بهارلو
بهارلو، ايلي ترك، پراكنده در مناطقي از ايران، جمهوري آذربايجان و تركيه.
برخي بهارلو را نام ديگري براي ايل باراني (بارانلو) يعني ايل سلسلة حكام قراقوينلو ميداند كه شاخهاي از ايل ايوا يكي از شاخههاي اساسي اُغز بوده است.1 برخي ديگر مانند سومر اين نظر را رد كردهاند.2 به علت پيوند و نزديكي كه بهارلوها با ايل عرب اتحاديه خمسه و ايل قراگوزلو (شاخهاي از ايل شاملو) دارند،3 برخي مانند سرجان ملكم و هوتم شيندلر آنها را در اصل شاخهاي از ايل شاملو دانستهاند، كه در زمان تيمور از بلاد شام به ايران كوچانده شدهاند.4
گروههايي از بهارلوها در شرق آناطولي در شهرستان ديار بكر پراكندهاند.5 بهارلوهاي روسيه هم اغلب در جمهوري آذربايجان در نواحي شوشا و زنگهزور و روستاهاي ديگر پراكندهاند.6 بهارلوهاي ايران در مناطقي از شهرها و روستاهاي استانهاي آذربايجان، خراسان، كرمان و فارس پراكندهاند. امروزه از بهارلوهاي آذربايجان نامي در فهرست ايلات اين استان ديده نميشود چون هويت قومي و ايلي خود را از دست دادهاند و به ايلات و طوايف ديگر پيوستهاند. لكن نامهاي مناطق مسكوني آنها كه برگرفته از بهارلوست، بر سكونت آنها در آن نواحي دلالت ميكند.7 بهارلوهاي پراكنده در فارس در 1278ش به ايلات خمسه پيوستند.8 در 1311ش بهارلوهاي فارس هشت هزار خانوار جمعيت داشتند و متشكل از 20 تيره: ابراهيمخاني، احمدلو، اسماعيلخاني و غيره بودند.9 از جمعيت امروزي آنها اطلاعي در دست نيست.
بهارلوها به عنوان سرداران سپاه و مرداني جنگاور و فرمانروايان برخي مناطق در طول حكومت قراقوينلوها نقش مهمي داشتند.
تلخيص از مقالة بهارلو پير اوبرلينگ از ايرانيكا
مآخذ:
1- Minorsky, V, «The clan of the Qara-Qoyunlu rulers», in Mélanges fuad Köprülü, Istanbul, 1955, P 391.
2- Sümer, F., Kara Koyunlular I, Ankara, 1967, P 23-24.
3- EI2, «Kara Gözlü».
4- Malcolm, J., The history of Persia, London, 1829, P, Vol 1/237.
5- رزمآرا، حسينعلي. فرهنگ جغرافيايي ايران (آباديها). ش 46، تهران: 1328-1332ش، ص 69.
6- Valili Baharlu, M. H., Azerbaycan, Coğrafi, tabii, etnografi ve iktisadi mülâhazât, Baku, 1921, P. 61.
7- رزمآرا، حسينعلي. همان. ج 4، ص 37، 41، 72، 99؛ ج 5، ص 60.
8- Oberling, The Qashqāi nomads of fārs, The Hague, 1974, P. 65.
9- كيهان، مسعود. جغرافياي مفصل ايران. تهران: 1310-1311، ج 2، ص 86.
معصومه ابراهیمی