نوروز در عصر زندیه
بعد از دوران اقتدار و سرفرازی نادرشاهی و با مرگ این سردار نامدار، کشور دچار هرج و مرج و بحران سیاسی نظامی دیگری شد که با ضعف و بیکفایتی جانشینان او، قرین گردید و تا رویکارآمدن خان مهین اقتدار زندکریم خان ادامه پیداکرد.گرچه کریم خان به فاصله کوتاهی پس از هلاکت نادر (۱۱۶۰ هق) در عرصه تحولات سیاسی -نظامی روز ظاهر شد (۱۱۶۲ ه.ق) ولی دوران کشمکشهای مخرب فتنهانگیزانی که هر یک خود را صاحب دعوی میشمردند و بر منطقهای از ایران، استیلا داشتند، مدت مدیدی به طول کشید. خان زند، تنها در سال ۱۱۷۹ هق. بود که توانست پس از هفده سال مبارزات بلاانقطاع، بخش عمده کشور را در زیر استیلا درآورد و چهارده سال باقی عمر (۱۱۹۳ ۱۱۷۹ هق) را بدون وقفه در شیراز بماند.
کارها و اقدامات متعدد عمرانی و آبادانی خان زند نیز در همین دوره تحقق پذیرفته و عمدتاً در همان شیراز انجام گرفته است. رأفت و مهربانیکریم زبانزد خاص و عام است و بیشک از روحیات خیرخواهانه و خوشبینانهای منشأ میگیرد که ذاتی این مرد فهیم و دانا و هوشمند است. اینکه جشنهای نوروزی در روزگار او از شکوه و جلال خاصی برخوردار بوده بیتردید است، چه او تمامی همّ خود را مصروف بهبود احوال رعیت میداشت و افسانههای متعددی نیز در باب زندگی شخصی خود وی و شیوه کردار و گفتارش با دیگران بر سر زبانهاست که همه و همه مؤید نیکخواهی و سلامتجویی و خوشیطلبی خان است.
مؤلف رستم التواریخ مینویسد:که خان از نغمات چنگ و رباب و اسباب طرب شادان بود و در ایام نوروز، یک تا دو هفته را جشن میگرفت و در طی مراسم، به امرای لشکر و مقامات دربار و ملازمان حضور و چاکران و پیشکاران انعام و خلعت میبخشید. دستور میداد که در چنین مراسمی مانند اوقات عروسی نزدیکانش، جشن و سرور همگانی باشد و دستههای موسیقی در سر چهارراهها و خیابانها حاضر شوند و با ترنّم آلات و اسباب طرب، مردمان را شاد نگاه دارند. یک چنین روحیهای، البته اجازه میداد که در مراسم رسمیسان سپاه و حتی اردوهای نظامی نیز موسیقی سرایان حاضر باشند و با سرودن آهنگهای دلانگیز، قاطبه مردم را دلشاد نگاه دارند.[۱]
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- شاهنامه به کوشش دکتر محمد دبیرسیافی
- محققان زمان پیامبر اریایی را قریب یک هزار و یک صد سال یپش از میلاد تخمین میزنند.
منبع اصلی
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
رضا شعبانی
- ↑ اصف، محمدهاشم رستم الحکماء، رستم التواریخ، تصحیح و تحشیه محمد مشیری، چاپ تابان، تهران، ۱۳۴۸، ص ۳۴۴.