ابراهیم مرادی
ابراهيم صحافباشيتهراني (1271ق ـ1301ش/ 1855ـ1922م). آزاديخواه و نخستين بهرهبردار سالن سينما در ايران.
در خيابان لالهزار خانه و دكان عتيقهفروشي داشت و به كار تجارت اشياي زينتي ژاپني و چيني مشغول بود.1 در ذيحجه 1314 ق/ مي 1896 م با اجازة مظفرالدينشاه عازم اروپا و امريكا شد. ديدن ماشين دودي، دستگاه چاپ، عمليات آكروباتيك بازيگران سيرك سبب حيرت او شد. خودش نوشته است: «فقرة ديگر بقوة برقيه آلاتي اختراع كرده كه هر چيز را بهمان حالت حركت اصلي مينماياند مثلاً آبشار امريكا را بعينه نشان ميدهند... اين فقره از اختراعات امريكائي است.»2 او يك دستگاه آپارات و مقداري فيلم يك حلقهاي خريد و به ايران آورد. گوشهاي از حياط پشت دكانش را به سالن سينما تبديل و در ماه رمضان 1322ق/ نوامبر1904م اقدام به نمايش فيلم كرد، و بدينسان نام او به عنوان اولين بهرهبردار سينما در ايران ثبت شد. اعيان و اشراف، حتي اتابك اعظم و علاالدوله3 و ملجيك ثاني از سالن سينماي او استقبال كردند.4
با آغاز مبارزاتي كه منجر به انقلاب مشروطه شد، صحافباشي به جرگة آزاديخواهان درآمد.5 مدتي بعد به دستور مستبدان كارهاي خود را متوقف و ترك ديار كرد.6 او اعلاني براي حراج اموالش چاپ7 و در موعد مقرر خانة خود را واگذار كرد، دستگاه سينماتوگراف و پردههاي نمايش را به آرتاشس پاتماگريان فروخت و تحتالحفظ به اصفهان و سپس حوالي جندق و بيابانك تبعيد شد. در سال 1306 قمري/ 1889م همراه همسر و سه فرزندش راهي كربلا شد و از آن جا به هندوستان رفت.8 در 1307 قمري/ 1890 م نشرية «نامة وطن» را انتشار داد، و سالها بعد در مشهد درگذشت.9
مآخذ:
1. «بخارا». شمارة 19، مرداد و شهريور 1380، ص 96، نقل خاطرهاي از ياساما فوكوشيما.
2. «سفرنامة ابراهيم صحافباشي تهراني». به اهتمام محمد مشيري، شركت مؤلفان و مترجمان ايران، 1357، ص 39.
3. «سينماي ايران». محمد تهامينژاد، 1380، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، ص 17، به نقل از فرزند او: جهانگير قهرمانشاهي.
4. «روزنامة خاطرات عزيزالسلطان (مليجك ثاني)». جلد اول، به كوشش محسن ميرزايي، 1376، ص 263.
5. «تاريخ بيداري ايرانيان». ناظمالاسلام كرماني، جلد اول، 1362، ص 361.
6. «همان». ص 433.
7. رونوشت اعلان بعدها در «راهنماي كتاب». شمارة 8-10، آبان و دي 1356، ص 692 درج شد.
8. «ترقي». شمارة 844، دوشنبه 25 اسفند 1337، ص 41، در گفتوگو با همسرش نصرتزمان.
9. «تاريخ سينماي ايران». جمال اميد، انتشارات روزنه، 1374، ص 24.
عباس بهارلو