پرش به محتوا

استقلال

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۷:۳۳ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «استقلال عبداله علي‌آبادي استقلال به معني در دست گرفتن كاري بدون دخالت ديگران است. و صاحب اختياري و آزادي عمل يك كشور در امور سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي بدون اعمال نفوذ خارجيان مي‌باشد. (معين، جلد 1، ص 257) استقلال صفت ملت يا دولتي است كه از...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

استقلال

عبداله علي‌آبادي


استقلال به معني در دست گرفتن كاري بدون دخالت ديگران است. و صاحب اختياري و آزادي عمل يك كشور در امور سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي بدون اعمال نفوذ خارجيان مي‌باشد. (معين، جلد 1، ص 257) استقلال صفت ملت يا دولتي است كه از حاكميت ملي برخوردار باشد. نقطه مقابل آن تبعيت، دست‌نشاندگي تحت‌الحمايگي و مستعمره بودن است و به نظام سياسي و اقتصادي اطلاق مي‌شود كه به موجب آن دولتي به تبعيت و اطاعت سياسي از دولت ديگري در مي‌آيد. به طوري كه دولت تابع در داخل قلمرو خود و در جامعه بين‌المللي نمي‌تواند از حق حاكميت استفاده كند و سياستي را كه مي‌خواهد در پيش بگيرد. (فارسي، ص 85)

كشورهاي بزرگ و قدرتمند همواره در تلاش براي تسلط بر منابع اقتصادي كشورهاي كوچكتر بودند و در اين راه، استقلال كشورهاي ضعيف در معرض خطر قرار داشته است. (دايرﺓ‌المعارف انقلاب اسلامي، ص 50) تسلط كشورهاي قدرتمند بر كشورهاي ضعيف ريشه تاريخي دارد. از زمان ايجاد اولين امپراتوري در جهان آغاز شده و تا به امروز همچنان ادامه دارد. كشورهاي قدرتمند شيوه‌هاي عمل تسلط خود را به تناسب شرايط و اوضاع و احوال هر منطقه‌اي انتخاب مي‌كردند و همچنين در ادوار تاريخي نوع آن را تغيير مي‌دادند. (ملكوتي، صص 10- 9)

بعد از جنگ جهاني دوم با تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر در سازمان ملل متحد كليه ملل داراي حق خودمختاري و استقلال شدند و به موجب آن كشورها وضع سياسي خود را آزادانه تعيين و توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خود را آزادانه تعيين مي‌كردند. اين اقدامات به خصوص در جهت تشويق و تسريع اعطاي استقلال به سرزمين‌هاي تحت استعمار و تحت قيموميت قابل توجه بود. چراكه بسياري از ملل در سه قاره آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين تحت نفوذ و استيلاي چند قدرت خارجي از هيچ استقلالي برخوردار نبوده و عملاً تحت‌الحمايه آنها قرار گرفته بودند. (آقايي، صص 68 و 67)

استقلال ايران ديرزماني بود كه همدوش با آزادي ذهن مردم ايران را همچون ملت‌هاي ديگر به خود مشغول كرده بودند. ايراني‌ها همواره در اين فكر بودند كه چرا با وجود منابع پرارزش اقتصادي و نيز فرهنگ پربار ايراني- اسلامي، براي اداره امور كشور بايد منتظر دستور كشورهاي ديگر باشند. اين سؤال زماني در ايران به يك پرسش بزرگ تبديل شد كه مردم، حضور مستشاران نظامي، سرمايه‌داران و سياستمداران خارجي را در مركز تصميم‌گيري داخلي، مشاهده مي‌كردند و مي‌ديدند كه كارگزاران حكومت در برابر آنها كم‌ترين اختياري را ندارند. (دايرﺓ‌المعارف انقلاب اسلامي، ص 50) استقلال اولين شعار از سه شعار اصلي انقلاب اسلامي ايران بود. و مردم ايران با شعار استقلال مي‌خواستند اراده ملي خود را از نفوذ و دخالت ابرقدرت‌هاي خارجي رها و آزاد سازند تا بتوانند هم حيات طيبه خود را سامان بخشند و هم در صحنه بين‌المللي به مصلحت مسلمانان اقدام نمايند. دولت‌هايي كه نتوانند از قدرت توليدي لازم يا قدرت دفاعي كافي برخوردار شوند، از اراده سياسي ملي كامل هم برخوردار نخواهند بود. اراده‌ي آنها تحت تأثير نيازهاي حياتي به تبعيت از دولت‌هاي خارجي در خواهد آمد. از اين رو براي هر دولتي شرط لازم استقلال يا آزادي سياسي در صحنه بين‌المللي و امور داخلي رسيدن به خودكفايي نسبي و قدرت توليد و دفاع كافي است. (فارسي، ص 84) امام خميني (ره) در وصف دولت شاهنشاهي ايران فرمودند: «يك مملكتي كه استقلال ندارد و وابسته به غير است نمي‌شود كه يك مملكت متمدن ...» (امام خميني، ج 2 صحيفه نور، ص 407)

با وجود همه وابستگي‌هايي كه سلسله‌هاي معاصر در ايران از جمله پهلوي به قدرت‌هاي خارجي داشتند و آنها را در استفاده از منابع داخلي شريك مي‌كردند، امّا مردم ايران هرگز اجازه دست‌اندازي به استقلال ايران را به هيچ قدرتي ندادند و همواره از آن چون جان خويش محافظت كردند. (دايرﺓ‌المعارف انقلاب اسلامي، ص 50) گرچه قيام‌هايي همچون قيام ميرزا كوچك‌خان جنگلي، شيخ محمّد خياباني، رئيسعلي دلواري، 15 خرداد 42 به رهبري امام خميني (ره) در ظاهر به شكست انجاميد، امّا همه اينها مقدمه‌اي بود تا اين‌كه مردم ايران در 22 بهمن 1357 ه‍. ش با شعار استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي و همچنين نه شرقي و نه غربي جمهوري اسلامي نظام وابسته‌ي شاهنشاهي را بر انداخته و جمهوري اسلامي را به وجود آورند.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، استقلال به همراه آزادي و وحدت و تماميت ارضي كشور، از اصول تفكيك‌ناپذير ايران قلمداد شد و بر اساس آن دولت و ملت موظف به حفظ آن شدند. بر اساس اصل نهم قانون اساسي، هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشه‌اي وارد كند. (قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، ص 25)

منابع

- محمّد معين، فرهنگ معين، انتشارات اميركبير، چاپ هشتم، تهران، 1371

- جلال‌الدين فارسي، فرهنگ واژه‌هاي انقلاب اسلامي، بنياد فرهنگي امام رضا عليه‌السلام، چاپ اول، پاييز 1374

- دايرﺓ‌المعارف انقلاب اسلامي، سوره مهر، وابسته به حوزه هنري دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، ج اول، تهران 1383

- محمّد‌حسين ملكوتي، استعمار و امپرياليسم، ج اول، انتشارات ملكوتي، بي‌تا

- بهمن آقايي، فرهنگ حقوق بشر، انتشارات كتابخانه دانش، چاپ اول، 1376

- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب 1368، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ سوم، 1373

- امام خميني (ره)، صحيفه نور، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، ج 2، چاپ اول، 1372