پرش به محتوا

ایل بویراحمدی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۲۲:۲۸ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''بويراحمدي،''' يا بويراحمد، نام يكي از ایلات لُر شيعه مذهب استان كهگيلويه و بويراحمد، در جنوب غربي ايران، متشكل از چند تيره و طايفه با خاستگاه‌هاي قومی گوناگون. بويراحمدي‌ها در منطقة وسيعي از نواحي شمال و شرق استان، كه به نام همين ايل نام‌گ...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

بويراحمدي، يا بويراحمد، نام يكي از ایلات لُر شيعه مذهب استان كهگيلويه و بويراحمد، در جنوب غربي ايران، متشكل از چند تيره و طايفه با خاستگاه‌هاي قومی گوناگون.

بويراحمدي‌ها در منطقة وسيعي از نواحي شمال و شرق استان، كه به نام همين ايل نام‌گذاري شده است، زندگي مي‌كنند. كهن‌ترين سندي كه از بویراحمد بلادشاپور ، نام مي‌برد، رياض‌الفردوس، نوشتة محمد ميرك‌حسيني در 1082ق/1671م است. در این سند به دو طايفة «بويراحمد اردشيري» و «بويراحمد عباسي»، ذيل ناحية چرام بلادشاپور اشاره دارد.1 در گزارش‌هاي وقايع دورة ناصري و مظفري نيز نام ايل به صورت «بايرحمت» و «بايرحمتي» آمده است.2

بويراحمد مهم‌ترين گروه ايلي از شاخة «چاربنيچة» جاكي (يكي از 3 گروه قومي- ايلي بزرگ و قديم كهگيلويه) و از مهاجران لُر بودند كه در بخش پشت كهگيلويه مي‌زيستند و قرارگاه‌هايي هم در نواحي نزديك بهبهان داشتند.3 برخي‌ها تيره‌ها و طايفه‌هاي بويراحمد‌ي را تركيبي از گروه‌هاي قومي شبانكاره شول لُرستان و شولستان فارس، آغاجري*، و آميزه‌اي از عناصر لُر، ترك، باوي* و بختياري و مانند آنها به شمار آورده‌اند.4

در 1217ق/1802م، هادي‌خان، كلانتر ايل بويراحمدي قلمرو جُغرافيايي ايل را ميان فرزندانش به دو بخش بويراحمد گرمسيري و بويراحمد سرحدي (يا سردسيري) تقسيم كرد.5 بويراحمد سرحدي به مراتب بزرگ‌تر از بويراحمد گرمسيري و نيرومندترين واحد سياسي عشيره‌اي در ميان ايلات كهگيلويه بود.6 تا دهة سوم سدة 14ق ميان گروه‌هاي رقيب در اين واحد سياسي جنگ و خونريزي بود، تا اين‌كه با پادرمياني نصيرخان بختياري، سردار جنگ در 1325ق / 1907م و تقسيم قلمرو جغرافيايي بويراحمد سردسيري به بخش عليا و سفلا و واگذار شدن بويراحمد عليا به فرزندان كريم‌خان و بويراحمد سفلا به شكرالله خان فرزند هادي‌خان، نزاع‌ها پايان يافت.7

در بويراحمد سردسير سفلا و عليا به جز تيره‌هاي اصلي بويراحمدي مانند كي‌گيوي، تامرادي، تير تاجي (يا نگين‌تاجي)، سادات و جز آن، چند طايفة وابسته به آنها نیز زندگي مي‌كردند. تيرة تامرادي بزرگ‌ترين این تيره‌ها بود و بخش بزرگي از منطقه را در قلمرو خود داشت.

در بويراحمد گرمسيري نيز تيره‌ها و طايفه‌هاي چندي از جمله آرويي، گُشتاسي، تاس‌احمدي، تاليشاهي و جز آن مي‌زيستند.8

در گذشته بويراحمدي‌ها دو بار در سال كوچ مي‌كردند، يكي كوچ بهاره كه از گرمسير به ارتفاعات يا سردسير (مالُ‌بالا) مي‌رفتند، ديگر كوچ پائيزه كه از سردسير به دشت‌ها يا گرمسير (مالُ‌زير) باز مي‌گشتند. مدت زماني كه در راه كوچ در رفت و بازگشت طول مي‌كشيد ميان 15 تا 30 روز بود.9

