قرآن
قرآن، كتاب مقدس مسلمانان.
قرآن، نام كتاب مقدس مسلمانان است كه طي 23 سال، بر محمد بن عبدالله(ص)، پيامبر اسلام، نازل گرديد.1 در لفظ قرآن، اختلاف است. برخي چون، ابنكثير، شافعي و سيوطي، قرآن را اسم علم غير مشتق و مخصوص كلام خدا دانستهاند،2 كه در اين صورت، همزة آن، جزء حروف اصلي، محسوب نميشود.3 برخي ديگر، نظير اشعري و پيروانش، لفظ قرآن را مشتق از «قَرَنَ» به معني ضميمه كردن دانستهاند، زيرا ميان سورهها، آيات و حروف آن، مقارنه وجود دارد و ضميمة يكديگرند.4 فراء، قرآن را مشتق از قرائن، جمع قرينه و بدون همزه خوانده، نون آن را جزء حروف اصلي ميداند.5 عبدالله بن عباس، قرآن را بر وزن رُحجان، به معني قرائت؛ يعني خواندن، دانسته است.6 طبرسي و لحياني، قرآن را مشتق از «قَرَأ»، «يَقْرَأ» به معني خواندني، به شمار آوردهاند.7 تئودور نولدكه، مستشرق آلماني، كلمة «اِقرَء» در ابتداي سورة عَلَق را، تبليغ كردن، معني كرده است.8 و پروشفسكي، دركتاب اسلام در ايران، قرآن را با صداي بلند خواندن، معني كرد.9 باري، حاصل كلام آن است كه از نظر قواعد اشتقاق و موارد لغت، عقيدة لحياني و رأي ابن عباس، استوارتر از ساير آراست.10 مجموعة وحي الهي، بيش از ساير نامها، با لفظ قرآن، شهرت يافته است و در قرآن 68 بار، به همين نام از آن ياد شده است11 كه از اين 68 بار، 2 مرتبه، مجازاً بر نماز، اطلاق ميگردد.12 اين نام، به صورت معرفه، 50 بار و بدون حرف تعريف 16 بار، در قرآن مجيد آمده است و 2 بار هم به معني قرائت يا خواندن آمده است.13 از روايات و احاديث و اخبار، چنين برميآيد كه اولين نامي كه بعد از رحلت پيامبر(ص)، به مجموعة آيات الهي نهادهاند، ظاهراً «مصحف» بوده است، كه اين نام به همين صورت در قرآن مجيد نيامده است، امّا، همخانوادة اين كلمه؛ يعني «صحف» 8 بار در قرآن مجيد آمده است.14 صحف، جمع «صحيفه» است و صحيفه، چيزي است كه گسترده و گشاده باشد؛ مصحف، مجموعه صحيفههايي است نوشته شده كه بين دو جلد، قرار گرفته است، گرچه گاهي هم صحف، همين معني را ميدهد.15 قرآن، از زمان ابوبكر در صحفي، جمعآوري گرديد و به نام مصحف، خوانده شد، ولي ديري نپاييد كه جاي خود را به نام اصيلتري؛ يعني قرآن، داد. چنانكه امروزه در سراسر جهان، اين نام براي كتاب خدا، شناخته شده است. خداوند خود، اين نام را بر اين كتاب نهاد.16 نام ديگر قرآن، فرقان است. اين كلمه، از ريشة «فَرَقَ» به معني بسيار فرق گذار، اخذ شده و قرآن را از آن جهت كه با دلايل خود، ميان حق و باطل، درست و نادرست، فرق ميگذارد، فرقان، نام نهادهاند. در آية اول سورة فرقان، خداوند، خود، كتابش را فرقان مينامد.17 از ديگر نامهاي قرآن، ذكر است.18 ذكر در قرآن، به قرآن، اطلاق ميشود.19 ذكر، ياد كردن است، خواه به زبان يا دل، خواه به ادامة حضور ذهن و يادآوري بعد از فراموشي و از آن جهت كه قرآن، ذكر خداست، اين نام را گرفته است.20 در قرآن، حدود 20 بار، واژة قرآن، آمده است.21 از نامهاي ديگر قرآن، كتاب است.22 كه ميتوان گفت، پس از واژة ذكر، به معني قرآن، بيشتر از هر واژهاي، دربارة قرآن، چه به صورت مفرد و چه همراه با صفاتي چون «مبين»، «حكيم»، «منير» و... به كار رفته است.23 قرآن، از جهات فصاحت و بلاغت؛ بيان معارف الهي و اعتقادي مطابق با عقل سليم و موافق با برهان و منطق روشن؛ نظام قانونگذاري براساس پاسخ به نيازهاي فطري بشر و تضمين سعادت و كمال افراد و جوامع انساني؛ بيان احوال امتهاي پيشين و حقايقي از زندگي پيامبران و اخبار عيني؛ عاليترين و كاملترين برنامة هدايت؛24 راه و روش تربيت؛ اخلاق؛ فضائل انساني و سير و سلوك نفساني؛ راهنماييهاي علمي؛ هماهنگي و عدم اختلاف؛ اُمي بودن و آورندة آن،25 داراي اعجاز است. از دلايل معجزه بودن قرآن مجيد و وحي بودن آن از جانب خداوند، تحدّي