امانت در جهان اسلام و ايران
امانت در جهان اسلام و ايران
در تاریخ تمدن اسلامی، امانت كتاب كاری پسندیده و رایج بوده است. در جهان اسلام بهای زیاد كتابها متقاضیان را وامیداشت تا، برای نسخهبرداری از كتابها، آنها را به امانت گیرند. برخی كتابخانهها اصولاً برای امانت دادن كتاب ایجاد شده بودند. وقفنامههایی نیز وجود دارد كه همه یا بخشی از مطالب آن به شرایط امانت كتاب اشاره دارد (384:5). در بسیاری موارد نیز مقررات امانت در صفحات اول، دوم، یا آخر كتاب موقوفه توسط واقف درج میگردید. در این صورت، كتابدار (امین) موظف به انجام نظرِ واقف بود. اگر واقف محدودیت و شرایطی برای استفادهكنندگان قائل نبود (وقف عام)، كتابدار میتوانست كتاب را بر اساس آییننامه داخلی كتابخانه، یا تشخیص خود، به استفادهكننده امانت دهد؛ اما اگر واقف شرایطی قائل میگردید (وقف خاص)، كتابدار شرعاً موظف به انجام آن بود، كه این كار مشكلات زیادی را بهدنبال داشت.
فهرست
- ۱ضوابط، شرایط، و مقررات امانت
- ۱.۱1. امانت آزاد
- ۱.۲2. امانت با ضمانت شخصی
- ۱.۳3. امانت با ودیعه
- ۲عدم امانت
- ۳مدت امانت
- ۴استفادهكننده
- ۵مآخذ:
ضوابط، شرایط، و مقررات امانت
كتابخانهها در جهان اسلام به چند صورت كتاب امانت میدادند:
1. امانت آزاد
برخی اوقات در ازای امانت كتاب برای استفاده در بیرون از كتابخانه هیچگونه ودیعهای دریافت نمیگردید. این نوع امانت در بسیاری از كتابخانههای جهان اسلام، از جمله ایران، رواج داشت. یاقوت حَمَوی (574-626 ق.) تصریح میكند كه در كتابخانهاش، همزمان، دویست جلد كتاب از كتابخانههای عمومی مرو را در امانت خود داشته است بدون آنكه وجهالضمان یا گرو به كتابخانه بسپارد. به گفته وی، بهای این كتابها دویست دینار زر بوده، زیرا هریك در نوع خود نظیر نداشته و از حیث نفاست و اهمیت به قیمت درنمیآمده است. وی یادآور میشود كه از وجود این كتابخانهها بسیار خشنود و شادمان بوده و تأكید میكند كه بیشتر اطلاعات كتاب معروف خود معجمالبلدان و دیگر آثارش را از مطالعه و استنساخ كتابهای امانتی كتابخانههای مرو بهدست آورده است (8: 26، 27؛ 9: ج 4، ص 509-510). یاقوت كه سه سال در ری اقامت داشت، مینویسد كه كتابخانههای شهر با سخاوتمندی آنچه او نیاز داشته در اختیارش قرار میدادند (9: ج 5، ص 114). یحییبن شرف نووی (631-676 ق.) نیز پیش از ترك دمشق، كلّیه كتابهایی را كه از كتابخانههای متعدد وقفی امانت گرفته بود به آنها بازگرداند. در بغداد هم طیبوغا الدوادار انوكی ( ـ752 ق.)، به تناوب، كتابهای مورد نیاز خود را امانت میگرفت و پس از استفاده، مسترد میكرد. آثاری نیز مانند تاریخ دو بیتی بهدفعات برای نسخهبرداری از كتابخانه اشرفیه دمشق امانت گرفته میشده است (386:5).
امانت گرفتن كتاب از كتابخانههای مدارس مصر نیز برای مردم كاری مجاز و ممكن بود. به همین سبب، یكی از دانشمندان بزرگ از خرید آنها بینیاز شده بود (347:4). صلاحالدین صفدی (696-764 ق.) از استاد خود اثیرالدین ابوحیّان (654-745 ق.) نقل میكند كه وی كار خریداران كتاب را زشت میشمرد و میگفت: "من هر كتابی كه بخواهم از كتابخانههای موقوفه به امانت میگیرم، در حالی كه اگر بخواهم كسی پولی به من عاریت دهد احدی را نمییابم" (348:6).
