بندهش
بندهش يا بندهشن[1]، كتابي بسيار مهم دربارة دين و تاريخ زرتشتي به زبان پهلوي.
نام كتاب از دو بخش bun به معني بن و آغاز و dahisn برابر با دهش فارسي به معني آفرينش تركيب يافته است،1 و بر روي هم آفرينش آغازين معنا ميدهد.2
تمام مسائل مطرح شده در كتاب مربوط به آفرينش نيست. بخش عمدهاي از آن در مورد پايان جهان و مسائلي همچون ستارهشناسي، جانورشناسي و گياه شناسي و جغرافياست.3
مطالب بندهش در مجموع، گردآوري و تأليف از منابع مختلف و تدوينكنندة نهايي آن موبدي به نام فرنبغ بوده است كه در قرن 3ق / 9م ميزيست.4 نام اصلي كتاب كه در آغاز يكي از نسخهها آمده زندآگاهي بوده است كه احتمالاً به معني اطلاعات مبتني بر زند ميباشد و نشان ميدهد كه اساس كار مؤلف يا گردآورنده، ترجمه و تفسيرهايي از اوستا و احتمالاً بخشي مفقود شده از اوستا به نام دامداد نسك بوده است. تدوين كنندة كتاب به جز تفسير اوستا منابع ديگري هم داشته و از دانشهاي متداول در بين مزدائيان سود جسته است.5
مطالب كتاب را ميتوان به 3 بخش تقسيم كرد: 1- چگونگي هستي اورمزد و دشمني اهريمن با او، 2- آفرينش مادي و اين جهاني از آغاز تا انجام، 3- تاريخ و پيوند كيانيان و زيستگاههاي آنان.6
از بندهش دو تحرير در دست است: 1- تحرير مختصر به نام بندهش هندي،7 كه نسخههاي آن در هند كتابت شده و داراي 13000 واژه است.8 2- بندهش بزرگ يا ايراني، كه نسخههاي موجود آن در ايران كتابت شده است. از اين تحرير 3 نسخه در دست است كه يكي از آنها در تاريخ 975 يزدگردي* (1606م) و ديگري احتمالاً در حدود 900 يزدگردي (1531م) و نسخة سوم در 946 يزدگردي (1577م) به كتابت در آمده است. بندهش ايراني حدود 30 تا 35 هزار واژه دارد. اين دو تحرير مكمل يكديگرند.(9)
نخستين بار بندهش هندي را انكتيل دو پرون به زبانهاي اروپايي ترجمه كرد. كار او با ترجمه و همراه زند اوستا منتشر شد. پس از او ايران شناسان ديگر نيز به ترجمة كامل يا بخشي از اين كتاب دست زدند.(10)
مآخذ:
1- بهار، مهرداد. مقدمة بندهش. ترجمة مهرداد بهار، تهران: توس. 1369، ص 5.
2- De Menasce, J.P., “Zoroastrian Pahlavi Writings”, The Cambridge history of Iran. Vol.III(2), ed. E. Yarshater. Cambridge, 1983, P. 1191.
3- عفيفي، رحيم. اساطير و فرهنگ ايران در نوشتههاي پهلوي. تهران: 1374، ص 458؛ بهار. همان. ص 11-13.
4- تفضلي، احمد. تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام. به كوشش ژاله آموزگار، تهران: 1376، ص 141؛ بهار. همان. ص 6 و 13؛ دانشنامة جهان اسلام. ج 4، تهران: 1377، ص 306-307؛ عفيفي. همان. ص 459؛ De Menasce, ibid, Vol. III(2), P. 1192.
5- تفضلي. همان. ص 141 و 143؛ دانشنامة جهان اسلام. همان. ج 4، ص 307؛ تاواديا، ج. زبان و ادبيات پهلوي، فارسي ميانه. ترجمة س نجمآبادي، تهران: دانشگاه تهران، 1348، ص 94؛ بهار. همان. ص 5-6؛ De Menasce. Ibid. Vol. III(2), P. 1191.
6- دانشنامة جهان اسلام. ج 4، ص 306؛ تفضلي. همانجا.
7- تفضلي. همان. ص 144؛ بهار. همان. ص 6.
8- West, E.W., Pahlavi Literature. Grundriss der Iranischen Philologic, Strassburg, P. 94.
9- تفضلي. همانجا؛ بهار. همان. ص 6-7 و 15؛ نيز:
Mackenzie, D.N. "Bundahišn", Encyclopaedia Iranica. 1990, Vol IV, PP. 547-548.
[1]. bondahišn