ابوالحسن غفاری
ابوالحسن غفاري [ابوالحسن ثاني] 1229ق-1813م/1283ق- 1826)، نقاش، تصويرگر، از برجستهترين هنرمندان عهد ناصري، او بنيانگذار نخستين هنركده، و پيشگام هنر گرافيك در ايران به شمار ميآيد. ميتوان كار او را همچون پلي دانست كه پيكرنگاري درباري* را به نقاشي كمالالملك* ميپيوندد.1
او در كاشان متولد شد. در نوجواني به شاگردي مهرعلي* درآمد. با نقاشي تابلوي رنگ و روغني از چهرة محمدشاه (1258ق /1842م) در جمع نقاشان درباري پذيرفته شد. در حدود (1847م/ 1263ق) رهسپار سفر ايتاليا شد. در 3 يا 4 سالي كه در اين كشور اقامت داشت به رونگاري از تابلوهاي استادان اوج رنسانس پرداخت. بعد از بازگشت از سفر، نقاشباشي دربار ناصرالدين شاه شد.2 يكي از كارهاي مهم او در اين دوران نقاشي هفتپرده براي عمارت نظاميه بود. ميرزا آقاخان نوري اعتمادالدوله ـ جانشين اميركبيرـ در حدود (1270ق /1854م) سمت پائيني باغ و قصر نگارستان (جنوب ميدان بهارستان كنوني) باغ و عمارتي براي فرزندش، ميرزا كاظمخان نظامالملك احداث كرد. او از ميرزا ابوالحسن خان خواست كه به تقليد از صفسلام فتحعليشاه در كاخ نگارستان در قسمت بالاي تالار پذيرايي، تصويري از ناصرالدين شاه و شاهزادگان و... را نقاشي كند. اين تابلو كه در (1274ق /1858م) به پايان رسيد شامل 94 پيكره از رجال آن روزگار است. يكي ديگر از كارهاي سترگ او، تصوير كردن كتاب هزار و يك شب* بود. اين كتاب در شش جلد و مشتمل بر 1143 صفحه است.3 در (1277ق /1861م) رياست روزنامة «وقايعالتفاقيه» به او سپرده شد. او نام روزنامه را به «روزنامة دولت علية ايران» تغيير داد و آرم شير و خورشيد سر لوح روزنامه و تصوير رجال و بزرگان عهد ناصري را در هر شماره طراحي كرد. در (1277ق /1861م) ناصرالدين شاه لقب صنيعالملك را به او داد و اجازه يافت نخستين هنرستان دولتي نقاشي و چاپ را تأسيس كند (1277ق /1861م). تاريخ وفات او حدود (1283ق /1867م) است.3
پردههاي صنيعالملك كه پيش از سفر به اروپا، نقاشي شده است، نشان از مهارت او در اسلوبِ پرداز دارد. بعداً، با رونگاري از آثار استادان كلاسيك، تغيير در اسلوب و شيوة كار او پديد آمد. او با سايه روشن كاري ملايم و رنگآميزي غني آشنا شد و اصول و قواعد علمي طبيعت پردازي اروپايي را درك كرد. با اين حال او همواره كوشيد به تلفيقي تازه از سنتهاي تصويري اروپايي و ايراني دست يابد. او در چهرهنگاري واقعگرا، نه تنها در شبيهسازي خصوصيات ظاهري، بلكه در نماياندن حالات و سكنات و شخصيت مدل نيز دستي توانا داشت.2
از جمله آثار نقاشي او: حاج ميرزا آقاسي صدراعظم (1262ق/ 1845م)، خورشيد خانم (1259ق/ 1843م) شاهزاده عبدالصمد ميرزا و عزالدوله) و عمله خلوت در چمن سلطانيه (1276ق/ 1859م).
از جمله آثار چاپي او در روزنامه: چهرة حاجي آقا بابا حكيمباشي رشتي ملك الاطبا. مرگ درويشي كه به دروغ سوگند ياد كرد.
از جمله آثار تصويرگري: مرقع شكارگاه ناصرالدين شاه (1274- 1277ق/ 1857- 1860م) هزار و يك شب (1269ـ 1276ق/ 1852ـ 1859م).
مآخذ:
1. كريمزادة تبريزي، محمدعلي. احوال و آثار نقاشان قديم ايران (جلد اول). لندن: پرينت تودي، 1369.
2. پاكباز، روئين. دايرةالمعارف هنر. تهران: فرهنگ معاصر. 1378.
3. ذكاء، يحيي. زندگي و آثار استاد صنيعالملك. ويرايش و تدوين: سيروس پرهام، تهران: مركز نشر دانشگاهي: سازمان ميراث فرهنگي كشور، 1382.
علی بوذری