پرش به محتوا

ایران هخامنشی، دین

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۱ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۰۰:۵۱ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''ايران هخامنشي، دين،''' با وجود پژوهش‌هاي گوناگون و تقريباً پيوسته دربارة دين ايرانيان در عصر هخامنشي هنوز محققان در اين باره به عقيدة مشتركي دست نيافته‌اند، و اين موضوع همچنان پيچيده به نظر مي‌رسد. پراكندگي و تنوع منابع دين هخامنشيان باعث...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

ايران هخامنشي، دين، با وجود پژوهش‌هاي گوناگون و تقريباً پيوسته دربارة دين ايرانيان در عصر هخامنشي هنوز محققان در اين باره به عقيدة مشتركي دست نيافته‌اند، و اين موضوع همچنان پيچيده به نظر مي‌رسد. پراكندگي و تنوع منابع دين هخامنشيان باعث شده است كه نتيجه‌گيري‌هاي متضاد در اين باره مطرح شود. مهم‌ترين اين منابع عبارت‌اند از: كتيبه‌هاي پادشاهان هخامنشي، نوشته‌هاي مورخان يونان باستان، لوح‌هاي عيلامي تخت جمشيد، بعضي از نوشته‌هاي بابلي، عيلامي و آرامي، و مطالعات باستان‌شناسي.

در بحث از دين هخامنشيان نمي‌توان تصور كنوني از آئين زرتشتي را با آن روزگار تطبيق داد. افزون بر اين، از عصر ظهور زردشت (در فاصلة 1200-1000 ق‌م) تا بنيان‌گذاري شاهنشاهي هخامنشي (550 ق‌م) زمان بسياري گذشته و در نتيجه، در آن مدت دگرگوني‌هاي اجتماعي، فرهنگي وديني مهمي روي داده بود.1

هخامنشيان اهورا مزدا را به عنوان خداي برتر مي‌پرستيدند و به وجود ايزدان ديگر نيز اعتقاد داشتند؛ «راستي» را مي‌ستودند و از «دروغ» نفرت داشتند. اين نكات تا حدودي مي‌تواند گواه بر نظام ديني آن‌ها باشد.2

اما مخالفان زرتشتي بودن هخامنشيان دلايلي چند را اقامه مي‌كنند، از جمله اين‌كه نام زرتشت در كتيبه‌هاي هخامنشيان نيامده است؛ در سنگ‌نبشته‌هاي هخامنشي از انگره مينيو يا اهريمن ياد نشده است؛ در نوشته‌هاي هخامنشيان از خدا با واژة «بَگه» [1]ياد شده، در حالي كه در اوستا از لغت «ايزد» استفاده شده است؛ از قلمرو هخامنشيان گورهايي به دست آمده، كه دليلي بر دفن مردگان، بر خلاف آئين زرتشتي است؛ و تدفين پادشاهان هخامنشي در گوردخمه‌ها و نيز قرباني حيواني براي آنان، از امور ناپسند نزد زردشت بوده است.

لكن موافقان زرتشتي بودن هخامنشيان مي‌گويند نيامدن نام زرتشت در كتيبه‌هاي هخامنشي دليل موجهي بر زرتشتي نبودن ايشان نيست، چنان كه در كتيبه‌هاي ساساني نيز نام وي ذكر نشده است و اين كه در كتيبه‌هاي هخامنشي معمولاً اصطلاحات ديني زردشتي ديده نمي‌شود، بدين سبب است كه اين متون، به طور كلي ماهيت سياسي دارند. همچنين بعضي اختلاف‌ها در كاربرد واژه‌ها، مانند بگه و ايزد ممكن است به دليل تفاوت‌هاي گويشي باشد و به علاوه، داريوش در كتيبه‌اي اصل شر را «دروغ» معرفي مي‌كند3 كه به بينش خود زرتشت بسيار نزديك است.

به جز هخامنشيان، ساسانيان نيز ـ كه بي‌شك مزدايي بودند ـ رسم موميايي كردن جسد پادشاهان و نهادن آن در مقبره‌هاي صخره‌اي را داشتند. از اين رو، حفظ پيكرهاي افراد خانوادة سلطنتي، احتمالاً به سبب حفظ فرّه شاهي در مقبره، و يا بر اساس آئيني خاصِ مردگان خانوادة سلطنت بوده است.4

به هر حال، در مورد كورش اين شك وجود دارد كه او مزدايي بوده يا نه، زيرا وي در استوانة معروف خود مي‌گويد كه برگزيدة مردوك خداست،5 لكن در كاخ كورش آتشگاهي تعبيه شده بود كه براي نيايش در دين زرتشتي به كار مي‌آيد6 و بويس به اين علت و عللي ديگر وي را مزداپرست مي‌داند.7

