بُنه
بُنه: اصطلاحی در کشاورزی سنتی ایران به معنای گروهی نظام یافته و مشترکالمنافع در کار تولید زراعی و دامداری.1
بُنه را به طور کلی میتوان نوعی تعاون در تولید کشاورزی دانست که بر پایة اشکال سنتی زراعت جمعی شکل گرفته و محور اصلی یاریگری درآن خود یاری است. در بارة انگیزة پیدایی بُنه نظرات گوناگونی دادهاند و غالباً انگیزههای پیدایش بُنه را با انگیزههای تداوم بُنه یکی دانستهاند.
پتروشفسکی انگیزة پیدایش بُنه را در ایران و کشورهای همجوار ناتوانی خانوادههای روستایی در خرید نیروی شخم و کارهای ضروری آبیاری میداند.2 اما برخی دیگر شرایط اقلیمی، به ویژه در نواحی نیمه صحرایی را که آبیاری مصنوعی به کمک نهربندی و سایر اقدامهای مشابه در آنها ضرورت دارد، موجب پیدایش بُنه دانستهاند.3 برخی نیز سبب گسترش بُنهها را تشویق مالکان دور از دِه در نظارت آسانتر برکار رعایا و ادارة بهتر املاک خود دانستهاند.4 کسانی پیدایش، گسترش و رواج بُنهها را وابسته به نظام ارباب رعیتی، نظام بزرگ مالکی و یکی از نهادهای آن نظام دانستهاند.5 اگر این نظر را بپذیریم عمر بُنه را باید اندازه عمر نظام ارباب و رعیتی تصور کنیم. دیرینگی سازمان تولیدی بنه، کهنتر از آن است که آن را به عصر نظام ارباب رعیتی یا دورههای پس از آن بدانیم. کهن بودن نظام بُنه این احتمال را قوت میبخشد که زارعان ایرانی در روزگاران کهن به صورت دستهجمعی کار میکردهاند.6 ادامة حیات بُنهها در بخشهایی از ایران پس از اصلاحات ارضی نشان دهندة وجود سازوکار منسجم سازمان بُنه است که در نتیجه موجب تداوم آن درنظامهای گوناگون شده است.7 بُنه براساس ابعاد و وجوه مختلف آن به چندین گونه تقسیم میشود که 24 نوع آن شناخته شدهاند.8
منابع
1- فرهادی، مرتضی. «بُنهشناسی: تعاریف و گونهشناسی» فصلنامة تحقیقات جغرافیایی، مشهد: 1371 ش، شمر 24،/ 11.
2- پتروشفسکی. ا . پ. کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول. ترجمة کریم کشاورز، تهران، 1355، 547- 549.
3- ضیاء توانا، حسن. «نقش عوامل تولید درشکلیابی روشهای تولید گروهی و ساختار قدرت.» مجموعه مقالات سمینار جغرافیایی، مشهد: 1365ش، شمر 3، 327.
4- خسروی، خسرو. جامعهشناسی روستایی ایران. تهران: 1358 ش، 82.
5- صفینژاد، جواد، بُنه. تهران: 1353ش، 8، 10؛ خسروی، همانجا.
6- خسروی، همانجا.
7- فرهادی، مرتضی. «بُنهشناسی: پیشینة پژوهشی و نقد آراء در چگونگی و پیدایش بنه»، فصلنامه علوم اجتماعی، تهران؛ 1372ش، شمر 3 و 4، 99.
8- فرهادی، «بُنهشناسی: تعاریف ...» ، 112- 113.
مرتضی فرهادی
تلخیص فرمهر منجری