چاووش خوانی
چاووشخواني، خواندن اشعار مذهبي با صدايي رسا و آهنگين در ستايش پيامبر (ص) و خاندان او در پيشاپيش زائران.
كلمة چاووش[1] تركي و به معناي فرماندة لشكر و سرپرست قافله است.1و2 اين نوع اشعار را چاووشي3 و خواننده آن را چاووش4 يا چاووشخوان مينامند. چاووش در تمام طول راه سفر زيارتي پيشاپيش زائران حركت ميكند و برنامهريزي و مسئوليت سفر نيز به عهدة اوست.5 او عَلَمي سه گوش و سبز رنگ دارد كه روي آن معمولاً تصاويري از زيارتگاهها و شعاری مناسب حال نقش شده است. چاووش عَلَم را در محلهاي عمومي نصب و يا بر دوش گرفته با خواندن اشعاري مردم را به سفر زيارتي6 دعوت ميكند. او اگر سيّد باشد پارچهاي سبزرنگ به دور گردن و در غير اين صورت شالي سياه رنگ بر خود ميپيچد.7 چاووش به جز صداي خوش بايد حافظهاي قوي نيز داشته باشد، مراسم زیارت و دعاها را بداند و جادهها و زيارتگاهها را بشناسد. پس از پايان اعمال زيارت و در مراجعت زایران، او قبل از ديگران باز ميگردد تا خبر ورود زائران را به خانوادهای ايشان برساند. معمولاً خانوادة زائران پس از شنيدن خبر هديهاي نيز8 به او ميدهند.
امروزه اين حرفه همچون گذشته متداول نيست و فقط در سفرهاي زيارتي اشعاري به مناسبت خوانده ميشود.
اين مقاله تلخيصي است از مقالة چاووش خواني، مريم ميرفخرائي، در دايرةالمعارف كودكان و نوجوانان، ج 11، 1384.
مآخذ:
1- شفيعي كدكني، محمدرضا. اسرارالتوحيد في مقامات الشيخ ابي سعيد محمد بن منور. تهران: 1366، ج 2، ص 639.
2- استرآبادي، مهدي. (سنگلاخ)، روشن خياوي. 1374، ذيل چاووش.
3- فرهنگنامه ادبي فارسي، دانشنامه ادب پارسي. ج 2، تهران: 1376، ذيل چاووشي.
4- دبيرسياقي، محمد. مقالات دهخدا. ج 1، تهران: 1358، ص 275.
5- دالماني، هانري رنه. از خراسان تا بختياري. ترجمة غلامرضا سميعي، تهران: 1378، ج 1، ص 260.
6- عناصري، جابر. درآمدي بر نمايش و نيايش در ايران. تهران: 1366، ص 136.
7- يوسفي، غلامحسين. «چاووش»، ماهنامة فرهنگي و هنري كلك. ش 14-15، 1370.
8- ايرانيكا. ذيل cavoš.
مریم میرفخرایی
[1]. cavoš