كتابخانه مدرسه محمودیه مصر، كه در سال 797 ق. توسط شاهزاده جمالالدین محمود ساخته شد، به مدت یك ماه كتاب به متقاضیان امانت میداد؛ به شرط آنكه كتاب در مالكیت مسجد باقی بماند (267:7). به نوشته ابن ابیالضّیاف (1219-1290 ق.)، احمد پاشای اول، مؤسس كتابخانه احمدیه در مسجد زیتونه تونس، اجازه داده بود كه كتابهای این كتابخانه را تا مدت یك سال به امانت دهند (7: 267، 268).
امانت كتاب فقط منحصر به كتابخانههای مساجد عمومی و مدارس نبود، بلكه بسیاری از بزرگان و دانشمندان نیز كه مجموعههای بزرگ و ارزشمندی داشتند كتابهای خود را به متقاضیان امانت میدادند، كه محمدبن داوود صارمی ( -660 ق.) از آن جمله بود. سلیمانبن یوسف صوفی (739-789 ق.) تسهیلاتی در مورد امانت دادن كتابهای خود قائل میشد و حسنبن محمد طیبی ( -743ق.) كتابهای نفیس و گرانقیمت خود را در اختیار همشهریانش و دیگران ـ خواه آنها را میشناخت یا نمیشناخت ـ قرار میداد (5: 383، 384). ابن خلدون (732-808 ق.)، فیلسوف و مورخ نامدار، اجازه داده بود كتاب معروف العبر وی را به مدت دو ماه بهامانت دهند (267:7). بر اساس وقفنامه مدرسه سردار شیراز (تأسیس 1249ق.) مدرّس و متولّی مدرسه میتوانست، برحسب ضرورت، كتابهای مورد نیاز خود را بدون دادن ودیعه بهامانت ببرد؛ اما طلاب فقط با اجازه مدرّس و متولّی اجازه داشتند كتاب به بیرون از كتابخانه ببرند، مشروط بر آنكه شبهنگام آن را تحویل دهند (2: 54، 55).
در وقفنامه مدرسه عثمانیه، این نكته به صراحت اعلام شده بود كه كتابدار بایستی كلّیه كتابهای مورد نیاز استاد را در اختیار وی بگذارد. افرادی كه بهطور شبانهروزی ساكن مدرسه بودند نیز، از جهت امانت گرفتن كتاب، امتیاز داشتند (385:5). حتی هنگامی كه امانت دادن كتاب بهصراحت ممنوع شده بود، به طلاب اجازه داده میشد تا كتابهای مورد نیاز خود را به حجره (اتاق مسكونی طلبه در مدرسه)های خود ببرند؛ به شرط آنكه در محدوده مدرسه مطالعه كنند. كتابخانههای مدرسه احمدیه حلب و مدرسه محمودیه قاهره از این قبیل بودند (5: 385، 386). در وقفنامه یكی از كتابهای خطّی كتابخانه ملی فارس به تاریخ 1096 ق.، وقفكننده، كتاب را برای استفاده "طلبه" و "مؤمنین" وقف كرده و تأكید ورزیده است كه چنانچه طلاب كتاب را "محبوس" نكرده و نفروشند و از شیراز بیرون نبرند میتوانند آن را بهامانت گیرند (42:2).
2. امانت با ضمانت شخصی
در گذشته، كتابدار برحسب شناخت و اعتماد كامل خود به امانتگیرندگان یا بر اساس اعتبار علمی آنها، به ضمانت خویش، به آنها كتاب امانت میداد. برخی وقفكنندگان نیز همین شرایط را برای امانت مجموعههای وقفی خود لازم میشمردند. طی دو دهه اول قرن هشتم هجری كه كتابخانه رَبâع رشیدی* (واقع در شمال شرق تبریز) آباد بود و فعالیت داشت، امانتگیرندگان اگر مورد اعتماد متولّی بودند (یعنی متولّی آنها را رسماً به كتابخانه معرفی میكرد) میتوانستند كتابها را بدون ودیعه بیرون ببرند (140:1؛ 31:3؛ 189:4). ابن خلدون نیز طبق وقفنامه خود اجازه داده بود كتابهای وقفی وی به "اشخاص قابل اطمینان و اعتماد كه مقام و منزلت مشخصی داشته باشند" امانت داده شود. به نوشته ابن الساعی (593 - 674 ق.)، انتصاب ضیاءالدین تركستانی به كتابداری كتابخانه ابوحنیفه در بغداد از آن رو بود كه كتابها را فقط به "افراد قابل اعتماد" امانت دهد (267:7). گاه نیز افراد شناختهشده و معتبر ضامن افراد دیگری نزد كتابداران میشدند. مثلاً طلاب مدرسه احمدیه حلب فقط با ضمانت استاد خود میتوانستند كتاب به امانت گیرند و به حجرههای خود ببرند. البته در برخی وقفنامهها، هرگونه امانت كتاب، حتی در ازای ضمانت نیز، منع شده است (5: 388، 389).
3. امانت با ودیعه
ودیعه یا وثیقه شییî ارزشمندی بوده كه كتابدار در ازای امانت كتاب به متقاضی برای استفاده در خارج از كتابخانه از وی میستانده و پس از بازگرداندن كامل و سالم كتاب، ودیعه را به او بازمیگردانده است. مبلغ یا ارزش ودیعه گاهی یك، دو، یا حتی چند برابر بهای كتاب بود؛ كه این افزایش با ارزش و نفاست كتاب، دوری از محل كتابخانه، و نیز مدت امانت تناسب داشت. در كتابخانه مأمونیه بغداد، ودیعه، معادل ارزش كتاب؛ در كتابخانه بُزوری دمشق دو برابر و در رباط نجمالدین در مأمونیه بغداد از دو برابر ارزش آن هم بیشتر بوده است (388:5). در كتابخانه رَبع رشیدی افراد خارج از ربع و نیز ساكنان آن میتوانستند كتاب بهامانت گیرند، در این صورت ودیعهای برابر بهای كتاب و اگر از شهر تبریز خارج میشد، چند برابر قیمت آن، از آنان اخذ میشد (140:1؛ 31:3؛ 189:4).
ضیاءالدین تركستانی، در ازای ودیعهای قابل توجه، كتاب امانت میداد و مراجعان كتابخانه مسجد بزرگ صنعا در یمن درصورتی میتوانستند كتابی بهامانت گیرند كه مبلغی بیش از ارزش واقعی كتاب بهودیعه بگذارند (267:7). در وقفنامه، یكی از كتابهای خطّی كتابخانه ملی فارس به تاریخ 1233ق. آمده است كه "این كتاب بیكار نزد احدی نباشد و بدون 'رهن ارزنده© به غیر امینی ندهند ..." (44:2).
در حوزه كتابخانههای عمومی، كه بهصورت موقوفه اداره میشد، مسئله ودیعه یا وثیقه با مشكلات حقوقی مواجه بود؛ زیرا كه خسارت نمیتواند تأدیه شود مگر بهوسیله اشیایی كه میتوانند بهمالكیت درآیند. از طرف دیگر، اشیای وقفشده و امانت دادهشده بهعنوان اشیای سپردهشده بهشمار میروند نه بهصورت امانت در معنای واقعی كلمه. بنابراین، در قبال آنها نمیتوان وثیقه گرفت؛ زیرا اگر آسیبی ببینند هرگز نمیتوان آن را جبران كرد. بدین ترتیب، هرگاه واقف، برای امانت كتاب، گرفتن وثیقه را شرط لازم میشمرد، به عقیده فقها این شرط باطل و وثیقه دادهشده به نفع شییî امانتی از نظر فقه اسلامی بیاعتبار است؛ اما چون نیاز به گرفتن وثیقه احساس میشده، فقها راههایی برای آن یافتهاند؛ به این نحو كه اگر برای واژه وثیقه (گرو)، مفهومی لغوی قائل شویم ـ و نه معنایی حقوقی ـ یعنی اگر از گرفتن وثیقه، مفهوم گرفتن یك رسید (تذكره) استنباط شود، به این معنا كه یك شییî برای یادآوری در قبال شیئی دیگر اخذ گردد، این كار، معتبر و باارزش خواهد بود (387:5).
