پرش به محتوا

ازدواج

از ویکی ایران

ازدواج به تمام معنی یک پدیده اجتماعی است که پیوند میانِ دو جنسِ مخالف را بر پایه روابطِ پایایِ جنسی موجب می‌شود. مشروعیتِ این روابطِ جسمانی از طریقِ انعقادِ قراردادی اجتماعی بدست می‌آید؛ و به بیانِ دیگر، تحققِ ازدواج، تصویبِ جامعه را نیز می‌طلبد. جامعه‌شناسان و مردم‌شناسان از ازدواج تعاریفِ گوناگونی بدست داده‌اند. کارلسون در کتاب انطباق‌پذیری و ارتباط در ازدواج، ازدواج را چنین تعریف می‌کند:

«ازدواج فرایندی است از کنشِ متقابل بینِ دو فرد؛ یک مرد و یک زن که برخی شرایطِ قانونی را تحقق بخشیده‌اند و مراسمی برای برگزاریِ زناشویی خود برپا داشته‌اند و به‌طورِکلّی عملِ آنان موردِ پذیرشِ قانون قرارگرفته و بدان ازدواج اطلاق شده است».[۱]

مردم‌شناس نامدارِ فرانسوی، کلود لوی اشتراوس معتقد است که ازدواج:

«برخوردی است دراماتیک بین فرهنگ و طبیعت، یا میانِ قواعدِ اجتماعی و کششِ جنسی».[۱]

گونتر نیز منشاء ازدواج را زیستی و جسمانی می‌داند.[۱]از محققانِ ایرانی، دکتر باقر ساروخانی پس از برشمردنِ «ارتباطِ جسمانی»، «تخالفِ جنسی»، «پایایی» و «قرارداد اجتماعی» به عنوانِ چهار خصلتِ اساسی ازدواج، بر این عقیده است‌که این مفهوم: «ارتباطی را می‌رساند که در مقایسه با دیگر ارتباطات انسانی دارایِ تامینی است بی‌نظیر. دیگر ارتباطات انسانی هریک بعدی از ابعادِ حیات را می‌پوشانند و حال آنکه زوجیت دارایِ ابعادِ زیستی، اقتصادی، عاطفی و نیز روانی و اجتماعی است. به بیانِ دیگر، همزیستی زوجین در درونِ خانواده، آنان را در چنان گردونه‌ای از ارتباطاتِ مختلف قرار می‌دهد که بی‌هیچ شبهه، قابلِ مقایسه با هیچیک از دیگر ارتباطات انسانی نیست».[۲] سازمانِ ازدواج را بایستی با در نظر گرفتنِ دو قاعده عمومیِ «برون همسرگزینی» و «درون همسرگزینی» و دو نوع نظام عمومی ازدواج در جوامع بشری، یعنی «ازدواج ابتدایی» و «ازدواج پیچیده» تعریف‌کرد. قاعده درون همسرگزینی حکم می‌کند که همسر باید از درونِ یک‌گروهِ معین برگزیده شود، حال آنکه قاعده برون همسرگزینی بر انتخابِ همسر از خارج از یک‌گروهِ معین تاکید می‌کند.[۳]مارتین سگالن نیز با استناد به آراء لوی اشتراوس، از ازدواج برون‌گروهی به عنوانِ امکانی برایِ ایجادِ رابطه با دیگر گروه‌هایِ دودمانی یاد می‌کند.[۴]به گفته وی:

«نظام‌هایِ ابتدایی ازدواج را آن قسم قواعدِ ناظر بر ازدواج مشخص می‌سازند که برایِ یک فردِ معین، طبقه‌ای از زنان را که می‌تواند از میانِ ایشان همسری برگزیند تجویز، و نیز طبقه‌ای را که وصلت با آن بر او حرام شده، تحریم می‌کنند».[۵]

