دین یهودی
يهودي، دين، كهنترين دين توحيدي در ميان اديان بزرگ موجود در جهان.
ظهور اين دين به قرن 13 ق م باز ميگردد، زماني كه پيامبري در ميان عبرانيان ساكن در مصر مبعوث، و ضمن دعوت آنان به پرستش خداي واحد مأمورِ هدايت قوم به سوي سرزمين موعود گرديد.1 يهوه ـ خداي بني اسرائيل ـ با پيامبر خود، موسي (ع)، در دامنة كوه سينا، سخن گفت و احكام خود را در 10 عبارت كوتاه و روشن بيان نمود.2 اين احكام در سنت يهود به 10 فرمان مشهور و مبناي شريعت يهود و هستة مركزي كتاب مقدس ايشان، تورات*، گشت. همچنين يهوه با بني اسرائيل پيماني منعقد ساخت تا در برابر بندگي و خلوص، آنان را بركت دهد و حفظ كند.3
پس از آن، قوم يهود شاهدِ بعث انبيايي بود كه در همگرايي هدايت به سوي يهوه، تلاش ميكردند؛4 آثار ايشان ـ همراه با تورات ـ ضمن مجموعة كتاب مقدس عبراني (نزد مسيحيان، با عنوان عهد عتيق) محفوظ مانده است.
نخستين وحدت سياسي قوم يهود در 1030 ق م و به همت شائول شكل گرفت و در زمان سليمان بن داوود اين قوم به اوج شكوه و اقتدار خود رسيد؛ در اين زمان معبد اصلي و مركزي يهود بنا گرديد.5 اين دورة طلايي با بروز اختلافاتي داخلي كه پس از سليمان، براي قوم روي نمود، پايان گرفت و در نتيجه كشور ايشان به دو بخش يهودا (جنوب) و اسرائيل (شمال) تقسيم شد.6
سقوط كشور شمالي به دست آشوريان و سقوط كشور جنوبي به دست دولت بابل، ويراني شهرها، نابودي معابد و به اسارت رفتن گروههاي كثيري از مردم به سمت شهرهاي ايران و بينالنهرين را در پي داشت.7
اين دوران كه به اسارت بابلي معروف است با ظهور كورش كبير* و فتح بابل توسط وي پايان يافت. به سبب تسامح و شفقت كورش و تمهيداتي كه براي يهوديان انديشيد، آنان توانستند به سرزمين خود بازگردند و معبد خويش را تجديد بنا كنند، اما بسياري نيز ترجيح دادند كه در همان سرزمينهاي اسكان داده شده بمانند.8
مراكز جمعيت يهودي در بينالنهرين، در شهرهاي سورا، پومبديتا و تيسفون و در شهرهاي ديگر ايران از جمله در نهاوند، حلوان، اهواز، شوش، جندي شاپور و تستر و مناطق خراسان، قهستان و جرجان، بود.9
در زمان هخامنشيان و اشكانيان، يهوديان در ايران از آسايش كافي برخوردار بودند، اما در زمان حكومت ساسانيان، آرامش آنان بر حسب سياستهاي متفاوت شاهان ساساني دستخوش تغيير و تحول بود. پادشاهاني چون: يزدگرد اول، بهرام چوبين و خسرو پرويز، با يهوديان به نيكي و تسامح رفتار ميكردند و شاهاني، چون: يزدگرد دوم با ايشان به ستيزه ميپرداختند و ضمن كشتار، برخي از كنيسههاي ايشان را ويران ميكردند.10
پس از ورود اسلام به ايران، يهوديان در شمار اهل ذمه*، ملزم به پرداخت خراج و جزيه شدند؛ در عوض در اجراي شعائر ديني خود، انتخاب شغل و محل زندگي آزاد بودند.11 اين آرامش و رفاه يهوديان ايران تا دورة حملة مغولان ادامه يافت. در آن زمان، آنها نيز مانند ساير ايرانيان دچار غارت و كشتار به دست مغولان شدند، اما با آغاز سلطنت ايلخانان، بار ديگر آرامش خود را باز يافتند.12 در دورة صفوي، يهوديان تحت تعقيب و آزار قرار گرفتند كه در نتيجه شمار بسياري از آنان به كشور عثماني مهاجرت كردند.13 در دورة قاجاريه نيز اوضاع تا نهضت مشروطيت ايران به همان منوال ادامه يافت. از اين زمان به بعد يهوديان ايران كه ديگر با نام «كليمي» خوانده ميشدند، مشمول قوانين مدني گشتند و توانستند همچون سدههاي پيش به اجراي احكام شرعي در مراسم مذهبي خود بپردازند.14
مآخذ:
- كتاب مقدس، عهد عتيق، «سفر خروج»، 11/3-4.
- «خروج». 20/1-18.
- گئِرَ، جوزف. سرگذشت دينهاي بزرگ. ترجمة ايرج پزشكنيا، تهران: 1340، ص 172-173؛ Epstein, Isidore. Judaism. A Historical Presentation, London, 1960, p. 19-23.
- دقيقيان، شيريندخت. نردباني به آسمان. تهران: 1379، ص 61؛ Greenberg, Moshe. «Judaism, Biblical Judaism», Encyclopaedia Britannica. 1995, Vol. 22, p. 385.
- دقيقيان، شيريندخت. همان. ص 66-68؛ Greenberg, art. cit., p. 383.
- Epstein, op. cit., p. 37.
- Greenberg, p. 386-387.
- Roth, J., «The History of Jewish People», Encyclopedia Judaica, New York, 1989, Vol. 13, p. 308.
- رهبر، پرويز. تاريخ يهود. تهران: 1325، ص 14-22.
- دقيقيان. همان. ص 273-276.
- Eban, A., My People, The Story of Jews, New York, 1988, p. 139-140.
- Roth, art. cit., p. 312.
- Fichel, W. J., The Jews in Mediaeval Iran from the 16th to the 18th Centuries, ed. Sh. Shaked, Jerusalem, 1982, p. 283.
- مصطفوي، علياصغر. ايرانيان يهودي. تهران: 1369، ص 129-132.
محبوبه هادنیا