آئینه کاری
در طي قرون، بازتاب نور بر روي عناصر شفاف به ويژه آئينه، واژههايي از قبيل تالار آئينه، بوستان آئينه و آئينة خانه و... را شكل و معنا داده است. سرچشمه و شكلگيري اين واژهها اولين بار هنگامي در ذهنيت آدمي نقش بست كه انسان انعكاس و وضوح واقعيت اجسام، از جمله تصوير خود را در آئينة ديرينة طبيعت، يعني آب مشاهده كرد و در صدد تعميم و خلق آن برآمد. تالار زيبا و با شكوه كاخ تچر از دورة هخامنشي نمونة بارز اين پديدة تاريخياند[۱]
ريشة تاريخي واژه
آينههاي شيشهاي براي نخستين بار در شهر صيداي لبنان (سدة اول ميلادي) ساخته شد و در سدههاي دوم و سوم جاي آينههاي فلزي و سيم اندود را گرفت. براي نخستين بار آئينة خاصي در قرن هفدهم ميلادي از ونيز به ايران وارد شد[۲]
و نوعي ديگر آينهها در سدههاي گذشته چون آئينه از روسيه به ايران آورده ميشده و در راه مقداري از آئينهها ميشكسته است، معماران ايراني از اين خرده آئينهها در تزئين داخلي خانهها استفاده ميكردند و براساس نظر سياحان از اين دوره كه سه چهار سده بيشتر طول نميكشد، آئينهكاري در ايران متداول ميشود.3
سير تاريخي آئينهكاري
آئينهكاري از هنرهاي تزئيني وابسته به معماري، بهكار رفته در آذين بندي قسمتي از ديوار و سقف با تكههاي برش خوردة آئينة ساده يا رنگي براي ايجاد طرحهاي هندسي و آرايههايي در سطوح داخلي بنا ميباشد.
تالار زيبا و با شكوه كاخ تچر از دورة هخامنشي، كه قسمتي از درگاهها و طاقچهها و ديوارههاي آن از سنگهاي سياه كاملاً صيقلي ساخته شده را تالار آئينه ناميدهاند و ميتوان آن را اولين تالار آئينه در جهان ناميد. طبق مدارك تاريخي، تزئين بنا با آئينه نخستين بار در شهر قزوين پايتخت شاه تهماسب اول و در ديوانخانة او كه به 951ق آغاز و در 965ق به پايان رسيد، آغاز شده است. پس از انتقال پايتخت به اصفهان در 1007ق، آئينهكاري در كاخهاي تازهساز اين شهر و كاخ اشرف (بهشهر) گسترش يافت.4 پس از انقراض سلسلة صفويان، مدتي اين هنر دچار ركود شد. پس از اين دوره ديوانخانة كريمخان زند در شيراز آئينهكاري شد. آئينهكاري در سدة 13هـ.ق . روبه ترقي و گسترش نهاد. در چهار دهة نخست سدة 14هـ.ق ركودي در آئينهكاري ديده ميشود. در سدههاي اخير كاربرد آئينهكاري از مرزهاي جغرافيايي ايران گذشته و در برخي از كشورهاي همسايه گسترش يافته است. قابليت زيباسازي از يك سو و واردات فراوان آن در دورة قاجار از سوي ديگر باعث رونق هنر آئينهكاري گرديد. اين هنر كه در دورة قاجار به ويژه در زمان ناصرالدين شاه از گسترش و رونق خاصي برخوردار شده بود، به عنوان يكي از تزئينات وابستة معماري در بسياري از بناهاي مذهبي مورد استفاده قرار گرفت.5
گوناگوني شكلي آئينهكاري
تأثيرپذيري معماري از هنر آئينهكاري به گونهاي بوده كه باعث نوآوريهاي بسياري در تزئينات داخلي و خارجي بناها گرديده، از جمله آئينهكاري روي مقرنسها و درها و پنجرههاي چوبي داخل بنا كه به شكل برلياني درخشان جلوهگر است.
گچبري روي آئينه، نقاشي روي آئينه، تلفيق شيشههاي رنگي در كنار آئينه همراه با نقاشي روي سقف و ديوار، لايهكاري روي آئينه و ... شيوههاي معمول در آئينهكاري ميباشند.
طرحهاي به كار برده شده در آئينهكاري، معمولاً شامل الماستراش، ترقهاي، ششپر يا ستاره، چهارلنگه و انواع گرههاي متداول است كه به همراه گل و بوته كار ميشود.6
شيوههاي اجراي آئينهكاري
روش كار بدين صورت است كه ابتدا ملاتي با توجه به زير كار (ديوار گچي، چوب، آئينه و...) آماده ميگردد و سپس با وسيلهاي به نام الماس، طبق طرح مورد نظر بر روي آئينه خط انداخته و آن را برش ميدهند و طبق نقشه روي زمينه ميچسبانند. برجستگي و فرورفتگي طرحها توسط كم و زياد كردن مقدار ملات آن صورت ميگيرد. براي چسباندن آئينه بر روي ديوار گچي، از ملات گچ كشته شده، سريش و چسب چوب استفاده مينمايند. براي چسباندن آئينه بر روي چوب از ملات چسب چوب و مل بتونة كشته شده استفاده ميگردد.7
نمونههاي مهم بناهاي آئينهكاري شده
در تزئين بسياري از بناهاي سلطنتي اصفهان كه شمار آنها به گفتة شاردن از 137 بيشتر بوده از آئينهكاري استفاده شده است. كاخ آئينه، معروفترين اين آثار است كه با 18 ستون آئنيهكاري شده، تالار، سقف ايوان و ديوارهاي يكپارچه آئينهكاري شده، آراسته بود. در كاخ چهلستون نيز از آئينهكاري به طور وسيعي استفاده شده است. ديگر بناهاي آئينهكاري شده عبارتند از: تالارها و اتاقهاي شمسالعماره، تالار آئينة كاخ گلستان در تهران، آئينهكاري ايوان و آستانة حضرت عبدالعظيم در شهرري و آئينهكاري كاخ شهوند در مجموعة سعدآباد شميران، كاخ مرمر تهران و همچنين آئينهكاري حرم مطهر اميرالمؤمنين(ع) در نجف اشرف.8 در ميان آثار موجود بهترين آئينهكاري آئينهكاري حرم مطهر حضرت شاهچراغ(ع) در شيراز ميباشد كه علاوه بر آئينهكاري نقاشي روي آئينهكاري نيز ميباشد كه در نوع خود بينظير است.9
نتيجهگيري
از زماني كه انسان به جهت فطرت خويش مايل به خود نگه ميشده و براي اينكار از آئينة طبيعي يعني آب استفاده ميكرده. تا عصر آينه مشخص نيست كه چند قرن گذشته و انسان از چه موقع قادر به ساخت آئينه گرديده است. آئينهكاري هنري بيبديل است كه از قديم ذهن هر ايراني با آن آشناست. هنر آئينهكاري متأثر از تذهيب و تشعير و هنر اسليمي ميباشد.