فقها، برای ابطال كلّیه آثار نظریه ممنوع كردن وثیقه برای وقف كتاب، این نكته را نیز اضافه میكنند كه "چون نمیتوان مفهوم دقیق مورد نظر واقف را در مورد كلمه وثیقه كه وی از آن استنباط میكرده شناخت، معنای لغوی به آن میدهیم و به این ترتیب این عمل معتبر میشود".
فقهای دیگر برای آنكه باز هم بیشتر از ابهام و تناقض در این مورد احتراز كنند، گرفتن وثیقه برای امانت كتاب را جایز شمرده، اما هدف از گرفتن این وثیقه را فقط شناسایی امانت گیرنده ذكر كردهاند؛ به این ترتیب كه بعداً از امانتگیرنده خواسته شود كه كتابهای امانتی را بازگرداند (387:5، 388؛ 348:6).
برخی واقفان كه از اصول فقهی اطلاع داشتهاند گرفتن رسید را قید كردهاند. بهطور مثال، ابن حاجب (570 -646 ق.) شرط كرده است كه كتاب وقفی وی را نمیتوان از كتابخانه خارج كرد، مگر اینكه رسید مناسبی در ازای آن گرفته شود (388:5).
عدم امانت
در بسیاری از كتابخانهها، بهسبب بازنگرداندن كتاب، آسیب رساندن، و یا نابودی آن، كتاب به امانت داده نمیشد؛ حتی گرفتن سپرده نیز جبران خسارات واردآمده به كتابها نبود. به همین سبب، بسیاری از كتابها و كتابخانهها بهتدریج از میان رفتند، كه از جمله آنها كتابخانه ابنحبّان (274-354 ق) در بُست بود (390:5). بسیاری از كتابخانههای مساجد و مدارس نیز اجازه نمیدادند كه تحت هیچ شرایطی كتاب از كتابخانه خارج شود. بهعلت همین سختگیریها بود كه مجموعه بسیاری از كتابها طی سالها و قرنها سالم ماند. مقریزی (766-845 ق.) در توصیف كتابخانه مدرسه محمودیه قاهره مینویسد: "امروزه این كتابخانه در سرزمین مصر و شام بیمانند است و هنوز باقی و پابرجا مانده و هیچكس اجازه بردن كتاب به خارج از كتابخانه را ندارد، مگر آنكه در خود مدرسه بماند و از آن استفاده كند" (391:5؛ 348:6).
مؤید ابوالنصرشیخ ( ـ824 ق.) در مسجد شیخ قاهره كتابخانهای تأسیس كرد كه به نام وی كتابخانه مؤید نامیده میشد. وی دستور داده بود كه هیچ كتابی به خارج از كتابخانه امانت داده نشود (267:7، 268). امانت كتاب در كتابخانههای نظامیه نیز ظاهراً ممنوع بود (391:5). تاجالدین حسینی خود شاهد بوده كه، با وجود وثیقه و ضمانت، امانت كتاب ممنوع بوده است. در یكی از وقفنامهها اكیداً دستور داده شده كه هیچ كتابی نباید امانت داده شود، حتی اگر چندین برابر قیمت كتاب، ودیعه گذاشته شود (268:7). در وقفنامه كتابخانهای متأخرتر نیز همین مورد را میتوان دید. بر اساس وقفنامه مدرسه عثمانیه در حلب، سپردن وثیقه به هیچوجه موجب ابطال ممنوعیت امانت كتاب نمیشد. علاوه بر آن، خارج كردن كتاب برای صحافی هم ممنوع بوده است. در این مورد، برخی صاحبان مجموعههای شخصی جدّیتر بودند. فوطیس عبدالرحمنبن محمد بهشدت از امانت دادن كتاب متنفر بود، به همین لحاظ، هرگاه در این باره نزد او اصرار بیش از حد میشد، وی كتاب را به یك نسخهبردار میداد تا نسخهای از آن تهیه كرده و آن را به متقاضی تحویل دهد (391:5).