ساده‌ترین شکل این نوع ازدواج، همانا مبادله منظم خواهران است؛ که بیشتر در قبایلِ ابتدایی به چشم می‌خورد. در شکل دیگر، مرد می‌تواند با خویشاوندانِ خود وصلت‌کند. در اصطلاحاتٍ خویشاوندیِ رایج در پاره‌ای از جوامع، منسوبانی که فرزندانِ خویشانِ نزدیک و همجنس هستند، اقوام «متوازی» و آنها که اولادِ اقوام نزدیک از جنسِ مخالف می‌باشند، اقوامِ «متقاطع» نامیده می‌شوند. در نظام‌هایِ «مبادله محدود»، یک مرد می‌تواند با خویشاوندِ متقاطع دو جانبیِ خو وصلت کند و از همان خانواده‌ای همسرِ خود را برگزیند که پدرش همسرِ خویش را برگزیده بو( است؛ این حالت را نظام «کاریرا»(Kariera) می‌نامند؛ نظام کاریرا، نظامی است که می‌تواند در شرایطِ خاص، پیچیدگی بیشتری یابد.[۶]در چنین حالتی، آن را نظام «آراندا»[۷] می‌نامند. در چنین گروهی، مرد ناچار از انتخاب همسرِ خود از همان محلی است که پدربزرگش همسرِ خویش را انتخاب کرده بوده است. نوع مفصل‌ترِ «نظام مبادله محدود»، شاملِ عموزادگانِ متقاطع مونث از جانب پدر است که مبادله‌ای مستقیم، هرچند معوق را پدید می‌آورد. این قاعده، دوشیزگان را مقیّد می‌کند تا از همان گروهِ مادریِ خود شوهر اختیار کنند. چنانکه در صورتِ ازدواج الف از ب، در نسل بعد، ناگزیر باید زنی به ب بازگردد. و این گونه است که برایِ یک نسل، ب بر الف مزیت دارد و آنگاه وضعیت معکوس می‌شود. درنتیجه می‌توان گفت که این نوع ازدواجها، امکانِ جابجایی در مسیرِ قدرت را فراهم می‌آورند. زیرا در نسلِ دوّم، توازنِ میانِ زن دادن و زن گرفتن میانِ دو تبار مجددا برقرار می‌شود. به نوشته سگالن:

«در این نوع مبادله مستقیم تزویجی، عملا مشاهده می‌شود که قبیله بر همجواریِ جفت‌هایی متشکل از شرکایِ مبادله استوار است. به نحوی که در بلندمدت، بروزِ بندهایِ متعدد اجتناب‌ناپذیر خواهد بود».[۸]

نوع دوّم ازدواج ابتدایی را نظام «نامتقارن» یا «مبادله عمومی» می‌نامند؛ چراکه تمامِ بخش‌های یک گروه یا قبیله را به طورِ متقابل به یکدیگر پیوند می‌دهد. ازدواج با دایی‌زاده متقاطع، قواعدِ ناظر بر این گونه ازدواج‌ها را آشکار می‌سازد. در این نظام، مسیر زن دادنِ یک تبار، هرگز با مسیرِ زن گرفتنِ آن انطباق نمی‌یابد. معنی این قاعده آن است که ازدواج موجبِ وصلتِ تمامِ تبارها با هم در بک روندِ تزویج مستمر می‌شود؛ آن هم به شکلی‌که هر تبار هم به دیگر تبارها زن می‌دهد و هم از نها زن می‌گیرد.

در بررسی نظام‌های ابتدایی ازدواج، نکته قابلِ توجه، محتوایِ دو جنبه‌ای این گونه نظام‌ها است. در این نظام‌ها طبقه‌ای از افراد وجود دارند که شخص نمی‌تواند با آنها وصلت‌کند، و طبقه‌ای هم هستند که شخص ناگزیر ازگزینشِ همسرِ خود از میانِ آنها است. وجوهِ تمایزِ این نظام‌ها نیز از نحوه سازماندهی قواعدِ دستوریِ آنها ناشی می‌شود. و چنان که سگالن به درستی تذکر داده است،[۹]ازجمله عواملِ مؤْثرِ بر این نظامها ملاحظاتِ مربوط به تغییراتِ جمعیت است، که این خود با اندازه گروه ارتباط می‌یابد.

