محراب
ريشة واژه، محراب جاي ايستادن پيش نماز در مسجد. در كليساها محل قرار گرفتن اسقف اعظم. طاقنمايي كه جهت قبله را مشخص ميكند. محل نشستن واعظ در مسجد. جاي ويژة پيش نماز. فضايي براي برافروختن آتش در آتشكدهها.1
محراب در قرآن به معناي مسجد آمده است. ابن اعرابي معتقد است كه مردم در آن مينشينند و اجتماع ميكنند.2
ريشهها و سير تاريخي محراب:
اظهار نظر شده كه محراب اسلامي از مهرابههاي معابد مهري گرفته شده است و با توجه به اينكه ما نمونة درست و كاملي از مهرابههاي معابد مهدي نداريم اين نظريه همچنان باقي است. معابد مهري بدين صورت بودهاند كه حالت راهرويي هفت قسمتي داشتهاند، كه در هر قسمت حوضي پر آب وجود داشته و آخر معبد در ديوار روبرويي نقش برجستة مهر كه در حال كشتن گاو بوده است به صورت برجسته نشان داده شده است. اين نقش در حال حاضر در عكسهايي كه موجود است ديده ميشود. گروهي كه چنين نظريهاي دارند، محرابهاي معابد مهري را مهرابه گويند تا اختلافي با محراب كنوني باشد.3
با گسترش اسلام در محدودة ايران (در فلات ايران) محرابهاي اسلامي در بناهاي اوليه ديده ميشود. از جمله ميتوان محرابي از دورة خلافت عمر در مسجد جامع ابركوه و باز نمونة ديگر در مسجد جامع اصفهان و امثال آن نام برد.
بنا به نظر آندره گدار كه مساجد ايران را بررسي كرده، با بررسي مساجد ايران اظهار نظر ميكند كه هنوز پلانهاي مساجد سدة چهارم نظير مسجد جامع نيريز كه در 340 هجري قمري ساخته شده پلان ساساني دارد و ناگهاني نميتواند پلان مساجد غربي اسلامي باشد. با اين نظريه ميتوان اظهار نظر كرد كه محرابهاي اسلامي هم بايد در پيش از اسلام نمونههايي داشته باشد.4
ابنبطوطه ايجاد محراب را در مسجد مدينه (اولين مسجد اسلامي)، به دورة عثمان نسبت ميدهد و برخي گفتهاند اولين محراب را در اسلام، مروان بنا كرد.5
اجزاء و تزئينات محراب:
محراب در مسجد مكاني است براي پيشواي مذهبي، هنگامي كه نماز به صورت جماعت برگزار ميشود. معمولاً در ضلع جنوبي ديوار مساجد رو به قبلة نمازگزاران بنا ميشود، گاهي از سطح صحن مسجد گودتر و گاهي در قسمتي از ديوار فرو رفته است. همانگونه كه به آراستن ساير اجزاي مسجد در ايران پرداختهاند، هنرمندان ايراني محراب را درعرصة هنرنمايي خود قرار داده تا قبلة نمازگزاران خالي از لطايف هنري نماند. به موازات تحولاتي كه در هنر تزئيني ايران، بعد از اسلام رخ داد، محرابها هم از گوناگوني كم نظيري برخوردار شدند، چنانكه كمال هنر گچبري و كاشيكاري در آراستن محرابها نمايان است.6
گچبري: آثار موجود كهن در ايران نشان ميدهد كه هنرمندان ما از قرن سوم هجري به تزئين محراب توجه كردهاند و يك نمونه از آن، محراب مسجد عتيق شيراز است كه در281 هجري به دستور عمروليث صفاري بنا شده است. گچبري عميقي در قسمت زير طاق محراب اين مسجد به چشم ميخورد. كه با طرح سادة گل آراسته است. زيباترين و پيچيدهترين گچبريها در زمان سلجوقيان انجام گرفته است. در اين عصر با كتيبههايي كه نقشهاي پركار و مفصل داشتند اطراف محراب را ميپوشاندند و محرابهاي گچبري شده در سدة ششم هجري كه معمولاً با دو حاشية كتيبهدار ساخته ميشدند.7
كاشيكاري: هنگامي كه در كاشان طريقة حرارت دادن به قطعات بزرگ سفال را آموختند محرابها را با سفال لعابي پوشاندند. از مشهورترين محرابهاي كاشيكاري سه محراب در مرقد حضرت امام رضا در مشهد ميباشد. در تزئين پوششي ابنيه و عمارات و محراب مساجد، كاشيهاي جلادار نيز به طور قابل ملاحظهاي بهكار ميرفتند. اين كاشيها ستاره شكل، صليب شكل و يا مستطيل شكل بودند كه در آراستن محراب نقش بزرگي را داشتند.8
اما تزئين با كاشي معرق در اصفهان به حد اعلا پيشرفت كرده بود.
معرق: از انواع بسيار ارزندهاي هستند كه به دورة صفوي متعلقاند و هنر شكفتهاي را كه بر ديوارها و محرابها و گنبدها جلوه ميكند.
نمونههاي مهم محراب در مساجد اسلامي:
محراب مسجد جامع نيريز كه در 340هجري قمري ساخته شده. محراب مسجد جامع عقيق شيراز، آرامگاه كورش كه در جدارة داخلي آن كلمة قبله و آية اِنّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحَاً مُبينا ذكر شده ـ مسجد سنگي داراب با كتيبة 652 هـ.ق ـ محراب مسجد سنگي ايج در شهرستان استهبان از دورة اتابكان ـ محراب مسجد جامع نائين ـ محراب مدرسة خارجرود ـ مسجد جامع رضائيه ـ محراب مسجد ورامين ـ محراب مسجد جامع ساوه ـ محراب الجايتو در مسجد جامع اصفهان و... .9
قاسم کشاورزی