خیشخانه
خيشخانه، کلیهخانه یا خیمة مخصوص خنک کنندة هوا.
خشیشانه كهنترين شيوة ابداعي در گرمازدایی و تهوية فضاي خانه در معماري ايران بوده است. واژة خيش صورت ديگر واژة فارسي كيش و به معناي پارچة كتاني ستبر و خشن است. پردهاي از اين پارچه را معمولاً از سقف فضاي تابستاننشين خانهها ميآويختند و با ريسماني كه به آن بسته شده بود، آن را به حركت در ميآوردند تا باد برخاسته از آن فضاي نشيمن را تهويه و خنك كنند. گاهي خيش را خيس ميكردند تا هواي خنكتري در هوا بپراكند.1 خانههايي كه بر سقفشان خيش نصب كرده بودند و اتاقهاي خيشدار را خيشخانه ميناميدند.2
خيشخانه به شكلهاي گوناگون آن احتمالاً از پيش از دورة اسلامي در ايران كاربرد داشته است. در سدههاي آغازين دورة اسلامي، طبقات بالاي اجتماعي در خانههاي تابستانی خود فضايي را به خيشخانه اختصاص ميدادند.3 ابنبطلان (د. 455ق/ 1063م) به خيشخانه در خانههاي ساخته شده در نشيب كوه كه تابستانهايي سخت گرم داشت، اشاره ميكند.4 خيشخانه انواع مختلف داشت كه معروفترين آنها عبارت بودند از:
1. خَشَنخانه، كلبة تابستانيِ برآمده و ساخته شده با خارشتر يا ني (خَشَن) در كنار نهر يا جوي آبي كه پيوسته با آب جوي آن را مرطوب نگه ميداشتند.5 در مناطق گرم ايران، به ويژه در سيستان و بلوچستان، كومههاي كَپَري را كه براي تهويه ميساختند «خارخانه» و «آدوربند» (آدور: خارشتر) ميناميدند.6 پيرنيا به «كلبه» يا «دارآفرين» هايي كه پيرامون آن را مانند خارخانه با بوتههاي خار يا سفال ميپوشاندند و با دست به آن آب ميپاشيدند اشاره ميكند.7 2. خيشخانة خيمهاي، چادري كه دورادور درون آن را شاخه و برگ درخت ميچيدند و بالا ميآوردند و آن را پيوسته با آب مرطوب نگه ميداشتند تا با گذر باد از منافذ چادر به شاخ و برگهاي خيس شده هواي برخاسته از آنها درون خيمه را خنك کند.8 3. گُنبد خيش، يا قُبَّةُالخيش، خيشي كه درون گنبد بامخانه ميآويختند و آن را با پاشيدن آب خيس ميكردند.9 گُنبَد خيش شكل تحول يافتة خيش يا بادزن سقفي بود كه در خانههاي طبقات مرفه به كار ميرفت.10 در خانة عضدالدولة ديلمي (338- 372ق/ 949- 982م) پيشرفتهترين نوع قبةالخيش را به كار برده بودند. اين گنبد خيش با آب كاريزي كه بر پشت بام خانهها روان بود خيس ميشد.11 مسعود غزنوي (حك. 421- 432ق/ 1030- 1040م) نيز در كوشكِ باغ عدناني خود در هرات از اين نوع قبةالخيش استفاده ميكرد.12 سلطان محمود نيز در هواي گرم تابستان خواب نيم روزي قيلوله را ظاهراً در اين نوع خيشخانهها ميگذراند.13 4. خيش ديواري، كلبهاي كه بر ديوارهاي داخل آن نمد ميآويختند و يك لولة آب سوراخ سوراخ مشبك را از بالاي نمدها به طور افقي ميگذراندند. آب از سوراخهاي لوله بر نمدها ميريخت و با وزش باد بر نمدها هواي خنك و مطبوع در فضاي خانه پخش ميشد.14
مآخذ:
1. طبيبهروي، محمد بن يوسف. بحرالجواهر. تهران: 1288ق، ذيل «خيش»؛ خلفتبريزي، محمدحسين. برهان قاطع. به كوشش محمد معين، تهران: اميركبير، 1361، ذيل «خيش»؛ نيز مناظراحسن، محمد. زندگي اجتماعي در حكومت عباسيان. ترجمة مسعود رجبنيا، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 1369ش، 220.
2. بلوكباشي، علي. «خيشخانه: ابتداييترين شكل و وسيلة تهوية مطبوع در تاريخ معماري ايران»، فصلنامة معماري و فرهنگ. تابستان 1378ش، س1، ش1، ص80.
3. همو، ص82.
4. ابنبطلان، مختار. تقويمالصحّه (ترجمة فارسي). به كوشش غلامحسين يوسفي، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1350ش، ص168.
5. خلفتبريزي، همانجا، ذيل «خشنخانه».
6. باستانيپاريزي، ابراهيم. از پاريز تا پاريس. تهران: اميركبير، 1357ش، ص347.
7. پيرنيا، محمدكريم. «بادگير و خيشخانه»، باستانشناسي و هنر ايران. تهران: 1348ش، ش4، ص49، حاشية 3.
8. خلفتبريزي، ذيل «خيشخانه»؛ پادشاه، محمد. آنندراج. به كوشش محمد دبيرسياقي، تهران: 1335- 1336ش، ذيل «خيشخانه»، داعيالاسلام، محمدعلي. فرهنگ نظام. تهران: دانش، 1362ش، 2/626؛ نيز: متز، آدام. تمدن اسلامي در قرون چهارم هجري. ترجمة علي ذكاوتي قزاگزلو، تهران: 1362ش، 2/120.
9. ثعالبي، عبدالملك. لطائف المعارف. ترجمة اكبر شهابي، مشهد: 1368ش، ص66.
10. بلوكباشي، همانجا. ص83.
11. مقدسي، محمد. احسنالتقاسيم. ترجمة علينقي منزوي، تهران: شركت مؤلفان و مترجمان ايران، 1361ش، 2/669.
12. بيهقي، ابوالفضل. تاريخ بيهقي. به كوشش علياكبر فياض و قاسم غني، تهران: 1324ش، ص121.
13. نظامالملك. سيرالملوك. به كوشش هيوبرك د، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 13ش، ص113.
14. Mazahéri, A., La vie quotidience des Musulmans au moyen àgs. Paris, 1951, 88.
علی بلوکباشی