قصاص
قصاص، مجازات جرايم قتل و نقص عضو.
قصاص، اسم مصدر از ريشة «قصِّ يَقُصَّ» به معناي پيگيري نمودن اثر چيزي است.1 قصاص از نظر لغوي، پيگيري و دنبال نمودن اثر جنايت است، به گونهاي كه قصاصكننده عين عمل جاني را نسبت به او انجام دهد.2 قصاص در لغت فارسي به معني سزاي كار بد دادن است3 كه با عناويني چون مجازات، عِقاب، تلافي، يا مقابله به مثل، برابري ميكند.4 قصاص، استيفاء از جنايت است، خواه، آن جنايت قتل، ضرب و جرح يا نقص عضو باشد؛5 يعني انجام دادن فعلي، همانند آنچه فاعل انجام داده است.6 مادة 14 قانون مجازات اسلامي قصاص، چنين تعريف ميكند؛ قصاص كيفري است كه جاني، به آن محكوم ميشود و بايد با جنايت او برابر باشد.7 قصاص، داراي دو وجه «حقاللهي» و «حقالناسي» است، كه اولين وجه، تكليف مجريان قانون و ديگري حق متضر، از جرم است و بر جنبة اوّل غلبه دارد.8
قصاص بر دو نوع است: قصاص عضو و قصاص نفس. قصاص در جرائم نقص عضو يا ايراد جرح، قصاص عضو9 است كه در مقابل قصاص نفس استعمال ميشود.
قصاص، ناظر به جرايم عمدي بدني و اجراي آن واجب است،10 امّا به موجب مادة 257 قانون مجازات اسلامي، «قتل عمد» موجب قصاص است، ولي با رضايت ولّي دم و قاتل به مقدار ديه كامله يا كمتر يا بيشتر از آن، تبديل ميشود كه نظر بر جنبة حقالناسي قصاص دارد.11
مآخذ:
1. ابنمنظور، لسانالعرب. ج11، ص190.
2. نجفي، محمدحسن. جواهرالكلام. ج42، ص7.
3. البقره 2/178- 194؛ ازهري هروي (370ق). تهذيب اللغة. 3/225؛ همان. 15/597- 598.
4. اجتهادي، مصطفي. دايرةالمعارف زن ايراني. مركز امور مشاركت زنان؛ بنياد دانشنامة بزرگ فارسي. ج2، ص753.
5. همان.
6. جرجاني، علي بن محمد. التعريفات. دارالكتاب المصري، ص190.
7. ماده 14 قانون مجازات اسلامي.
8. دايرةالمعارف زن ايراني. ج2، ص751.
9. همان؛ ماده 269 به بعد قانون مجازات اسلامي؛ جواهرالكلام 60/550- 593- 594- 603 به بعد.
10. دايرةالمعارف زن ايراني. ج1، ص751.
11. همانجا.