شب یلدا
شب يلدا، نام آخرین شب پائيز و شب اول زمستان كه بلندترين شب در تمام سال است و از آن پس شبها كوتاه و روزها بلند ميشوند.
در گذشته ايرانيان چند آغاز سال داشتند كه يكي از آنها روز اول ديماه بود كه پايان يك دور زماني كيهاني و آغاز دور زماني ديگر را با آمدن زمستان نشان ميداد.1 اين شب را شب زادروز ايزدمهر يا ميترا2 و ميلاد دوبارة خورشيد، نمادمهر، ميدانستند.3 بيروني يلدا، شب آغاز فصل زمستان (انقلاب شَتَوي) را «ميلاد اكبر» و آن را مطابق با بيست و پنجم كانون اول (ماه سوم سُرياني) و در مذهب روميان «عيد ميلاد مسيح» آورده است.4 شب يلدا با شب آغاز چلّة بزرگ زمستان مطابقت دارد و مردم به سنّت كهن اين شب را تا پاسي از نيمه گذشته، و گاهي تا بامداد، گرد هم در پاي خوان «مَيْزَد» يا «شبچره» بيدار مينشينند. سفرة مَيْزَد یا شبچره را ایرانیان در مناطق مختلف با مجموعهاي از خوراكيها و تنقلات تابستاني و پائيزي مخصوص محل خود، به ويژه انار و هنداونه، میآرایند و با خوردن ميوه و آجيل و قصهگويي و تفألزني5 با شعر حافظ ميكوشند تا شومي و نحسي و نامباركي اين شب بلند6 را با بيدار ماندن و شكستن كمر ديو تاريكي با طلوع خورشيد زمستاني، از خود و محيط زندگي خود دور سازند.7
مآخذ:
1. بلوكباشي، علي. «ضيافتي روحاني بر سر خوان نوروزي». ماهنامة حافظ. فروردين 1384، ش13، ص5.
2. پورداود، ابراهيم. يشتها. تهران: طهوري، 1347، 1/420؛ فرهوشي، بهرام. جهانفروري. تهران: كاريان، 1364، 116؛ بلوكباشي، همانجا.
3. بيروني، ابوريحان. آثارالباقيه. ترجمة اكبر داناسرشت، تهران: 1363، 384، 453.
4. فرهوشي، همان. 115؛ بلوكباشي، همانجا.
5. خلفتبريزي، محمدحسين. برهان قاطع. تهران: اميركبير، 1361، 4/2448.
6. يادداشت مؤلف. نيزنكـ: فرهوشي، همان. 113- 119؛ انجويشيرازي، ابوالقاسم. جشنها و آداب و معتقدات زمستان. تهران: اميركبير، 1352، 1/18- 28.
علی بلوکباشی