌ی بسیاری از اشعار دوبیتی معلوم نیست^{۱}.

این قالب شعری تفاوت اندکی با رباعی دارد و آن در وزن عروضی، دوبیتی است. وزن این شعر که از متفرعات بحر هزج است از تکرار دوبار مفاعیلن و یک‌بار مفاعیل یا فعولن تشکیل یافته‌است^{۲}. به عبارت دیگر وزن عروضی دوبیتی مفاعیلن مفاعیلن فعولن یا مفاعیل است. این وزن با توجه به تحقیقات ملک الشعرا بهار، از اوزان شعری ساسانی است که در عهد تمدن اسلامی تغییراتی در آن ایجاد شده و به قالب عروضی درآمده‌است. از نمونه‌های قدیم آن درخت آسوریک به پهلوی برجای مانده‌است.^{۳} شمس قیس در المعجم سه وزن برای دوبیتی یاد می‌کند: «مفاعیلن مفاعیلن فعولن «فاع لاتن مفاعیلن فعولن» و «فاعی لاتن مفاعیلن فعولن». درباره‌ی وزن نخست می‌گوید: خوش‌ترین اوزان فهلویات است^{۴} و وزن دسته‌ی دوم را از زحافات «فاع لاتن مفاعیلن مفاعیلن» می‌داند که آن را «بحر مشاکل» می‌دانند و گفته است که بر نوع محذوف این بحر نیز فهلویات گفته‌اند^{۵}. بعدها آراء او مورد تردید قرار گرفت و استاد جلال الدین همایی عقیده دارندکه همین وزن مفاعیلن مفاعیلن فعولن وزن ترانه است^{۶}. دکتر خانلری در کتاب ارزشمند وزن شعر فارسی، مسایل عروضی و زبان‌شناختی دوبیتی را با دیدی علمی می‌نگرد؛ او معتقد است که تکیه و امتداد هجاهای بلند و کوتاه و عدم تساوی در شماره‌های هجاهای مصاریع، نقش اساسی در دوبیتی دارد^{۷}. از سوی دیگر آنچه در بررسی ساختار دو بیتی باید افزود بافت گویشی و محلی زبان آن است که بی‌تردید بر ۱. شمیسا: سیر رباعی، ص ۲۶۴.

۲، موتمن: تحول شعر فارسی، ص ۹۹. ۳.گلبن: بهار و ادب فارسی، ج ۲، ص ۷۲. ۴، شمس قیس: المعجم ...، ص 112. د. همان، ص ۱۱۳.

۶، شمیسا: سیر رباعی، ص ۳۰۹.

۷. خانلری: وزن شعر فارسی، ص ۷۱.


۱۷۶

تاریخ ادب پارسی و...

اوزان عروضی و ساختار نحوی آن تأثیر می‌گذارد. از آنجا که این گونه اشعار بازمانده از سنت شعری ایرانی است روی دوم این سکه، اشعار فولکلوریک است؛ لذا نباید آن ساختار منسجم و مرتب شعر کلاسیک را در آن انتظار داشت.

دوبیتی در سیر تاریخی خود علاوه بر رواج در میان مردم، در آثار شاعران معدودی آمده‌است. در حوزه‌ی مرکزی در قرن پنجم شاعری به نام خواجه کمال‌الدین بندار رازی که شاعر دربار آل بویه و معاصر مجدالدوله‌ی دیلمی است، اشعاری سروده‌است که به لهجه‌ی مردم ری است که امروز در جنوب تهران قرار دارد، اما به نظر شمس قیس، زبان او به لغت دری نزدیک بوده‌است^{۱}. امروزه به درستی نمی‌توان درباره‌ی اشعار او اظهار نظر کرد، زیرا دریافتن لهجه‌ی مردم ری در قرن پنجم دشوار و احتی غیرممکن است. شمس قیس که خود اهل ری بوده درباره‌ی اشعار بندار رازی گفته‌است: «همانا بندار رازی مقلّد بوده است نه مستبعد^{۲}.» این شاعر در مدح هم دستی داشته‌است و در المعجم نمونه‌ای از اشعار او آمده است^{۳}.

