لَک
لَك، نام شاخهاي از كُردهاي پراكنده در سرزمين لرستان.
لك واژهاي هندي است كه وارد زبان فارسي شده و به معناي صد هزار است.1 برخي معتقدند چون شمار نخستين گروه از كردهاي كوچنده به لرستان صد هزار نفر بود، آنها را لك ناميدند. دربارة لُر يا كُرد بودن لكها اختلاف نظر وجود دارد: برخي مانند بدليسي، اُمان و رابينو لكها را غير لر و اصلاً كرد ميدانند. خاستگاه اصلي لكها را سرزمينهاي شمالي كردستان دانستهاند كه در زمان شاه عباس اول براي حمايت از واليان كرد لرستان به سرزمين لرستان كوچانده شدند.2
لكها به ايلات و طوايفي مانند سِلْسِله، دِلْفان، طَرْحان اَمرايي، بِيْرانْوَند، دالْوَند زند، مافي، باجَلان و... تقسيم ميشوند.3
لكها در نواحي شمال و شمال باختري لرستان و در دشتهاي الشتر و خاوه و مناطق سلسله و دلفان، ناحيه سمت چپ صَيْمَرَه و اطراف خرمآباد پراكندهاند. همچنين گروههايي از لكها نيز در مناطق خارج از لرستان مانند كرمانشاه زندگي ميكنند.
گويش لكها شاخهاي از زبان كردي است.4 برخي گويش لكها را اصلاً كرمانجي ميدانند كه در اثر مجاورت با لرها و در آميختن واژگان لري با كُرْمانجي، گويش آنها به لكي تحول يافت. در اوايل سدة اخير شمار خانوارهاي برخي طوايف اصلي لك مانند سلسله، دلفان، طرحان و... را 26820 خانوار تخمين زدهاند.5
لكها اكثراً پيرو اهل حق هستند.
تلخيص از مقاله Encyclopedia of Islam, "Lak"
Vol, V, Leiden, Brill, 1986, 616-617.
نوشتة ولاديمير مينورسكي V.Minorsky
مآخذ:
1. برهان قاطع. ذيل «لك» 3/1900.
2. بدليسي، امير شرف خان. شرفنامه. به كوشش محمد عباسي. تهران: 1343، ص 323.
O.mann, Die Mundarten derlun-stümme, Berlin, 1910 , P. xxii – xxIV; Rabino, "Les tribus du Luristan" , Revue du Monde Musulman, 1916.
3. شيرواني، زينالعابدين. بستان السياحة. تهران: بي تا، ص 522؛ ,O.mann همانجا.
4. O.mann, "skizzed. Lur Dialeket", SBAK, Wien, 1904. P. 1173-94.
5. رابينو و اُمان. Die Munderten…، همانجا.
ولادیمیر مینورسکی
تلخیص معصومه ابراهیمی