با وجود این ممنوعیتها و محدودیتها، بسیاری از امانتگیرندگان، حتی نویسندگان و دانشمندان برجسته، نسبت به بازگرداندن كتابهای امانتی بیمبالات بودند. یاقوت حموی، چنانكه خود مینویسد، هرگز كتابی را كه بهامانت میگرفت به صاحبش پس نمیداد. بهانه معمول او این بود كه كتاب در میان كتابهای دیگر است و لذا نمیتواند آن را پیدا كند و پس بدهد (149:7).
گمان میرود كه شخصیتهای مهم بیشترین خطر برای كتابهای امانتی بهشمار میرفتهاند؛ زیرا در چند وقفنامه، به ممنوعیتِ دادن كتاب به افراد صاحب مقام تأكید شده است (392:5).
مدت امانت
درصورتی كه امانتگیرنده از بازگرداندن كتاب، به این بهانه كه هنوز آن را تمام نكرده، خودداری میكرد تا پایان مهلت مقرر به او اجازه نگهداری كتاب داده میشد. اما اگر مهلتی تعیین نشده بود از رسم رایج پیروی میگردید. این مهلت با تعداد اوراق كتاب تناسب داشت؛ یعنی برای هر ورق، یك روز. به این ترتیب مهلت تعیینشده، هم برای مطالعه و هم برای نسخهبردرای، بهخوبی كفایت میكرد. اما آشكار بود كه این مدت، بسیار طولانی بود. در واقع، برای برخی واقفان، مدت یك ماه جهت استفاده از یك كتاب كافی بهنظر میرسیده است. مدت امانت كتاب نزد كتابخانهها متفاوت بود. این مدت گاهی كمتر از یك شبانهروز (55:2)، گاه یك ماه (390:5)، گاه سه ماه (2: 43، 44)، و حتی یك سال نیز بوده است (267:7). اما نگهداری كتاب پس از مهلت مقرّر عملی غیرقانونی محسوب میشد و ممكن بود در آینده از امانت دادن كتاب به آن شخص خودداری شود. ضمناً از امانتگیرنده درخواست میشد تا، هنگام بازگرداندن كتاب، نظر خود را نسبت به امانتدهنده ابراز دارد (5: 384، 389، 390؛ 7: 265، 266).
استفادهكننده
در منابع تاریخی اشارههای اندكی به استفادهكنندگان شدهاست. شاید این كماطلاعی از آن رو بوده كه هیچگونه محدودیتی برای استفادهكنندگان ـ كه عموماً اهل علم و فضل بودند ـ قائل نمیشدند. اما چون مساجد و مدارس در شهرهای گوناگون جهان اسلام معمولاً به مذهب خاصی تعلق داشتند، طبعاً كتابهای آنها مربوط به همان مذهب بود و مراجعان و استفادهكنندگان نیز غالباً متمایل به همان مذهب بودند؛ هرچند نمیتوان این امر را تعمیم داد. در برخی كتابخانههای وقفی، یا كتابهای وقفی، واقف گروه و مذهب استفادهكننده را در شرایط وقف تعیین میكرد. مثلاً در وقفنامههای موجود در كتابخانه ملی فارس، مربوط به قرن 12 و 13 هجری، استفاده از كتاب و امانت آن وقف طلاب و مؤمنان شیعه اثنیعشری شده است (2: 43، 44، 55)؛ اما در وقفنامه دیگری به تاریخ 1096 ق.، كه در همین كتابخانه مضبوط است، كتاب بر همه طلاب و مؤمنان بدون در نظر گرفتن مذهب و ملیت خاص وقف شده است (42:2).
