ایلات خمسه
ايلات خمسه، اتحادي از پنج اينانلو يا اينالّو، بهارلو،* نَفَر، عرب و باصري.* ايل با خاستگاههاي متفاوت ترك و عرب و فارس اين اتحاد ايلي بنا بر برخي مقاصد سياسي، اقتصادي و نظامي در 1278ق/1861م به فرمان ناصرالدين شاه در منطقة فارس تشكيل شد.1
ايلات خمسه دومين گروه ايلي عمدة فارس، پس از بزرگ ايل قشقايي در اواخر سدة 13ق/19م و نيمة نخست سدة 14ق/20م به شمار ميرفتند.2 قلمرو ايلهاي خمسه منطقهاي در شرق قلمرو ايل قشقايي را در بخشي از نواحي شمال و مشرق و جنوب شرقي استان فارس، در سوي خاور راه اصفهان به شيراز و شيراز به جهرم فرا ميگيرد.3
تمام طايفههاي اين ايلات تا سالهاي پاياني سدة 13ق كوچ ميكردند و از آن پس، به تدريج بخش بزرگي از آنها يكجانشين شدند، به طوري كه در 1366ش، فقط 7684 خانوار از آنها كوچ ميكردند. ييلاقات اين گروه كوچنده در شهرستانهاي آباده، اقليد، جهرم، داراب، شيراز، فسا، لار و مرودشت، و قشلاقاتشان نواحي ديگري در همين شهرستانها و شهرستانهاي استهبان، فيروزآباد و نيريز فارس بوده است.4
رهبري هر يك از ايلهاي خمسه و طايفهها و تيرهها و اولادها را يك خان يا كلانتر و يا كدخدا بر عهده داشت كه امور سياسي، اجتماعي و اقتصادي عشاير زير نظر آنها بود. اصطلاح «خان» در خطاب مؤدبانه براي همة سران ايل و طايفه و تيره به كار ميرفت. با فروپاشي اتحاد سياسي ايل، رفته رفته عنوان «كلانتر» در ميان آنها منسوخ شد و عنوان خان جاي آن را گرفت.5
عشاير كوچندة ايلات خمسه عمدتاً از راه پرورش و توليد گوسفند و بز زندگي ميگذراندند. برخي خانوارها نيز همراه گلهداري به زراعتي محدود نيز ميپرداختند.6 يكجانشينان خمسه، مانند ايل اينانلو كه از اواخر سدة 13ق دِهنشين شده بودند، اقتصادي يك پايه و متكي به كشاورزي داشتند. دِهنشينان در كنار فعاليتهاي زراعي، دامداري نيز ميكردند.7
نخستين رئيس و ابواب جمعي اتحاد خمسه علي محمدخان قوام، از خاندان با نفوذ قوامالملك شيرازي، و آخرين سرپرست آن، ابراهيمخان قوام، از همان خاندان بود.8 ابراهيمخان در 1311ش، پس از شورشهاي ايلي در فارس از حكمراني و ابواب جمعي مناطق خمسه و لار بركنار شد. با بركناري او حكومت 73 سالة خاندان قوامالملك بر ايلات خمسه پايان يافت.9 از آن تاريخ به اين سو، اتحاد ايلات خمسه مفهوم سياسي- نظامي پيشين خود را، كه مقابله با ايل قشقايي و تأمين امنيت راههاي بازرگاني از بندرعباس و بنادر خارك و بوشهر به شيراز براي حمل كالاي تجاري بود، از دست داد.10 به دنبال آن همبستگي نيم بند و ساختگي ميان ايلهاي پنجگانه به سستي گرائيد و از هم فروپاشيد و يك وحدت و همبستگي سنتي پايدار جايگزين آن شد.11
تلخيص از «ايلات خمسه»، نوشتة علي بلوكباشي
دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380ش، 10/699-700
مآخذ:
1. حسينيفسايي، حسن. فارسنامة ناصري. به كوشش منصور رستگارفسايي، تهران: 1367، اميركبير، 1/823-824؛ ابرلينگ، پير. «سياست قبيلهاي انگليس در جنوب ايران»، ترجمة كاوة بيات. نامة نور. تهران: 1358، ش4و5، ص72؛ بيات، كاوه. شورش عشايري فارس: سالهاي 1307-1309. تهران: 1365، 24.
2. مسعودميرزا، (ظل السلطان). تاريخ مسعودي. تهران: 1360، دنياي كتاب، 129.
Sykes, P., A History of Persia, London: 1930, 11/479.
3. بلوكباشي، علي. «ايلات خمسه». دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، تهران: 1380، مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 10/699.
4. مركز آمار ايران. سرشماري اجتماعي- اقتصادي عشاير كوچنده (1366ش)، نتايج تفصيلي، ايل خمسه. تهران: 1368، ص15.
5. Barth, F. Nomads of South Persia, The Basseri Tribe of the Khamseh Confederacy Oslo: Universitets Forlaget, 1965, 26-72.
6. idem, 103.
7. بلوكباشي. مأخذ شمارة 3، 700.
8. حسينيفسايي، مأخذ شماره 1، همانجا.
9. هدايت، مهديقلي. خاطرات و خطرات. تهران: 1363، 283، بيات، مأخذ شمارة 1، 53-69.
10. بلوكباشي. 700; Barth, 88,130
علی بلوکباشی