پرش به محتوا

ایران ساسانی، دین

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۰۰:۵۰ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''ايران ساساني، دين'''، با روي كار آمدن ساسانيان در ايران، آئين زرتشتي دين رسمي كشور شد كه از ويژگي‌هاي حكومت ساساني است. ساختار حكومت ساسانيان<sup>*</sup>، بر اساس اتحاد دين و دولت بوده است. ساسانيان از خانداني روحاني برخاستند. ساسان، جدّ بزرگ اين...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

ايران ساساني، دين، با روي كار آمدن ساسانيان در ايران، آئين زرتشتي دين رسمي كشور شد كه از ويژگي‌هاي حكومت ساساني است. ساختار حكومت ساسانيان*، بر اساس اتحاد دين و دولت بوده است.

ساسانيان از خانداني روحاني برخاستند. ساسان، جدّ بزرگ اين خاندان، هيربَد آتشكدة اَناهيتا در استخر پارس بود.1 با اينكه اردشير بابكان*، مؤسس سلسلة ساساني در 224م بر اشكانيان پيروزي يافت، استقرار قطعي قدرت ساسانيان بي درنگ به دست نيامد. در واقع، اردشير كه براي غلبه بر آشفتگي‌هاي موجود، تصميم به ايجاد وحدت و تمركز در سراسر كشور گرفته بود، استقرار يك آئين رسمي و اتحاد ميان دين و دولت را لازم ديد. بدين ترتيب، اردشير براي تثبيت حكومت خويش، از تبليغات ديني نيز بهره برد.2

بر اساس متن پهلويِ دينكرد، يكي از اقدام‌هاي اردشير بابكان* گردآوري و تنظيم اوستا* بود كه به دست هيربدانْ هيربدوي، تَنسر (توسر) انجام گرفت. وي نخستين روحاني زرتشتي عهد ساساني است كه نامش در متن‌هاي تاريخي آمده است.3 به اين ترتيب، اردشير با دادن اختياراتي به تنسر و ديگر روحانيان زرتشتي، سلطنت خود را با حمايت اهل دين مربوط ساخت.4

در اوايل عصر ساساني، اصلاح گاهشماري زرتشتي انجام شد. همچنين، ساسانيان استفاده از تنديس را در آيين‌هاي ديني ممنوع كردند و در بناهاي مقدس به جاي شمايل، آتش مقدس نشاندند.5 سپس شاپور اول فرمان داد تا بخش‌هايي از اوستا دربارة پزشكي، نجوم، حكمت و بلاغت را كه در سرزمين‌هاي ديگر پراكنده شده بود، گردآورده، به اوستا بيفزايند.6

دومين روحاني بزرگ عصر ساساني كردير (كرتير) بود كه تثبيت نفوذ دستگاه ديني زرتشتي در دورة ساساني با برآمدن وي عملي شد. وي كه در زمان شاپور اول لقب «هيربد» داشت، به تدريج قدرت ديني را در سراسر كشور به دست آورد. كردير دين‌هاي غير زرتشتي را در قلمرو ساسانيان به شدت سركوب كرد و نفوذ موبدان را توسعة بسيار بخشيد.7

دورة پادشاهي نَرسه، مرحلة بردباري ديني در قلمرو ساسانيان بود. اين تسامح تا فرمانروايي شاپور دوم ادامه يافت. در اين روزگار، رسمي شدن مسيحيت در امپراتوري روم (313م) و حمايت امپراتور روم از مسيحيان ايران، سبب شد كه دشمني مذهبي نيز ميان ايران و روم پديد آيد.

در نتيجه، سياست تعصب مذهبي ساسانيان و تعقيب و آزار اقليت‌هاي ديني، به ويژه مسيحيان در ايران شدت گرفت. در اين ايام، آذر بَدِ مارَسپندان، موبد بزرگ عصر شاپور دوم به تقويت دستگاه ديني زرتشتي پرداخت. به فرمان شاپور دوم، براي رفع اختلاف دربارة متن صحيح اوستا، شورايي به رياست آذربد مارسپندان تشكيل شد كه در آنجا، متن قطعي اوستا تصويب، و به 21 نَسك تقسيم گرديد.8

با كوشش‌هاي روحانيان بزرگ زرتشتي، مانند تنسر، كردير و آذربد مارسپندان سازمان ديني منظمي ايجاد شد. اين تشكيلات به تدريج به وجود آمد و ظاهراً پيش از ساسانيان وجود نداشت. به اين ترتيب، سلسله مراتب روحانيان زرتشتي نيز شكل گرفت. روحانيان طبقة فرودست «مُغ» ناميده مي‌شدند. مغي كه وظايف مهم‌تري به عهده داشت، «موبد» بود و روحاني بزرگ،«موبدانْ موبد» نام داشت. دستة ديگري از روحانيان «هيربد» خوانده مي‌شدند كه تشريفات مذهبي را انجام مي‌دادند و معلمان مدرسه نيز از اين دسته بودند.9