است، كه جهانيان را گاه به آوردن يك سوره و گاه به دو سوره و گاه به كل قرآن، به معارضه طلبيده است.26 در تاريخ و روايات، به طور مكرر، گفته شده است كه نخستين آيه، در سن 40 سالگي بر پيامبر اسلام، نازل شده است و پس از آن طي مدت 23 سال، اين نزول، ادامه داشته است.27 منظور از نزول، ظهور وحي است بر پيامبر؛ يعني، پيامبر(ص) قرآن كريم را از مقامي بسيار عالي، اخذ كرده است. اين نزول، نزول معنوي و روحاني بوده كه فقط پيامبر(ص) آن را درك نموده و حقيقت آن را دانسته است. از آيات 2/185، 44/3، 97/1، چنين درك ميشود كه حقيقت قرآن، يكبار، در شب قدر و در ماه رمضان، بر قلب مقدس پيامبر(ص) نازل شده است و از 27 رجب، با اولين آيات سورة عَلَق در طول 23 سال، به تدريج، نازل گرديده است28 كوچكترين واحد، در اصطلاح علوم قرآني، سوره است كه مركب از آياتي است كه گاه از يك، گاه از چند جمله تشكيل شده است.29 پُر آيهترين سورة قرآن، بقره، با 286 آيه و كم آيهترين سوره، كوثر با 3 آيه است.30 تعداد كل آيات قرآن 6236 آيه است كه آيات، خود به مكّي و مدني، ناسخ و فسوخ، محكم و متشابه، تقسيم ميگردد. گروهي، تقسيمبندي آيات، بر مكّي و مدني را براساس مكان نزول31 و گروهي، براساس اشخاص مورد خطاب،32 گروهي نيز براساس زمان نزول،33 انجام ميدهند. نسخ، در لغت، بر داشتن و از ميان بردن و گاه، نقل دادن و منتقل ساختن است34 و در اصطلاح شرع، برداشتن حكمي است كه مدتي به آن عمل ميشده است و با سرآمدن مدت معيّن، حكم ديگري، جايگزين آن شده است.35 محكم، برگرفته از «احكام» به معني اتقان و نيز به معناي كلامي متقن است كه دلالت بر معني و مقصود واضح و روشن دارد و احتمال وجود ديگري نميرود، اين كلمه مأخوذ از «حكم» به معني منع و سه است36 مراد از كلمه يا آية محكمه، يك وجهي بودن و واضح بودن و غير مبهم بودن آن است.37 آية متشابه، آن است كه با توجه به ظاهرش، مراد از آن دانسته نشود. مگر آنكه قضيهاي خارجي، بر آن افزوده شود كه معناي مراد را برساند.38 مجموعه آيات، سورهها را به وجود آورده كه ميان دو بسمالله، به هم پيوستهاند. قرآن 114 سوره دارد كه به ترتيب از «فاتحةالكتاب» آغاز و به «ناس» ختم ميشود.
مآخذ:
1. لغتنامة دهخدا. ذيل لغت قرآن. انتشارات تهران، 1373.
2. راميار، محمود. تاريخ قرآن. ص17، انتشارات اميركبير، 1369؛ جعفري، يعقوب. سيري در علوم قرآن. ص13، انتشارات اسوه، 1375.
3. دهخدا. همانجا.
4. راميار، همانجا؛ جعفري، ص12؛ نوبخت، حبيبالله. ديوان دين. ص42، چاپخانة وزارت اطلاعات و جهانگردي، 1353.
5. دهخدا. همانجا.
6. راميار، ص15.
7. همان. ص16؛ جعفري. ص13.
8. راميار. ص18.
9. جعفري. ص10.
10. راميار. ص15..
11. جعفري. ص10.
12. 17/ 78، دوبار
13. 75/18 – 17؛ راميار. ص14- 13.
14. 87/19؛ 53/36؛ 20/33؛ 87/18؛ 80/13؛ 74/52؛ 81/10؛ 98/2.
15. راميار. ص10- 9؛ جعفري. ص15.
16. 85/22-21؛ 56/78-77؛ 73/4.
17. راميار. ص23؛ جعفري. ص13.
18. راميار. ص32- 31.
19. جعفري. ص16.
20. راميار. ص30.
21. جعفري. ص17.
22. راميار. ص27.
23. جعفري. ص17.
24. رادمنش، سيدمحمد. آشنايي با علوم قرآني. ص46- 45، انتشارات رسالت قلم، 1372.
25. مصباحيزدي، محمدتقي. قرآن شناسي. ج1، ص154 و 177، انتشارات مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1376.
26. همان. ص129.
27. 17/ 106.
28. راميار. 190.
29. خرمشاهي، بهاءالدين. دانشنامة قرآن و قرآن پژوهي. انتشارات دوستان، ناهيد، 1377: قرآن پژوهي، همو. ص12.
30. همان. ص13- 12.
31. راميار، ص602- 601؛ خرمشاهي. ص2146- 2145.
32. ؟
33. راميار. ص603- 602.
34. جعفري. ص277؛ خرمشاهي، بهاءالدين. قرآن شناخت. ص78، انتشارات طرح نو، 1375.
35. جعفري. ص277.
36. همو. ص285.
37. خرمشاهي. قرآن پژوهي. ص38
اسدالله معظمی گودرزی