استکبار، مستکبر
استكبار، مستكبر
سيروس خندان
استكبار: در مقابل استضعاف به معني بزرگ شمردن خود بر ديگران و خود را بزرگمرتبه ديدن گرچه فيالواقع بزرگمنش نباشد. استكبر استكباراً يعني طلب بزرگي و مجاهده نمودن در به دست آوردن آن است كه اگر از راه پسنديده و صواب باشد خوب والا قبيح و مذموم است. بدترين انواع آن سرپيچي از فرمانِ خداي تعالي و رسول اوست (قريب، ج 2، 343) مستكبر، كسي است كه مبتلا به استكبار است. و اسم فاعل از مصدر استكبار است. مستكبر ميخواهد به بزرگي دست يابد و آن را به رخ ديگران بكشد. (علامه طباطبايي، ج 12، 234) استكبار از ديدگاه قرآن خصلتي است كه در هر فرد و جامعهاي بروز كند، آن را عليرغم شايستگيها و ارزشهاي والايي كه دارد به ضد خداوند و دشمن خلق و ارزشِ منفي تبديل ميكند. استكبار هيچگاه موضع حق ندارد و همواره از هواهاي نفساني و خواستههاي شيطاني سرچشمه ميگيرد. (عميد زنجاني، 72) استكبار در دو حوزهي فردي و اجتماعي قابل تقسيم است همانطور كه مستكبران نيز در دو حوزه مختلف قابل تفكيكاند. ميتوان استكبار فردي را مقدمهاي براي استكبار اجتماعي دانست. به اين صورت كه شخص مستكبر ممكن است قوانين نظام اجتماعي را نپذيرد. استكبار فردي بيشتر در حوزهي اخلاق مطرح ميشود كه ريشه در پيروي از شهوات و هواهاي نفساني دارد. مستكبر در اين حوزه خود را در مقايسه با ديگران افضل ميشمارد. اولين مستكبر اين حوزه شيطان است كه با وجود عبادتهاي طولاني از پيروي امر خدا مبني بر سجده بر انسان خودداري كرد و فضلفروشي كرد كه جنسِ من از آتش و جنس انسان از خاك است و آتش بر خاك افضل است. امّا استكبار اجتماعي كه در سطح جامعه و بينالملل مطرح ميشود و غالباً مفهومي سياسي دارد تا اخلاقِ محض، استكباري در سطح كلان است نه فرد. به اين صورت كه يك كشور خود را بر ساير كشورها ترجيح دهد و به غارت اموال كشورهاي ديگر بپردازد و بقيه كشورها را در خدمت و اسير خود پندارد، كه در طول تاريخ به صورتهاي مختلف بر اساس شرايط زماني و مكاني به اشكال مختلف در عملكرد حكومتهاي مستبد و انسانهاي مستبد ظهور نموده است. در عهد باستان به صورت پرستش الههها و خدايان، در دوران فئودالي به صورت مالكيت بر سرزمينها و در عصر جديد يعني عصر سرمايهداري به شكل تسلط بر شريانهاي اقتصادي دنيا تلاش در جهت كسب سرمايه در آن سوي مرزها نمودار شده است. (مهدوي، 189- 188) مشكلي كه جهانِ امروز را تهديد ميكند استكبار اجتماعي و سياسي است كه خود ناشي از رويگرداني بشر جديد از تعاليم شرايع آسماني و تبعيت از شهوانيات و لذايذ نفساني است. واژهي امپرياليسم يا استعمار ميتواند معادلي براي استكبار سياسي و اجتماعي باشد همانطور كه سوسياليسم در روزگار خود مبتلا به اين استكبار شد و ليبراليسم و كاپيتاليسم در روزگار معاصر به بهانهي آزادي و انتخاب رأي و دموكراسي و... بشر جديد را زير چرخهاي خود لِه كرده و ضعيف نگه داشته است، زمزمههاي جهاني شدن نيز دارد به سمت و سويِ استكباري كه همان جهانيسازي و ساختن جهان به دست يك گروه و يك كشور خاص و نظارت آن كشور بر تمام كشورها و بلكه كرهي خاكي است، پيش ميرود و طبيعي است كه اگر منظور از جهاني شدن جهانيسازي ليبراليسم يا جهاني شدن سرمايهداري باشد، كشورهاي زيادي هستند كه در اين چرخه، روز به روز گرفتار استضعاف بيشتري ميشوند. تقسيماتي نظير