ای همه فر و تایید زمانه

ولایت به توّاج هروی مصفا

حمدالله مستوفی درباره‌ی دیوان او می‌گوید: «دیوان او مشهور است و معتبر ... و چموش‌نامه‌ی بنداری شهرتی تمام دارد^{۴}.»

در قرن پنجم بزرگ‌ترین شاعر دوبیتی سرای فارسی، بابا طاهر، ظهور می‌کند. او از شاعران اواسط قرن پنجم و معاصر طغرل سلجوقی است. ولادت او در سال‌های آخر قرن چهارم روی داد؛ زیرا در ۴۴۷ق طغرل با او دیدار کرد و او در این موقع عارفی کامل و صاحب مقامات بود. صاحب راحة الصدور داستان این برخورد را در صفحات ۹۹-۹۸ کتاب خود آورده است.

1. شمس قیس: المعجم. ص ۱۶۴. ۲. همان.

3. همان، ص ۱۶۳.

۴. حمدا... مستوفی: تاریخ گزیده، ص ۷۲۳.


انواع ادبی در ادبیات فارسی

۱۷۷

رشید یاسمی تولدش را تقریباً در ۹۱-۳۹۰ می‌داند و مولد او را شهر همدان یا ولایت لرستان ذکر می‌کند'. هدایت تاریخ وفات باباطاهر را ۴۱۰ق می‌داند که بسیار بعید به نظر می‌رسد^{۲}. عده‌ای از منابع، او را همدانی و عده‌ای لَر خوانده‌اند. محتمل است که زندگی شاعر در میان این دو جا سپری‌گردیده باشد. اکنون در خرم آباد محله‌ای به نام باباطاهر وجود دارد. از سوی دیگر در اشعار او از همدان و کوه الوند یاد شده‌است. مزار او در همدان بر تپه‌ای در شمال غربی شهر در محله‌ای که به بُن بازار معروف بود واقع است.

از باباطاهر مجموعه‌ای از کلمات قصار به عربی باقی مانده که عقاید عرفانی او را بیان می‌کند. این مجموعه مبتنی بر ذکر، معرفت، وجد و محبت ... است، اما مجموعه‌ی ترانه‌های او اهمیت خاصی دارد. اشعاری پر از عواطف بکر و تازه‌ی عاشقانه با زبانی زیبا و صمیمی. ما در ترانه‌ها و دوبیتی‌هایش با مردی روبرو هستیم که نغمه می‌سراید و آن‌هم حزن‌انگیز. عده‌ای بر این باورند که زبان باباطاهر لَری است اما تحقیقاتی که هَدَنک انجام داده نشان می‌دهد که زبان باباطاهر خاص گویش لرستان نیست بلکه درهم‌آمیزی از گویش‌های مختلف است.کلمان هوار اصطلاح «پهلوی اسلامی» را برای زبان باباطاهر پیشنهاد کرده است.

محتوای دوبیتی‌های باباطاهر بسیار محدود است. تعدادی از آنها عاشقانه است و اندکی در عشق عارفانه. پاره‌ای دوبیتی‌های او سرودهای ساده‌ای برای خداوند است و باقی‌مانده‌ی دوبیتی‌های او اغلب فردی و شخصی است و توصیفی از زندگی یک درویش قلندر است. ولی توصیف او از این درویش بسیار زیباست؛ او به جای بالش بر خشتی سر می‌نهد و از تشویش روحانی بیزار است، ولی به‌هرروی در غم و اندوه به سر می‌برد. یکی از محققان معاصر، موضوعات دوبیتی‌های او را جمع‌آوری کرده‌است. او

۱. ریپکا: تاریخ ادبیات ایران، ص ۳۵۷. ۲. هدایت: ریاض العارفین، ص ۱۶۷.


۱۷۸

تاریخ ادب پارسی و...

