سید ابوالقاسم کاشانی
كاشاني، سيدابوالقاسم (1300ق / 1340ش)، روحاني، سياستمدار، از رهبران جبهة ملي و يكي از عوامل ملي شدن صنعت نفت.
در تهران متولد شد. در شانزده سالگي همراه پدرش سيد مصطفي كاشاني، كه از فقيهان بزرگ و مرجع تقليد بود به عراق عزيمت كرد و در نجف در محضر پدر و آخوند ملا محمدكاظم خراساني و چند تن ديگر به تحصيل ادامه داد و در 25 سالگي به اجتهاد رسيد.1 او مدرسة علوي را در آنجا تأسيس كرد.2 در قضاياي جنبش مشروطيت كه نقش خراساني در آن بسيار حساس بود، سمت مشاور وي را داشت.3 كاشاني سعي در ترويج اعتقاد پيوند دين و سياست داشت4 و در انقلاب 1920م عراق نقش عمدهاي بازي كرد.5 در 1299ش به ايران بازگشت و در 1323ش به اتهام ارتباط با مأموران آلماني توسط بريتانياييها دستگير شد. بعد از جنگ جهاني دوم به تلاشهاي خود براي اجراي قانون اساسي ادامه داد و در 1325ش، به دليل مخالفت با قانون محدوديت آزادي مطبوعات تحت نظر گرفته شد. در 1327ش، براي جلوگيري از تشكيل يك دولت يهودي خواستار اعزام داوطلبان ايراني به فلسطين شد و اين شروع سه سال همكاري بين كاشاني و سازمان فدائيان اسلام* بود. او در 1328ش به اتهام دست داشتن در ترور محمدرضا شاه پهلوي به بيروت تبعيد و در 1329ش آزاد شد و به ايران بازگشت. در انتخابات دورة هفدهم به عنوان كانديداي جبهة ملي* وارد مجلس و به رياست آن انتخاب شد.6
نقطة اوج همكاري كاشاني با جبهة ملي سازماندهي تظاهرات 30 تير 1331ش بود. اين حركت با حمايت مردمي به سقوط دولت قوام* و روي كار آمدن مصدق منجر شد. او در ابتداي فعاليت نهضت ملي شدن نفت با محمد مصدق همكاري كرد ولي اين همكاري بعداً به اختلاف بين آنها انجاميد.7
از ديگر مواضع سياسي كاشاني ميتوان به اين موارد اشاره كرد: 1)حفظ استقلال سياسي و اقتصادي و تأكيد بر وجود استقلال؛ يكي از راههاي تحصيل استقلال را بستن نفت به روي استعمارگران ميدانست. 2) لزوم ملي شدن صنعت نفت؛ پيرو اين تفكر و تلاش سرانجام مجلس شورا* در 14 اسفند و مجلس سنا* در 29 اسفند 1329ش صنعت نفت ايران را پس از 50 سال ملي اعلام كرد. 3) جلوگيري از تفرقة مسلمانان و متحد كردن آنها از طريق تشكيل كنگرة اتحاد اسلامي و شكل دادن به بلوك اسلامي در جهان. 4) مبارزه با تفكرات الحادي و كمونيسم. 5) قطع نفوذ اجانب و سد راه مزدوران. 6) مخالفت با رژيم جمهوري و تلاش براي برقراري حكومت پادشاهي مشروطه خواهان به عنوان جلوهاي از اتحاد مردم با توجه به شرايط زماني آن روز. 7) دادن آگاهي به مردم و انجام انتخابات آزاد؛ ولي در اين راه بارها زنداني و تبعيد شد.8 در 1334ش در پي ترور حسين علا، نخست وزير وقت، توسط فدائيان اسلام، پروندة قتل رزمآرا* نيز كه توسط آنان ترور شده بود و كاشاني هم متهم به همكاري با آنان بود، به جريان افتاد. كاشاني در بازجويي اعتراف به صدور فتواي قتل رزمآرا كرد. او پس از مدتي در بستر بيماري درگذشت و در شهرري به خاك سپرده شد.9
مآخذ:
1- موسوي، سيدمحمد. زندگينامة آيتالله كاشاني. تهران: بشير، ]بي تا[، ص 4؛ نيزنك: عاقلي، باقر. شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران. تهران: گفتار علمي، 1380، ج 3، ص 1257-1258.
2- سلسلة پهلوي و نيروهاي مذهبي به روايت تاريخ كمبريج. ترجمة عباس مختاري، تهران: طرح نو، 1371، ج 8، ص 289.
3- ركنآبادي، غضنفر. سياست، ديانت و آيتالله كاشاني. تهران: مؤسسة فرهنگي دانش انديشة معاصر، 1379، ص 14.
4- ركنآبادي، غضنفر. همان. ص 83.
5- عاقلي، باقر. همان. ص 1275.
6 و 7- مختاري، عياس. همان. ص 290، 291، 292، 293.
8- ركنآبادي، غضنفر. همان. ص 79، 93، 106، 108، 113، 133، 147، 185.
9- عاقلي، باقر. همان. ص 1278؛ نيزنك: علوي، مهوشالسادات، آيتالله كاشاني و سياست. تهران: سوره، 1376، ص 109.
مریم حسنی