پرش به محتوا

ایران اشكانی، دین

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۰۰:۴۹ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''ايران اشكاني، دين'''، آگاهي‌هاي موجود دربارة دين در عصر اشكانيان اندك، و از اين رو، اظهار نظر قطعي در اين باره دشوار است. در دوران اشكاني، عقايد ديني ايرانيان با اديان خارجي در آميخت، اما تأثير يوناني‌گرايي (هلنيسم) بر آن قوي‌تر بود.<sup>1</sup>...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

ايران اشكاني، دين، آگاهي‌هاي موجود دربارة دين در عصر اشكانيان اندك، و از اين رو، اظهار نظر قطعي در اين باره دشوار است. در دوران اشكاني، عقايد ديني ايرانيان با اديان خارجي در آميخت، اما تأثير يوناني‌گرايي (هلنيسم) بر آن قوي‌تر بود.1

با اينكه روزگار اشكانيان دورة تسامح ديني بود، احتمالاً خود ايشان زرتشتي بوده‌اند.2 هر چند مداركي دربارة زرتشتيگري اشكانيان وجود دارد، اين اسناد به سرزمين اصلي ايران تعلق ندارد و بيشتر به سرزمين‌هاي مجاور، مانند ارمنستان و آسياي صغير مربوط مي‌شود.3 اين احتمال هست كه كمبود اطلاعات دربارة دين عصر پارتيان، به سبب تبليغات منفي ساسانيان در اين باره بوده باشد.4 به روايت متن پهلويِ دينكرد*، ولاش (اول ؟) اشكاني فرمان داد تا اوستا* و زند را كه اسكندر مقدوني پراكنده كرده بود، گردآوري كنند.5 با وجود اين، اسناد به دست آمده از شهر نِسا نشان مي‌دهد كه پارتيان پيش از اين تاريخ نيز زرتشتي بودند. مردم نسا در عصر اشكاني تقويم زرتشتي را به كار مي‌بردند كه نام‌هاي زرتشتيِ ماه‌ها و روزها در آن ديده مي‌شود.6

مطالب ذكر شده در منابع يوناني و رومي نيز اعتقاد به آئين زرتشت را در عصر اشكانيان تأييد مي‌كند. بر اين اساس، ايرانيان مردگان خود را در فضاي باز قرار مي‌دادند و سپس استخوان‌ها را در اَستودان جاي مي‌دادند. همچنين، آتش جاودان در شهر آساك نگهداري مي‌شد.7

گزارش مربوط به سفر تيرداد، شاهزادة اشكاني به روم نيز نشان مي‌دهد كه وي به سبب پرهيز از آلودن آب، سفر دشوار زميني را برگزيد.8 روايت بعضي از اين دسته نويسندگان نيز، شاهدي است بر اين كه بسياري از آئين‌هاي موجود در «ونديداد» در زمان اشكانيان اجرا مي‌شده است.9

شواهدي از پرستش مهر* نيز در عصر اشكاني در دست است.10

مآخذ:

1-    دوشن ـ گيمن، ژاك. دين ايران باستان. ترجمة رويا منجم، تهران: فكر روز، 1375، ص 273؛ نيولي، گراردو. زمان و زادگاه زرتشت. ترجمة سيد منصور سيد سجادي، تهران: آگه، 1381، ص 280.

2-    بويس، مري. چكيدة تاريخ كيش زرتشت. ترجمة همايون صنعتي‌زاده، تهران: صفي عليشاه، 1377، ص 207-208؛

Boyce, M. Zoroastrianism, its Antiquity and Constant Vigour. New York: Mazda, 1992, P. 133.

3-    ويزهفر، يوزف. ايران باستان. ترجمة مرتضي ثاقب‌فر، تهران: 1377، ص 188.

4-    نيولي. همانجا؛ فراي، ريچارد. ميراث باستاني ايران. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: علمي و فرهنگي، 1377، ص 320.

5-    دوشن ـ گيمن. همان. ص 273؛ همو، «دين زرتشت»، تاريخ ايران كمبريج. ترجمة حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1377، ج 3 (2)، ص 293؛

Duchesne – Guillemin, J. «Zoroastrian Religion», P. 867.

6-    دوشن ـ گيمن. همان. ص 294؛ فراي. همان. ص 323.

7-    كالج، ملكوم. پارتيان. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: سحر، 1357، ص 89-90؛ ويزهفر، يوزف. همان. ص 188-189؛ بويس، مري. زردشتيان، باورها و آداب ديني آن‌ها. ترجمة عسكر بهرامي، تهران: ققنوس، 1381، ص 116، 120-122؛

Boyce, M. Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, PP. 90-91.

8-    كالج. همان. ص 90.

9-    فراي. همان. ص 323.

10-  دوشن ـ گيمن. همان. ص 276.