اهل هوا
اهل هوا، افرادي كه بنا بر باور ساحلنشينان جنوب ايران به تسخير بادهاي بيماريزا درآمده و با رام شدن بادها از گزندشان رها شدهاند.
در فرهنگ اسلامي، برداشتي كم و بيش مشابه جنّ دربارة باد وجود دارد.1 مجلسي باد را كنايه از جن گرفته و آن را باد ـ جن ناميده و بيماري ريح الصبيان، يا باد كودكان (= ام صبيان*) را در اثر باد ـ جن دانسته است.2 ساحل نشينان ميگويند هر بادي جنّي دارد كه با آن به درون جسم آدميزادگان ميرود و آنها را تسخير و «هوايي» ميكند.3 شخص «بادْ زده» (قس: جن زده) يا مُسَخَّر باد اختيارش را از دست ميدهد و به بيماري «ديو باد»، جنون و ديوانگي4 دچار ميشود و در تمام عمر به صورت مَركب (فَرَس) بادهاي رام شده در درون خود و ميانجي و وسيلة ارتباطي با آنها در ميآيد. مادام كه اهل هوا از اين بادها فرمان ميبرند و خواستهها و نيازهايشان را برآورده ميكنند، از گزند و آزارشان در امانند.5
اهل هوا ميگويند بيشتر بادها، از جمله بادهاي موسوم به زار، از سواحل افريقاي سياه، هند، و شمار اندكي از عربستان و جزاير ديگر به ايران آمدهاند.6 مردم بلوچ بادها را به بادهاي مهاجر افريقايي و بادهاي بومي بلوچستان تقسيم ميكنند.7 همچنين بادها را به دو دستة مسلمان بينا و صالح بيزيان و كافر كور و ناصالح زيانكار تقسيم كردهاند.8 ميان بادهاي مسلمانِ مشهور به بادهاي مشايخ پيوندي روحاني با گروههاي قومي و اجتماعي جامعه برقرار است.9
بادهاي مشايخ ارواح شيوخ و پيران عابد و زاهدي هستند كه ميان قوم خود منزلت و اعتبار قدسيانه داشتهاند. امروزه قدمگاههاي* اين مشايخ زيارتگاه بيماران بادزده و حاجتمندان است.10
جن ـ بادها طالب كالبد آدمهاي پريشان و خستهجان هستند و بيشتر در فضاهاي آكنده از وحشت و اضطراب و در عرصههاي فقر و بيكاري و ميان سياه پوستان مهاجر و لايههاي فرودست عمل ميكنند.11
نشانههاي بادزدگي بنا بر نوع باد فرق ميكند. مثلاً باد «مَتوري» بيشتر با حملة قلبي و «بُو مَريم» با كمردرد و خونريزي رحم زنان بروز ميكند.12 از ديدگاه روانشناسي، برخي از علامتهاي جنزدگي، نشانههايي از جنون يا طبيعت هيستريايي [1]دارد و صورتهايي از واكنشهاي رواني بيمار را در برابر فشارها و تنشهاي ناشي از وضعيت اجتماعي جامعه نشان ميدهد.13
در ميان اهل هوا گروهي مرد و زن كه به «بابا» و «ماما» مشهورند، باد درماني ميكنند. بيشتر بابا ـ ماماها از نسل مهاجران سياه افريقايي، و يا دورگه هستند.14 هر بادي بابا ـ ماماي خاص خود را دارد كه به نام همان باد خوانده ميشود، مانند بابا يا مامازار و بابا يا مامانوبان.15
اهل هوا در چارچوب يك نظام اعتقادي ابتدايي طبيعت و علل بروز بيماري بادزدگي و اسباب و راههاي درمان آن را پيشبيني كردهاند. به پنداشت آنان، پزشك و دارو و دعا و طلسم نميتوانند اين بيمارها را درمان كنند. چارة درمان آنها به دست بابا ـ ماماها است.16
جنزدايي [2]عموماً به دو صورت پايا [3]و گَشْتاري [4]انجام ميگيرد. در جنزدايي پايا، بيمار جنزده كاملاً شفا مييابد و به حالت عادي خود باز ميگردد، ليكن در جنزدايي گشتاري، دگرگوني آشكاري در بيمار رخ ميدهد و هويت او را تغيير ميدهد.17 اهل هوا همه از گروه جن ـ بادزُدگان گشتاري، يا استحاله يافته هستند كه پس از اجراي مراسم جنزدايي روي آنها، هويت تازه يافته و به جرگة اهل هوا و جن ـ بادزُدايان پيوستهاند.18
