پرش به محتوا

موزه مردم شناسی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۱ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۰۵:۴۵ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «در سومين جلسة مجلس مشورتي نهضت معارفي روزگار پهلوي اول كه در ششم اسفند 1314 تشكيل شد، دكتر هاز استاد دانشكدة ادبيات دانشگاه تهران ضرورت تأسيس «موزة انسان‌شناسي» را مطرح كرد<sup>1</sup> و در سخناني زير عنوان «وظايف موزة انسان‌شناسي»، سازمان و وظايف...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

در سومين جلسة مجلس مشورتي نهضت معارفي روزگار پهلوي اول كه در ششم اسفند 1314 تشكيل شد، دكتر هاز استاد دانشكدة ادبيات دانشگاه تهران ضرورت تأسيس «موزة انسان‌شناسي» را مطرح كرد1 و در سخناني زير عنوان «وظايف موزة انسان‌شناسي»، سازمان و وظايف موزه را بيان داشت.2 در 1315 طي متحدالمال‌هايي از رؤساي معارف و اوقاف استان‌هاي مختلف گردآوري و ارسال اشياء مورد نياز موزه خواسته شد.3 همچنين نقشة موزة نژادشناسي وابسته به «مؤسسة نژادشناسي» تدوين گرديد. در طرح ياد شده موزه به دو قسمت «اشياء مرئي» و «آرشيوها» تقسيم شده بود.4 در پائيز 1316 كه اساسنامة «مؤسسة مردم‌شناسي» به تصويب شوراي عالي معارف رسيد، «موزه» نيز در آن پيش‌بيني شده بود.5 مؤسسة مردم‌‌شناسي و موزة آن كمي بعد به «بنگاه مردم‌شناسي» تغيير نام داد. بنگاه مردم‌شناسي به كار موزه رونق بخشيد و افرادي براي گردآوري اشياء مورد نياز روانة شهرستان‌ها كرد و مواد لازم را فراهم ساخت.6 بنگاه و موزة مردم‌شناسي شمارة 9 مجلة آموزش و پرورش را به «ويژه‌نامة مردم‌شناسي» اختصاص داد كه دكتر هاز مقاله‌اي به نام «موزه‌هاي بزرگ اتنوگرافي» در آن‌جا به چاپ رساند. اين ويژه‌نامه در بردارندة سلسله سخنراني‌هايي بود كه در محل موزه و بنگاه مردم‌شناسي ايراد شدند.7 موزة مردم‌شناسي در دهة 20 به فعاليت خود ادامه داد و تا 1328 توانست مجسمه‌هايي براي نمايش لباس اقوام ايراني بسازد و بسياري از ابزار زندگي روزمرة طبقات مختلف جامعة ايران در روزگار قاجار و پهلوي را گردآوري، طبقه‌بندي و به نمايش بگذارد.8 در 1329 به «ادارة كل هنرهاي زيبا» پيوست و «ادارة موزه‌ها و فرهنگ عامه» نام گرفت كه در سال‌هاي بعد تا سطح «ادارة كل» ارتقا يافت.9 علي هانيبال محقق روسي الاصلي كه پس از انقلاب بلشويكي به ايران آمد، در دهه‌هاي 20 و 30 به كار موزة مردم‌شناسي و گرد‌آوري فرهنگ عامه رونق بخشيد و «مجلة مردم‌‌شناسي»* را منتشر كرد.10 ادارة كل هنرهاي زيبا در 1338 – 1343 موزه‌هاي مردم‌شناسي قزوين، گرگان، آبادان و تبريز را تأسيس كرد11 1343 كه وزارت فرهنگ و هنر تشكيل شد، موزة مردم‌شناسي هم به اين وزارتخانه منتقل گرديد و تا 1352 وابسته به ادارة كل باستان‌شناسي و فرهنگ عامه بود ولي در اين سال به «ادارة كل موزه‌هاي» وزارت فرهنگ و هنر انتقال يافت و تا انقلاب اسلامي به فعاليت خود ادامه داد.12 پس از انقلاب اسلامي موزه‌هاي مردم‌شناسي در سازمان ميراث فرهنگي كشور ساماندهي شدند و امروزه موزة مردم‌شناسي در مجموعة كاخ گلستان فعاليت مي‌كند. همچنين در بيشتر شهرستان‌هاي كشور موزة مردم‌شناسي برپاست.


مآخذ:

1.    تعليم و تربيت. ش1، فروردين 1315، ص27.

2.    همان. ص94- 97.

3.    تعليم و تربيت. ش3، خرداد 1315، ص241-242.

4.    همان.ص242-245.

5.    تعليم و تربيت. ش9 و 10، آذر و دي 1316، ص583.

6.    آموزش و پرورش ش9، آذر 1317، ص 6.

7.    همان.

8.    آموزش و پرورش ش10، تير 1328، ص34.

9.    دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي فرهنگي وزارت فرهنگ و هنر، تاريخچة وزارت فرهنگ و هنر. تهران: معاونت طرح و بررسي‌هاي وزارت فرهنگ و هنر 1357، ج1، ص22؛ ايران در عصر پهلوي (پيشرفت‌هاي فرهنگي و هنري)، تهران: واحد طرح و بررسي‌هاي سازمان نمايشگاه‌هاي بين‌المللي ايران 1355، ج3، ص856.

10.  خليقي، محمود. «مقدمه». مردم‌شناسي و فرهنگ عامه. ش1، تابستان 1354، ص13؛ افشار، ايرج. «هدايت و نظام گرد‌آوري فرهنگ مردم ايران از زبان ايرج افشار». فرهنگ مردم، سال 2، ش1، بهار 1382، ص13-14.

11.  ايران در عصر پهلوي (پيشرفت‌هاي فرهنگي و هنري)، ج3، ص862.

12.  دفتر مطالعات و برنامه‌ريزي فرهنگي وزارت فرهنگ و هنر، تاريخچة وزارت فرهنگ و هنر. ج1، ص23-31، 118.


حمیدرضا دالوند