در مورد داريوش اطمينان كامل وجود دارد. داريوش روحاً به اندازة زرتشت يكتاپرست بود؛ او از هيچ خدايي به جز اهورا مزدا ياد نمي‌كند، پيوسته او را مي‌خواند، براي خود و خانواده‌اش و كارهايش پشتيباني او را درخواست مي‌نمايد و با همان شدت زرتشت از ديوان نفرت دارد. در نوشته‌هاي آرامگاهي داريوش به نظر مي‌رسد كه وي يكي از گاثاها (سروده‌هاي پيامبر) را نقل كرده است.8 لحن سنگ‌نوشته‌هاي خشايارشا نيز مشابه با داريوش است و از مزداپرستي او حكايت دارد و نزد اردشير اول نيز چنين گرايشي را مشاهده مي‌كنيم.9

اردشير دوم در كتيبه‌هاي مختلف خود هم از اهورا مزدا، هم از اهورا مزدا و ميثره و هم از اهورا مزدا و اناهيتا و ميثره ياد كرده است،10 لكن به نظر مي‌رسد كه وي به ويژه به اناهيتا دلبستگي داشته و تنديس‌هاي او را در معابدي در شهرهاي مختلف بر پا كرده بود11 كه اين تا اندازه‌اي دور شدن از تعاليم مزدايي است. در عين حال، در تقويم رسمي ايراني، كه از اواسط دوران هخامنشي تنظيم شد، نام ماه‌ها و روزها اساساً از مفاهيم گاثاهايي و اوستايي گرفته شده است.12

دربار هخامنشي هيچ‌گاه قصد رسميت بخشيدن به دين خاصي را نداشت و تسامح ديني هخامنشيان سبب شده بود كه يك آئين فراگير و رسمي در قلمرو ايشان به وجود نيايد.13 احتمالاً براي تمام روزگار هخامنشيان (550-330 ق‌م) نمي‌توان از دين واحدي نام برد و لااقل، به نظر نمي‌رسد كه تمام شاهان هخامنشي آئيني با عناصر گاثاهايي را ستايش كرده باشند. شايد هخامنشيان در اعتقاد به آئين زرتشتي، راه و روش ويژه‌اي داشته‌اند.14 با اين حال، به احتمال قوي تا پايان فرمانروايي هخامنشيان، دين مزدايي در ولايات شاهنشاهي ايشان گسترش يافته بود.15


مآخذ:

1-          نك: فراي، ريچارد. تاريخ باستاني ايران. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: علمي و فرهنگي، 1380، ص 197؛ نيولي، گراردو. زمان و زادگاه زرتشت. ترجمة سيد منصور سيد سجادي، تهران: آگاه، 1381، ص 280.

2-          فراي. همانجا.

3-     Williams Jackson, A. V. Zoroastrian Studies. New York: 1928, P. 154.

4-     Boyce, M. A History of Zoroastrianism, Leiden: Brill, 1982, Vol. II, PP. 55f.

5-     Williams Jackson. Ibid. P. 156.

6-     Boyce. Ibid. Vol. II, PP. 52-53.

7-     Ibid. Vol. II, PP. 50ff.

8-          اومستد، ا. ت. تاريخ شاهنشاهي هخامنشي. ترجمة محمد مقدم، تهران: اميركبير، 1357، ص 265، 648؛

Olmstead, A. T. History of the Persian Empire. Chicago / London: University Chicago Press, 1959, PP. 195, 471.

Schwartz, M. «The Religion of Achaemenian Iran», The Cambridge History of Iran, Cambridge University Press, 1985, Vol. II, PP. 684ff.

9-     Schwartz. Ibid. PP. 689, 692.

10-  Ibid. P. 694.

11-        اومستد. ص 649؛ Olmstead. Ibid. P. 471 .

12-  Schwartz. Ibid. PP. 692f.

13-        فراي. همان. ص 202؛ همو، «مذهب در فارس در زمان هخامنشيان»، ترجمة سلما قوامي شهيدي، ارج‌نامة شهرياري. تهران: 1380، ص 387.

14-        موله، ماريان. ايران باستان. ترجمة ژاله آموزگار، تهران: 1377، ص 119؛ دوشن ـ گيمن، ژاك. زرتشت و جهان غرب. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: مرواريد، 1363، ص 100.

15-        بويس، مري. زردشتيان. ترجمة عسكر بهرامي، تهران: 1381، ص 105؛

Boyce, M. Zoroastrianism, Their Religious Beliefs and Practices. London: Routledge, 1979, P. 76.


[1]. baga