جادوپزشكان اهل هوا براي رهانيدن بيمار از آزار جن ـ باد «مجلس بازي» برپا ميدارند و در 3 مرحله: در حجاب نگهداشتن بيمار، احضار جن ـ باد، و تسخير باد و پائين آوردن آن از مركب، بيمار را آزاد ميكنند.19 بابا ـ ماماها معمولاً با شيوة بمباران حسي[5]، يعني تحريك با محرّكهاي بيروني بيماران بادزده را به هيجان و حالت جذبه درميآورند و او را از چنگال جن ـ باد رها ميسازند. در مجلس بازي هر باد، كه زنان و مردان با هم شركت ميكنند، طبل و دهل و ساز مخصوص همان باد را به كار ميبرند.20
بادها براي پائين آمدن از مركب خود توقعات و خواستههايي دارند كه آنها را به دو صورت از زبان بابا ـ ماماها بيان ميكنند. گرفتن مجلس، انداختن سفره، ريختن خون قرباني21 از خواستههاي عمومي؛ و لباسهاي حرير، خيزران، خلخال طلا و شال گردن از خواستههاي خصوصي آنها به شمار ميروند.22
رعايت برخي مطهرات و محرّمات براي اعضاي جرگة اهل هوا بايسته است. پوشيدن لباس سفيد و پاكيزه، شستوشوي مرتب خود و عطرآگين كردن بدن از جملة شايستها؛ دست زدن به مردة انسان و حيوان و نجاسات، پوشيدن جامة آلوده، آشاميدن باده، نزديكي كردن با نامحرم از جمله ناشايستها به شمار ميروند. به كار نبستن آنها خشم جن ـ بادها را برميانگيزاند و آنها را به آزار رساندن و رنجاندن مركبهاي خود واميدارد.23
مآخذ:
1. قزويني، زكريا. عجايب المخلوقات. به كوشش نصرالله صبوحي، تهران: كتابخانة مركزي، 1361، ص 379-380.
2. رسولي، هاشم. حواشي بر اصول كافي كليني. تهران: انتشارات علمية اسلاميه، بيتاريخ، 4/362.
3. ساعدي، غلامحسين. اهل هوا. تهران: اميركبير، 1355، ص 48.
4. خلف تبريزي، محمدحسين. برهان قاطع. به كوشش محمد معين، تهران: اميركبير، 1361، ج 2 / ذيل «ديوباد».
5. مأخذ شمارة 3، ص .
6. همان. ص 46.
7. رياحي، علي. زار و باد و بلوچ. تهران: طهوري: 1356، ص 2.
8. مأخذ شمارة 3. ص 48.
9. بلوكباشي، علي. «هويتسازي اجتماعي از راه بادزُدايي»، نامة انسانشناسي. ش 1 (بهار و تابستان 1381)، ص 36.
10. مأخذ شمارة 7. ص 28؛ مأخذ شمارة 3. ص 80.
11. مأخذ شمارة 3. ص 30 و 47.
12. همان. ص 42 و 92
13. The Encyclopaedia of Religion. ed. by Mircea Eliade, New York, XIV/16.
14. مأخذ شمارة 3. ص 160.
15. همان. ص 48-50.
16. يادداشتهاي مؤلف.
17. مأخذ شمارة 13. همانجا، P. 16-17.
18. مأخذ شمارة 9. ص 39.
19. مأخذ شمارة 3. ص 52-54. و جمـ.
20. يادداشتهاي مؤلف؛ نيز مأخذ شمارة 9. ص 41؛ مأخذ شمارة 3. ص 76؛ مأخذ شمارة 7. ص 16.
21. مأخذ شمارة 3. ص 49.
22. همان. ص 56 و 63؛ مأخذ شمارة 7. ص 10 و 12.
23. مأخذ شمارة 3. ص 49، 54، 119 و 121.
تلخيص: بلوكباشي، علي. «اهل هوا»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. تهران: 1380، 10/478-481؛ همو. «هويتسازي اجتماعي از راه بادزُدايي»، نامة انسانشناسي. ش 1 (بهار و تابستان 1381)، ص 34-43.
[1]. Hysterical nature
[2]. Exorcism
[3]. Permanent Exorcism
[4]. Transformational Exorcism
[5]. Sensory Bombardment
علی بلوکباشی