كشورهاي شملا و جنوب يا كشورهاي با توسعه يا در حال توسعه و... ناشي از همين رويكرد است. مستكبران قرون اخير داراي چنين ويژگيهايي هستند: 1- منفعتطلبي: دو واهي لذت و منفعت از كليد واژههاي تمدن جديد كه مبناي آن انسانمحوري (اومانيسم) است، ميباشند. مستكبران جديد نگاه مادي و ابزاري به بشر دارند. در واقع اومانيسم انسان ابزاري است نه انسانمحوري. چراكه فقط به نيازهاي مادي و حيواني انسان ميپردازد و در راه كسب اين لذتها از هر وسيلهاي برايِ مطلوب استفاده ميكند. از ساحت روحاني و غير مادي بشر غافل است. 2- آقايي كردن بر جهان و گسترش سلطهي روزافزون خود: مستكبران جديد در پي كشف سلطه جهاني و تصاحب ذخاير جهان و به دست گرفتن شريانهاي اقتصادي هستند تا بيشتر ذخيره كنند و بهشت زميني خود را رونق بيشتري بدهند. 3- تضعيف مستضعفان: بر اساس اين ويژگي، هيچ مستكبري، مستكبر نشده مگر اينكه مستضعفي در كنار او بوده و به فرمايش امام خميني (ره) هيچ كاخي برافراشته نشده مگر اينكه كوخي ويران شده است. انگليس، مستكبر نشده مگر اينكه به استعمار دولت عثماني و خاورميانه پرداخته است. در روزگار فعلي نيز آمريكا علم استكبار را به دست گرفته است كه صهيونيسم يكي از پشتوانههاي جدّي آن است. 4- اضطراب دروني: اين اضطراب ناشي از حملهي احتمالي مستضعفان است، شخص مستكبر طمع دارد و گرسنگياش سيري ناپذير است بر همين اساس در پي كسب منافع و منابع ديگران، يك لحظه آرام و قرار ندارد. 5- غارت ذخاير اقتصادي و فرهنگي مستضعفان: مستكبران هر چيزي را كه برايشان بهرهي مالي و مادي دارد در صددند كه از طرف مختلف از آن بهرهبرداري كنند. اغلب آثار مهم فرهنگي كشورهاي مستعمره و ضعيف در كشورهاي استعماري است كه از آن بهرهبرداري مادي ميشود، مانند موزههاي انگليسي و آمريكا. 6- ايجاد اختلاف ميان كشورهاي مستضعف، سياستِ «فَرِّق تَسُدّ» تفرقه بينداز و حكومت كن يكي از نقشههاي مهم استكبار است. مانند طرح اختلافات فعلي ميان شيعه و سني كه از سياستهاي استكبار جديد براي ادامهي سلطهي خود بر كشورهاي مسلمان و مشغول داشتن آنها به اختلافات داخلي است. 7- ترويج فساد و فحشا: يكي ديگر از حربههاي استعمار براي سست كردن مقاومت كشورهاي ضعيف رواج فساد و فشحاست. چنانچه فرانسه الجزاير را با اين روش غافلگير كرد يا اينكه مسلمانان در جنگهاي صليبي، اسير اين حربهي دشمن شدند. براي مبارزه با سيطرهي استكبار، مستضعفان دو راه در پيش دارند: 1- حمله نظامي مستقيم و رو در رو: چنانچه حزبالله لبنان با روش مقاومت، در برابر زيادهخواهيهاي دشمن متجاوز ايستاد. اين مقاومت ميتواند به صورت ديگري نيز جلوه كند. مانند اينكه كشورهاي مسلمان با همديگر همپيمان شوند كه نفتِ خود را به مدت 1 ماه يا بيشتر يا كمتر بر كشورهاي استعماري ببندند تا جلوي زيادهخواهيهاي دشمن را بگيرند و خوي استكباري او را نرم كنند. در عرصهي فرهنگي نيز ميتوانند روحيهي استكبارستيزي را از طرف مختلف (كتاب، تأليفات، رسانهها، روزنامهها، خبرگزاريها و...) به پيكرهي جهان تزريق كنند. اين راه در درازمدت تأثيرات بيشتري خواهد داشت. در عرصه سياست، وحدت داخلي عنصر مهمي براي استكبارستيزي و جلوگيري از نفوذ دشمن تلقي ميشود. راه دوم مبارزهي غير مستقيم است كه خود ميتواند به روشهاي مختلف صورت گيرد: 1- مبارزه فرهنگي كه بهترين راه براي مبارزه با فرهنگ استكباري است. يكي از مؤلفههاي مهم مبارزهي فرهنگي و مقابله با تهاجم فرهنگي، خودباوري و عزت نفس است. طرح شعار جدايي دين از سياست، تبليغات گوناگون عليه شعائر اسلامي و خشن جلوه دادن تعاليم اسلامي از نقشههاي استكبار براي تحقير فرهنگ مسلمانان است. و راهحل آن دفاع منطقي و معقول همراه با تبليغات فراوان است، چنانچه امام خميني (ره) در اين عرصه، هنميهي پوشالي استكبار را بر همگان آشكار ساخت. 2- مبارزهي سياسي، ارتباط بيشتر كشورهاي مسلمان با يكديگر و با ديگر كشورهاي آزاده جهان كه حاضر نيستند ظلم را تحمل كنند و تشكيل حلقه استكبارستيزانه آنها ميتواند در دل دشمن رعب و وحشت ايجاد كند. آنچنان كه كشور آمريكا از پيوند جمهوري اسلامي با كشورهاي جنبش عدم تعهد، سخت در هراس است. 3- مبارزه اقتصادي: تشكيل بورس مشترك و واحد پولي مشترك و صندوقهاي پولي مشترك ميتواند علاوه بر افزايش ارز زمينهاي براي مقابله با استكبار فراهم كند. در عهد كنوني، انقلاب اسلامي ايران نقطهي اوج استكبارستيزي تلقي ميشود كه توانسته در عرصههاي مختلف منافع استكبار را به خطر اندازد. پيام ظلمستيزي و مقابله با استكبارِ امام خميني (ره) مستضعفان جهان را بيدار كرده و آنها را به قيام عليه مستكبران دعوت كرده و به فرمودهي امام (ره) اين قيام استكبارستيزانه تا پيروزي كامل مستضعفان ادامه دارد و تا بانك لااِلهَالاالله و محمّد رسولالله بر جهان طنين نيفكند و تا زماني كه مستكبرين وجود دارند، اين قيام و مبارزه ادامه دارد. (امام، صحيفه نور، ج 11، 266) و اين امري است كه وعدهي آن در قرآن داده شده است و زمين به وارثت مستضعفين خواهد رسيد. (قصص/ 5)
فهرست منابع و مآخذ:
قرآن كريم
نهجالبلاغه (دشتي- شهيدي)
1- دهخدا، علياكبر، لغتنامه، جلد 2، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ اول، 1372
2- زرشناس، شهريار، واژهنامه فرهنگي، سياسي، تهران، كتاب صبح، چاپ اول، 1382
3- [امام] خميني، روحالله، صحيفه نور، جلد 11، تهران، چاپخانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، 1361
4- [امام] خميني، روحالله، صحيفه امام، جلد 1، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، چاپ سوم، 1379
5- خرمشاهي، بهاءالدين، فرهنگ اصلاحات علوم و تمدن اسلام (فارسي- انگليسي)، بنياد پژوهشي آستان قدس رضوي، چاپ اول، 1370
6- رهبر، محمدتقي، استكبار و استضعاف از ديدگاه قرآن، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، چاپ اول، 1362
7- [علامه] طباطبايي، الميزان، جلد 12، قم، مؤسسه مطبوعاتي اسماعيليان، بيتا
8- طبرسي، مجمعالبيان، جلد 6، ترجمه احمد ؟ ، تهران، مؤسسه انتشاراتي فرهاني، چاپ اول، 1350
9- قاضيزاده، كاظم، انديشههاي فقهي- سياسي امام خميني، تهران، مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري، چاپ اول، 1377
10- قريب، محمّد، فرهنگ لغات قرآن (جلد دوم)، تهران، انتشارات بنياد، چاپ اول، 1362
11- مهدوي، اصغر، استكبار از ديدگاه قرآت و عترت، پاياننامه كارشناسي ارشد دانشگاه امام صادق (ع)، 1369
12- نجفي، موسي، تعامل ديانت و سياست در ايران، تهران، بنياد مطالعات تاريخ معاصر ايران، بنياد مستضعفان و جانبازان، چاپ اول، 1378
13- استكبار و استضعاف از منظر امام خميني، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، چاپ اول، 1381