پرش به محتوا

میرزا کوچک خان جنگلی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۲۳:۱۴ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی « '''كوچك جنگلي، شيخ يونس گيلاني''' (1297-1338ق / 1880-1920م)، رهبر قيام جنگل و فعال سياسي و مؤسس جمهوري گيلان. در خانواده‌اي متوسط در رشت متولد شد. پس از فراگيري مقدماتي علوم مذهبي راهي تهران شد و در مدرسة «محمديه» به ادامة تحصيل پرداخت. با شروع انقلاب مش...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

كوچك جنگلي، شيخ يونس گيلاني (1297-1338ق / 1880-1920م)، رهبر قيام جنگل و فعال سياسي و مؤسس جمهوري گيلان.

در خانواده‌اي متوسط در رشت متولد شد. پس از فراگيري مقدماتي علوم مذهبي راهي تهران شد و در مدرسة «محمديه» به ادامة تحصيل پرداخت. با شروع انقلاب مشروطيت* به صف انقلابيون پيوست. در 1289ش (1318ق / 1900م) همراه نيروهاي گيلان در نبرد با محمدعلي شاه شركت كرد و به همراه آنان وارد تهران شد. بعد از يك سال محمدعلي شاه براي بازپس‌گيري قدرت وارد ايران شد. در اين هنگام كوچك خان به دستة نظاميان دولتي در مازندران پيوست و بر ضد نيروهاي شاه سابق جنگيد. بعد از اين ماجرا به دليل فعاليت بر ضد نيروهاي روسيه در گيلان، به دستور ژنرال قنسول روس از اقامت در رشت محروم شد و به تهران حركت كرد. در اين زمان كوچك خان تحت تأثير ايدة «پان ـ اسلاميسم» كه از سوي عثماني‌ها تبليغ مي‌شد، «كميتة اتحاد اسلام» را تشكيل داد.

بعد از يك سلسله ملاقات‌ها و گفت‌وگوها با شخصيت‌هاي مذهبي و سياسي، تصميم به مبارزة مسلحانه بر ضد دولت ايراني وابسته به انگليس گرفت. در 1293ش (1333ق / 1914م) به گيلان بازگشت و با كمك يارانش و عده‌اي از مشاوران آلماني و عثماني قيام جنگل* را سازمان داد. روزنامة جنگل ارگان رسمي آن بود كه نخستين شمارة آن در 1335ق / 1917م منتشر شد.

بعد از پيروزي انقلاب روسيه، با بلشويك‌ها پيوند دوستي برقرار نمود و در 1299ش «جمهوري سوسياليستي گيلان» را اعلام كرد. پس از اين ماجرا درگيري‌هايي بين جنگلي‌ها و دسته‌هاي نظامي انگليسي و ايراني اتفاق افتاد. همچنين درگيري‌هاي خونيني ميان كوچك خان و ديگر رهبران جنگلي از جمله «احسان‌الله خان» و «خالو قربان» كه ديدگاه‌هاي افراطي كمونيستي داشتند به وقوع پيوست.

در اين ميان با كودتاي سوم اسفند 1299ش در تهران، سيد ضياءالدين طباطبايي به نخست‌وزيري رسيد و با دولت شوروي رابطة دوستي برقرار كرد كه نتيجة آن قرارداد 1921م ايران و شوروي بود. سفير شوروي نامه‌اي به كوچك خان نوشت و او را تحت فشار قرار داد تا به فعاليت‌هاي انقلابي‌اش پايان دهد. بدين ترتيب كوچك خان تنها ماند و با حملة نيروهاي دولتي، به جنگل‌هاي گيلان پناه برد. پس از مدتي جسد منجمد شده‌اش را در كوه‌هاي تالش يافتند و سرش را براي مقامات دولتي فرستادند.

كوچك خان به اصلاحات ارضي و آموزش اجباري معتقد بود و در طول تسلط كوتاهش بر گيلان تا حدودي اصلاحات ارضي انجام داد و تعدادي مدارس ابتدايي رايگان در صومعه‌سرا، شفت، كسما و ماسوله تأسيس نمود. ارزيابي در مورد فعاليت‌هاي كوچك خان متفاوت است. گروهي او را «وابستة بي چون و چرا به شوروي»، گروهي ديگر او را «يك تجزيه‌طلب و شورشي» و دستة سوم او را به عنوان يك «قهرمان ملي» معرفي كرده‌اند.

مآخذ:

1-    خلاصه شده از مدخل «كوچك خان جنگلي» در خود آگاهي و تاريخ پژوهي، يادنامة استاد عبدالهادي حائري. به كوشش شهرام يوسفي‌فر، تهران: انتشارات دانشگاه تهران و مؤسسة توسعة دانش و پژوهش ايران، 1380، ص 477-479.


محمدمهدی موسی خان