حقوق مدنی
حقوق مدني، حقوق ناظر بر روابط افراد.
حقوق، جمع حق1 و مجموعهاي از قواعد و مقررات حاكم بر روابط افراد، سازمانها، جوامع و كشورهاست كه شامل قوانين لازم الاجرايي است كه به منظور استقرار نظم در جوامع انساني وضع شده است.2 حقوق، شامل دو رشته حقوق جزايي و حقوق مدني است و حقوق مدني از رشتههاي مهم حقوق محسوب است.3 به اموري كه از حيث حقوقي و نه كيفري، به اوضاع شهروندان مربوط باشد، مانند ادعاي حقوقي و مدني و ترتيب جبران خسارت و صدمات مالي و حقوقي، مدني گويند.4 اصطلاح «حقوق مدني» برگرفته از روميان و ترجمة واژة لاتين «Jus civile» است؛ اين حقوق، خاص اتباع رومي بوده، در برابر حقوق بشر (Jus Jentium) كه شامل قواعد عمومي، براي تمام ملتها بود، به كار ميرفت؛ به همين مناسبت، در تمام قرون وسطي، وقتي سخن از حقوق مدني (Jus civile) ميرفت، مقصود «حقوق روم» بود كه در برابر حقوق كليسا استعمال ميشد؛ ولي رفته رفته، حقوق مدني مفهوم اصلي خود را از دست داد و معناي «حقوق خصوصي» در مقابل «حقوق عمومي» به كار رفت؛ علت اصلي اين تغيير اصطلاح، از ميان رفتن قدرت امپراتوري روم بود. در زمان اقتدار حكومت روم، نويسندگان حقوق اساسي امپراتوري، قواعد حاكم بر حقوق عمومي را نيز در نظر داشتند اما، پس از برچيده شدن اساس اين حكومت، حقوق عمومي روم نيز متروك و بيفايده ماند و هر كس نامي از «حقوق روم» يا «حقوق مدني» ميبرد، مقصود حقوق خصوصي روميان بود كه مورد تقليد بسياري از ملتها و از جمله فرانسويان قرار گرفت، به ويژه در سدة هفدهم، با انتشار كتابهاي دوما، حقوقدان فرانسوي در زبان حقوقي اين ملت، حقوق مدني به معناي حقوق خصوصي به كار رفت و پس از انقلاب كبير 1789 نيز همين معني مورد قبول واقع شد؛ چنانكه قانون 1804 ناپلئون نيز به اين نام خوانده شد و امروز نيز به قانون مدني ناپلئون مشهور است.5 حقوق فرانسه، مجموعهاي از قواعد، مباني، رسوم و دستگاههاي ويژهاي كه روابط مالي و احوال شخصية افراد يك كشور با يكديگر را در برميگيرد؛ امروزه در حقوق فرانسه از مدني، تعبير به معناي مربوط به شهروند شده؛ از حقوق مدني، يا حقوق شهروندي، با عنوان drots civiques ياد شده و آن را شامل حقوقي ميداند كه قانون به شهروندان ميدهد؛ همچنين حقوق مدني به مفهوم هر امري است كه به زندگي شخصي شهروندان مربوط ميشود، از قبيل آزادي مدني و برابري مدني.6 در ايران، چون نويسندگان قانون 1307 با تمدن و فرهنگ فرانسه آشنايي بيشتري داشتند آن را قانون مدني ناميدند. امروزه نيز هر جا سخن از حقوق مدني به ميان ميآيد، مقصود، شرح و تفسير قواعد موجود در اين قانون است.7 حقوق مدني (civil law) به معناي عام، شامل تمام رشتههاي حقوق خصوصي اعم از داخلي و بينالملل خصوصي است و به معناي خاص، شامل مباحث زير ميباشد: الف) اشخاص، شامل اسم، اقامتگاه، احوال شخصيه، اهليت، حجر و قيمومت؛ ب) خانواده، شامل نكاح، طلاح، رجوع و بذل مدت، قرابت، نفقه، حضانت و ولايت؛ ج) اموال و دارايي: شامل اموال، طرق تملك، عقود و تهدات، ارث، هبه و و صيت، حقوق مدني به معني خاص، شامل حقوق تجارت و حقوق بحري و هواپيمايي و قوانين كار و بيمه و اصطلاحات ارضي نيز هست.8 از سوي ديگر، حقوق مدني، شامل حقوق مربوط به شخصيت يا حقوق بشر، از قبيل حق حيات، حق آزادي و امنيت شخصي، حق رفت و آمد در داخل كشور، حق خروج از كشور و بازگشت به آن، حق بيان و اجتماع با افراد ديگر است.9 منبع حقوق مدني «قانون مدني» است و مربوط به جامعة داراي تمدن10 براساس تمدن بشري نظم گرفته و حقوق مدني هر مملكت را شكل ميدهد.11
مآخذ:
1. جعفريلنگرودي، محمدجعفر. مسبوط در ترمينولوژي حقوق. تهران: گنج دانش، 1378.
2. انوري، حسن. فرهنگ روز سخن. تهران: سخن، 1383.
3. جعفريلنگرودي، محمدجعفر. ترمينولوژي حقوق. تهران: گنج دانش، 1383.
4. انصاري، مسعود؛ طاهري، محمدعلي. دانشنامة حقوق خصوصي. تهران: محراب فكر، 1384..
5. رادپيرو بولانژه. ج1، ش63؛ مارقيورينو. ج1، ش43؛ مازو، دروس حقوق مدني. ج1، ش24؛ به نقل از كاتوزيان، ناصر. مقدمه علم حقوق و مطالعه در نظام حقوقي ايران. تهران: انتشار، 1374، ص288.
6. دانشنامة حقوق خصوصي. همانجا.
7. مقدمة علم حقوق. همانجا.
8. مسبوط... . همانجا.
9. آقابخشي، علي؛ افشاريراد، مينو. فرهنگ علوم سياسي. تهران: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران، 1376، ص63.
10. فرهيخته، شمسالدين. فرهنگ فرهيخته. تهران: زرين، 1377، ص365.
اسدالله معظمی گودرزی