كتاب فقط به افراد قابل اعتماد و اطمینان ـ با ودیعه یا بدون ودیعه ـ امانت داده میشد و كتاب میتوانست در مدرسه یا همان شهر مورد استفاده قرار گیرد یا حتی به خارج از شهر ـ در ازای وثیقه ـ برده شود (189:4). از امانتگیرنده خواسته میشد كه بلافاصله پس از گرفتن كتاب آن را تورق كند تا از صحت و درستی آن مطمئن شود. همچنین از او تقاضا میشد تا از كتاب با نهایت دقت مواظبت بهعمل آورد و آن را محترم بدارد و ضایع و تباه نكند. منظور از تباه ساختن پارهكردن، لكّههای مركّب بر كتاب انداختن، كثیف كردن، و جداكردن اوراق از یكدیگر بود. وی مجاز به اصلاح غلطهای موجود در كتاب نبود، ولی اگر آن را به اطلاع كتابدار میرساند از او تشكر میشد. در برخی موارد، هنگامی كه عبارات نادرستی در كتاب دیده میشد، و امانتگیرنده نیز خطی زیبا و نیكو داشت، میتوانست آن عبارات را تصحیح كند. در این حال، توصیه میشد كه این كار با اجازه كتابدار صورت گیرد. امانتگیرنده مجاز به نگارش هیچگونه یادداشتی در داخل كتاب نبود و تمام صفحات سفید میبایست به حالت اولیه باقی میماند. امانتگیرنده نمیتوانست كتابی را كه از كتابخانه عمومی گرفته است به شخص دیگری بدهد، زیرا فقط شخص امانتگیرنده میتوانست از آن استفاده كند و هنگامی كه نیاز امانتگیرنده رفع میشد میبایست آن را بازگرداند؛ در این صورت، میتوانست كتابهای دیگری به امانت گیرد. گاهی در وقفنامهها به لزوم بازگرداندن كتاب، پس از برطرف شدن نیاز، اشاره شده است.
تعداد كتابهایی كه امانتگیرنده هر بار میتوانست امانت بگیرد دقیقاً روشن نیست؛ اما اگر گفته یاقوت حموی را در نظر آوریم كه همزمان دویست كتاب امانتی نزد خود داشته است، میتوان گفت كه دست كم افراد معروف و دانشمند تعداد قابل توجهی كتاب میتوانستند بهامانت گیرند.
عمل امانت كتاب بر اساس دستوراتی كه در وقفنامه مربوط به سال 919 ق. آمده چنین است: كتابدار باید، قبل از امانت كتاب، نام امانتگیرنده را در دفتری كه برای این كار نگهداری میشود ثبت كند و، پس از بازگشت سالم كتاب، روی آن اسم قلم بكشد. در وقفنامه دیگری آمده كه كتابدار میبایست از امانتگیرنده امضا بگیرد (266:7). احتمال میرود كه عمل امانت كم و بیش به همین صورت در سراسر كتابخانههای جهان اسلام اجرا میشده است.
مآخذ:
1) بروسكی، محمدمهدی. بررسی روش اداری و آموزشی ربع رشیدی. مشهد: آستان قدس رضوی، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1365؛
2) بهروزی، علینقی. تاریخچه كتابخانهها و مطبوعات و چاپخانههای فارس. [شیراز[: انجمن كتابخانههای عمومی شیراز، 1356؛
3) جهانبخش، جویا. "ربع رشیدی، مجالی فراخ برای كتابورزی". آینه میراث. س. دوم، 1 و 2 (تابستان و پاییز 1378): 26-34؛
4) رشیدالدین، فضلالله. وقفنامه ربع رشیدی. زیر نظر مجتبی مینوی؛ ایرج افشار. تهران: انجمن آثار ملی، 1350؛
5) العش، یوسف. كتابخانههای عمومی و نیمهعمومی عربی در قرون وسطûی (بینالنهرین، سوریه و مصر). ترجمه اسدالله علوی. مشهد: آستان قدس رضوی، مؤسسه چاپ و انتشارات، 1372؛
6) غنیمه، محمد عبدالرحیم. تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی. ترجمه نورالله كسایی. تهران: انتشارات یزدان، 1364؛
7) مكیالسباعی، محمد. نقش كتابخانههای مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامی. ترجمه علی شكویی. تهران: سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، 1373؛
8) نیكپور، محمد. كتابخانههای استان خراسان از آغاز اسلام تا عصر حاضر. [مشهد[: اداره كل فرهنگ و هنر خراسان، 1351؛
9) یاقوت حموی، یاقوتبن عبدالله. معجمالبلدان. تهران: اسدی،1344.
منبع اصلی
امانت در جهان اسلام و ايران (1381). دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی ایران. جلد اول، تهران: انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.
نویسنده مقاله
محمدحسن رجبی