موضوعاتی چون طبیعت‌گرایی، خودشناسی، خدابینی، عشق‌ورزی، وصف دلبر، شوریدگی، سرگردانی، مویه و زاری، سوز و گداز، گیله و فریاد، خشم گرفتن و مرگ‌اندیشی را از عمده‌ی مضامین دوبیتی‌های باباطاهر ذکر می‌کند'. برای اینکه با دوبیتی‌های او آشنا شویم یکی از دوبیتی‌هایش را از نظر می‌گذرانیم:^{۲}

مو آن رندم که نامم بی قلندر چو روز آیه بگردم گرد کویت

نه خون دیرم نه مون دیرم نه لنگر چو شو آیه به خشتان وانهم سر

این دوبیتی علاوه بر مفهوم عرفانی، بیان حیرانی و سرگردانی عارف است. بنابر آنچه آوردیم در ساخت زبانی از لهجه‌ای خاص در قرن پنجم است. مو(من)، خون (خانه)، مون (مان)، آیه (آید)، شو (شب) بافت گویشی آن است و از فرهنگ عامه و مردمی در ترکیب زیباشناختی استفاده کرده‌است. مثل: رندی و قلندری، گرد کوی گشتن، سر بر خشت نهادن که خود مختصات سبکی هم هستند. چنین به نظر می‌رسد هنر باباطاهر در این موارد طبیعی و خودجوش است و همین خصوصیات باعث شده تا دوبیتی‌های باباطاهر در میان عامه‌ی مردم رواج یابد و از نوعی هم‌نوایی اجتماعی برخوردار شود. البته این روند مشکل بزرگی در جمع‌آوری اشعار او ایجاد کرده‌است؛ زیرا بسیاری از اشعار محلی دیگران در اشعارش راه یافته‌است. از دوبیتی‌های او چاپ‌های متعدد شده‌است. نخستین آن در ۱۲۷۴ق با چاپ سنگی در تهران انتشار یافت که به همراه رباعیات خیام است. بعد از آن چاپ بمبئی، پاریس، لندن موجود است.

در این میان چاپ مرحوم وحید دستگردی در سال‌های ۱۳۱۱ ش و ۱۳۳۱ با ۳۵۶ دوبیتی از بقیه معروف‌تر است که به همراه کلمات قصار چاپ شد. آخرین چاپ از

۱. اذکایی: باباطاهر نامه، ص ۲۵۵. ۲. باباطاهر: دیران اشعار، ص ۸.

۲. باباطاهر: دیران اشعار، ص ۸.


انواع ادبی در ادبیات فارسی

اشعار او در ۱۳۵۰ صورت‌گرفته است^{۱}. نمونه‌هایی از دوبیتی‌های معروف او:

- جُره بازی بُدم رفتم به نخجیر بوره غافل مچر در چشمه‌ساران - یکی برزیگری نالون در این دشت همی کشت و همی گفت ای دریغا - اگر دل دلبر و دلبر کدومه دل و دلبر به‌هم آمیته وینم - دلی دارم ز عشقت گیج و ویژه دل عاشق مثال چوب تر بی - دیدم آلاله‌ای در دامن خار بگفتا باغبان معذور می دار

۱۷۹

سیه‌دستی زده بر بال مو تیر هرآن غافل چره، غافل خوره تیر به چشم خون‌فشان آلاله می‌کشت که باید کشتن و هشتن در این دشت وگر دلبر دلو دل‌را چه نومه ندونم دل که و دلبر کدومه مژه بر هم زنم سیلاوه خیژه سری سوزه سری خوناوه ریژه گفتم آلالیا کی چینمت بار درخت دوستی دیر آوره بار

در قرن ششم، پورفریدون که از مردم شیراز بود دوبیتی می‌سرود. در قرن هشتم شرف‌شاه عارف گیلکی در این قالب اشعار سروده که آقای ابراهیم فخرایی آنها را جمع‌آوری کرده است. محمد مغربی تبریزی (م ۸۰۹ق) تعدادی دوبیتی دارد که به لهجه‌ی آذری است. در عهد صفویه ملاسحری‌طهرانی و صوفی مازندرانی (م ۱۰۳۵ق) دوبیتی می‌سرودند. نجمای شیرازی، حسینا سیستانی، اسکندر بابادای از دوبیتی‌سرایانی هستند که کسی از زندگی آنها اطلاعی ندارد. دوبیتی حتی تا دوره‌ی معاصر هم ادامه داشت و کسانی چون فایز دشتستانی (م ۱۳۳۰ق) اشعاری به دوبیتی دارند.