بويراحمدي‌ها از چند دهة پيش به تدريج از اقتصاد شباني به اقتصاد زراعي روستايي روي آورده‌اند و بيشترين آن‌ها اسكان يافته‌اند.10 بنابر آمارگيري 1346ش از 11623 خانوار بويراحمد سفلا، 26 درصد و از 7067 خانوار بويراحمد عليا، 60 درصد و تمام جمعيت 1418 خانواري بويراحمد گرمسيري يكجانشين شده بودند.11 در حالي‌كه در 1346ش، کلاً حدود 59 درصد خانوارهای بویراحمد اسكان يافته بودند، در 1364ش، بنابر آماری شمار اسکان یافتگان تنها به 6/76 درصد رسیده بود.12

دو گروه بر جامعة ايلي بويراحمدي رهبري مي‌كردند، يكي رهبران موروثي مانند خان‌ها و كدخدايان تيره‌ها و ديگري رهبران غير موروثي مانند كدخدايان و ريش‌سفيدان طايفه‌ها. خان‌ها شخصی به نام  مَلِك را، بنيانگذار دودمان خود مي‌دانستند و خود رابه تيرة اردشيري‌، از اعقاب اردشير بابكان منسوب مي‌داشتند.13 اكنون سازمان ايلي- عشيره‌اي قديم و سنتي ايل بويراحمدي و تشكيلات رهبري سياسي - اقتصادي ايل از هم پاشيده و سازمان امور عشايري کم و بیش وظايف آنها را در ایل بر عهده گرفته است.14

تلخيص از «بويراحمدي» نوشتة علي بلوكباشي

دايره المعارف بزرگ اسلامي، 1383ش، 13/45-56

مآخذ:

1.     افشار، ايرج. «فارس در رياض‌الفردوس». فارس شناخت. شيراز: 1379، س2، ش4، ص39-40، وقايع‌اتفاقيه. مجموعة گزارش‌هاي خفيه‌نويسان انگليس، به كوشش سعيدي سيرجاني، تهران: 1361، 76.

2.     حسيني‌فسايي، حسن. فارسنامة ناصري. به كوشش منصور رستگار فسايي، تهران: 1367، اميركبير، 2/1479؛ نيز:

3.      Field , H. Contributions to the Anthropology of Iran. Chicago: 1939, 223.

4.      Iranica, IV/ 321-322.

5.     باور، محمود. كهگيلويه و ايلات آن. گچساران: 1324،ص 87؛ نيز: تقوي مقدم، مصطفي. تاريخ سياسي كهگيلويه. تهران: 1377، ص116-119.

6.      LŐffler, Reinhold, H., "Tribal Order and the State…", Iranian Studies. 1978. vol. x1, 147.

7.      ibid, 164;

امان‌اللهي بهاروند، سكندر. قوم لر. تهران: 1370، ص204.            

8.     جمعيت و شناسنامة ايلات كهگيلويه. تهران: مؤسسة مطالعات و تحقيقات اجتماعي، 1347، ص199،154،58؛ نيز صفي‌نژاد، جواد. اطلس ايلات كهگيلويه. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي، 1347، ص23؛ امان اللهي، بهاروند. همانجا، ص209.

9.     بلوكباشي، علي. جامعة ايلي در ايران. تهران: 1381، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي؛ طاهري بويراحمدي، عطاء. «نيم قرن زندگي در ايل بويراحمد»، آينده. تهران: 1367، س14، ش 6و8، ص 288-300؛ صفي‌نژاد، جواد. «عشاير و كوچ». فصلنامة عشايري ذخاير انقلاب. تهران: 1366، ش1، ص 36.

10.  بلوكباشي، علي. همان. ص35-36.

11.  جمعيت و شناسنامه...، جدول شمارة 7.

12.  غفاري، هيبت‌الله. ساختارهاي اجتماعي عشاير كهگيلويه و بويراحمد. تهران: نشر ني، 1368، ش 237.

13.  همو، 147؛ نيز، باور، همانجا، ص60-61.                     

Fazel, G.R. , "Economic Bases of Political Leadership among Pastoral Nomads". New Directions in Political Economy… Eds. M. Leons and F. Rothestion. New Jersy: 1979, 36.

باور، همانجا، ص60-61.

14.  بلوكباشي، علي. «بويراحمدي»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. تهران: 1383، مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 13/55.


علی بلوکباشی