نظام‌هایِ پیچیده ازدواج نیز به سهم خود فقط حاوی قواعدِ نفی‌کننده ازدواج شخص با عدّه‌ای خاص هستند. تفاوتِ اصلیِ این نظامها با نظام‌هایِ ابتدایی در آن است‌که در صددِ تعیینِ طبقه‌ای از خویشاوندان که ازدواج با آنها اجباری است برنمی‌آیند. به سخنِ دیگر، در نظام‌های پیچیده، فقط زنانی تعریف می‌شوند که شخص مجاز به ازدواج با آنها نیست. همین الگوی پیچیده ازدواج است که در جوامع معاصر رواج دارد. این نظام موجب پراکنده شدنِ افراد در تمام محدوده نظام اجتماعی می‌شود و این که بر طبقه‌بندیِ منبعث از خویشاوندی و ثروت بنیاد شده باشد و یا براساسِ معیارهایِ ناشی از حرفه و پایگاهِ اجتماعی، تفاوتی در این کارکرد و یژه نخواهد داشت. در این نظام ازدواج، که صرفا یکی از انواع یا شیوه‌هایِ امکان‌پذیرِ نظم بخشیدن به ازدواج است و در جوامع صنعتی شیوه غالب می‌باشد، اشخاص به تمامی در طیفی پیوسته قرار می‌گیرند؛ طیفی که در یکسویِ آن، مبادله محدود دیده می‌شود و در سویِ دیگرش انتخابِ آزادانه همسر.

طبقه بندي نظام هاي ازدواج براساس نظریه کلودلوی - اشتراوس

بر بنیادِ آنچه‌گفته شد، اکنون می‌توان نمودارِ زیر را در بازنمودِ نظام‌هایِ گوناگونِ ازدواج ترسیم کرد:

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ نقل از: باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، ص 23.
  2. باقر ساروخانی، مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده، تهران: سروش، ۱۳۷۵، صص ۲۳ - ۲۴.
  3. بروس کوئن، در آمدی به جامعه‌شناسی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران: نشر فرهنگ معاصر، ۱۳۷۱، ص 131.
  4. مارتین سگالن، جامعه‌شناسیِ تاریخیِ خانواده، ترجمه حمید الیاسی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۰، ص 70.
  5. مارتین سگالن، جامعه‌شناسیِ تاریخیِ خانواده، ترجمه حمید الیاسی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۰، ص 71.
  6. مثلاً آنگاه که مرد موظف باشد با دوّمبن عمه‌زاده، خاله‌زاده، عمرزاده با خالرزاده منقاطع خویش وصلت کند؛ آن هم به این دلیل که قبیله به هشت بخش منقسم است. برای توضیح بیشتر رجوع کنید به: مارتین سگالن، جامعه‌شناسی تاریخی خانواده، ترجمه حمید الیاسی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۰، ص ۷۱.
  7. Aranda این نام از یک گروه انسانی که به خاطرِ رعایتِ دقیقِ قراعدِ ازدواج شهرت یافنه، برگرفته شده است.
  8. مارتین سگالن، جامعه‌شناسیِ تاریخیِ خانواده، ترجمه حمید الیاسی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۰، ص 72.
  9. مارتین سگالن، جامعه‌شناسیِ تاریخیِ خانواده، ترجمه حمید الیاسی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۰، ص 74.

منبع اصلی

فرخجسته، هوشنگ ( 1382). کتاب ایران: خانواده. تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، مرکز مطالعات فرهنگی- بین المللی.

نویسنده مقاله

هوشنگ فرخجسته