موسیقی مطربی
موسيقي مطربي، موسيق مردمي (فولك) شهري كه در جشن و عروسي و شادماني كاربرد داشته است.
در گذشته واژة مطرب معناي موسيقيدان را به نوازده و خواننده از صنف و دستهاي اصلاق ميكردهاند و اصطلاح «موسيقي مطربي» براي تعيين يك موسيقي خاص وجود نداشته است. از اواخر دورة قاجار، موسيقيدانان معتبر از اين كه خود را مطرب بنامند اجتناب ميكردند از اين رو مطرب به موسيقيدانان مخصوص جشن و مراسم شادماني و نوازندگان دورهگرد (لوطيها)* اطلاق و موسيقي آنها نيز، به تبع آن، موسيقي مطربي ناميده شد و اصطلاح «موسيقي مطربي» جنبة ارزشگذاري و تحقيرآميز داشت.1
چگونگي موسيقي مطبي تا اواخر دورة قاجار اطلاع چنداني در دست نيست، وليكن ميتوان گفت كه اين موسيقي همواره، در عين وفاداري به نظام موسيقي ايراني، عمدتاً از اقسام سبك موسيقي ايراني بوده و از تصنيف و رنگ، بهره ميگرفت. همچنين احتمال دارد كه موسيقي مطربي با سبك اجرا خود را از موسيقي جدي متمايز ميكرده است.
در اوايل قرن 14 هجري شمسي نوعي موسيقي مردمي شهري مخصوص جشنها پديد آمد كه آن را بر روي حوض خانهها كه تختهپوش كرده بودند اجرا ميكردند و به همين سبب آن را «موسيقي روحوضي» و نمايندگان آن را «مطرب روحوضي ميناميد. اصطلاح «موسيقي مطبي» به معني اخص كلمه به همين «موسيقي روحوضي» رجوع دارد.
مطربهاي روحوضي وارث مطربهاي مردانة دوره قاجار بودند و ليكن از نظر اهميت شيوة سازماندهي، نوع مخاطب و احتمالاً تا حدودي از نظر موسيقياي كه اجرا ميكردند با پيشينيان خود تفاوت داشتند. اگر در دورة قاجار دستههاي مطربي زنانه اعتبار بيشتري از دستههاي مطربي مردانه داشتند و مركز اصلي كارشان جشنها در محافل زنان و اندروني خانهها بود، سنت تازة روحوضي دستههاي مطربي مردانه را بر دستههاي زنانه برتري داد و مركز كار مطربان را به فضاي عمومي و در حياط منازل برد.2
هين حال موسيقيدانان دستههاي مطربي دورة قاجار استقلال خود را از دست دادند و در سنت روحوضي مطربان به اهل نمايش وابسته شدند. در اين سنت، سازمان دهندگان و چهرههاي محوري دستهها از اهل نمايش بودند و موسيقيدانان در درجة دوم اهميت داشتند.3 گفتني است كه اصطلاح مطرب روحوضي نه فقط به موسيقيدانان بلكه به اهل نمايش در اين دستهها نيز اطلاق ميشد. مطربهاي روحوضي در دستههاي بزرگ با سردستههايي كه عمدتاً اهل نمايش بودند يا دستهها را اداره ميكردند، متشكل و به نام سردستهها مشهور شدند. دستهها براي گرفتن سفارش ابتدا در مكانهايي مانند .......... كه پاتوغ آنها بود اجتماع ميكردند. سپس بيشتر آنها به محلة سيروس روي آورند و در بنگاههاي شادماني استقرار يافتند و به فعاليت پرداختند.
پرتوار موسيقي مطربي، به معني واقعي كمله را ميتوان زير مجموعه و پرتوار موسيقي مطربها بشمار آورد. موسيقي مطربها افزون بر موسيقي مطربي، انواع مختلف موسيقي، از ترازهاي محلي، ترانههاي راديويي و پيشپردهها گرفته تا ترانههاي اندروني، ترانههاي كافهاي و مانند آنها را در سير تحول روحوضي به مجموعة خود وارد كرده است و پرتوار موسيقي مطربي به رِنگها، تصنيف- رِنگها و (ضربيها) فكاهي محدود ميشود. از رِنگها و تصنيف- رنگهاي مشهور اين موسيقي، ميتوان به رنگ مَوُ (يا مَوو، رنگ مات (يا محسبه) رنگ بوده- كردي. تصنيف- رنگهاي باباكرم و مباركباد اشاره كرد. ضربيها را در اصل روي ملودي واحدي و عمدتاً در دستگاه همايون و بر روي اشعال فكاهي ميخواندند.
برنامة دستههاي مطرب روحوضي در دو قسمت اجرا ميشد: قسمت اول از حدود ساعت 6 بعد از ظهر تا 12 شب كه به مطربهاي موسيقيدانان در قصندگان اختصاص داشت و قسمت دوم از نيمه شب (پس از صرف شام) تا ساعت 4 يا 6 صبح كه در اين زمان اهل نمايش هنرنمايي ميكردند. از ميان چهرههاي سرشناس مطربهاي روحوضي ميتوان به نامهاي ذبيحالله ماهري، سيد حسين يوسفي، مهدي مسري (از نمايشها) و اصغر كردبچه، سيون بخشي و علي رباني (از موسيقيدانان) اشاره كرد.
[اطلاعات اساساً از طريق كار ميداني و در جريان گفتگو با مطربهاي سالخورده كسب شده است]
منابع:
1- ساسان فاطمي،«مطربها، از صفويه تا مشروطيت (1)»، در فصلنامهي موسيقي ماهور شماره شماره 12، تابستان 1380. صص 27 و 28.
2- ساسان فاطمين، «شكلگيري روحوضي و تحول سنت مطربي»، در فصلنامهي موسيقي ماهور، شماره 18، تابستان 1381. صص 130- 128.
3- بهرام بيضايي، نمايش در ايران. تهران: انتشارات روشنگران و مطالعات زنان. 1379. صص 184- 179.
ساسان فاطمی