روحانيان زرتشتي در آتشكده‌ها، دعاها و اعمال ديني را انجام مي‌دادند. از ميان آتشكده‌هاي كشور، 3 آتشكده اهميت خاص داشت: «آذَرْ فَرْنْبَغْ» يا آتش روحانيان در كاريان فارس، «آذر گُشَسب» يا آتش جنگجويان و خاندان شاهي در شيز آذربايجان، و «آذر بُرزينْ مِهر» يا آتش كشاورزان در كوه ريوند نزديك نيشابور.10

به عقيدة بعضي از محققان، بسياري از پادشاهان ساساني، و حتي كردير و آذربد مارسپندان زُرواني* مذهب بوده‌اند. برخي ديگر، تاريخ ديني عصر ساسانيان را كشمكش ميان مزداگرايان و زروانگرايان دانسته‌اند. به هر حال، با اينكه زروانگرايي و مزداگرايي از نظر اعتقادي دو گرايش ديني محسوب مي‌شدند، از لحاظ عملي يكي بودند؛ چنان كه دربارة وجود آئين‌ها و يا دستگاه ديني جداگانة زرواني، شواهدي به دست نيامده است.11

گذشته از آئين زرواني كه شاخه‌اي از دين زرتشتي بود ـ ايران عصر ساساني شاهد دو حركت ديني مستقل نيز بود: دين مانوي* و دين مزدكي* كه هر دو سركوب و پيروانشان قلع و قمع شدند.


مآخذ:

1-    زرين‌كوب، عبدالحسين؛ زرين‌كوب، روزبه. «تاريخ سياسي ساسانيان»، تاريخ ايران باستان. ج 4، تهران: سمت، 1379، ص 6.

2-    همان. ص 11؛ زرين‌كوب، عبدالحسين. روزگاران ايران. ج 1، تهران: سخن، 1374، ص 171؛ بويس، مري. زرتشتيان، باورها و آداب ديني آن‌ها. ترجمة عسكر بهرامي، تهران: ققنوس، 1381، ص 131؛

Boyce, M. Zoroastrianism,Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, P. 101.

3-    كريستن سن، آرتور. ايران در زمان ساسانيان. ترجمة رشيد ياسمي، تهران: ابن سينا، 1351، ص 162؛ كولونين، ولاديمير. تمدن ايران ساساني. ترجمة عنايت‌الله رضا، تهران: نشر علمي فرهنگي، 1372، ص 132.

4-    زرين‌كوب، عبدالحسين. روزگاران ايران. ج 1، ص 177.

5-    براي تفصيل، نك: بويس. همان. ص 133-138؛ Boyce. Ibid. PP. 104-109 .

6-    كريستن سن. همان. ص 162؛ بويس. همان. ص 143؛ Boyce. Ibid. P. 113 .

7-    ويدنگرن، گئو. ماني و تعليمات او. ترجمة نزهت صفاي اصفهاني، تهران: نشر مركز، 1376، ص 54-59؛ تفضلي، احمد. «كرتير و سياست اتحاد دين و دولت در دورة ساساني»، يكي قطره باران. تهران: نشر نو، 1370، ص 730-733.

Widengren, G. Mani and Manichaeism. Tr. Ch. Kessler, London: Weidenfeld and Nicolson, 1965, PP. 38ff.

8-    پورداود، ابراهيم. خرده اوستا. بمبئي: 1310، ص 32-33؛ آموزگار، ژاله؛ تفضلي، احمد. اسطورة زندگي زرتشت. تهران: كتاب‌سراي بابل، 1375، ص 103؛ كريستن‌سن. ايران در زمان ساسانيان. ص 163، 327؛ روايات داراب هرمزديار. ج 1، بمبئي: بريتيش اينديا پرس، 1922م، ص 287-290.

9-    كريستن‌سن. همان. ص 138؛ موله، م. ايران باستان. ترجمة ژاله آموزگار، تهران: دانشگاه تهران، 1356،ص 96.

10-  كريستن‌سن. همان. ص 187-191.

11-  بويس. همان. ص 142-143، 149؛ دوشن ـ گيمن، ژاك. دين ايران باستان. ترجمة رويا منجم، تهران: فكر روز، 1375، ص 367-369؛ فراي، ريچارد. ميراث باستاني ايران. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: علمي و فرهنگي، 1368، ص 358؛ Boyce. Ibid. PP. 112, 118 .