پرش به محتوا

ابوریحان بیرونی

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۲۲ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۰۴:۴۶ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''بيروني،''' ابوريحان محمد بن احمد، بزرگترين دانشمند جهان اسلام و يكي از برجسته‌ترين شخصيت‌هاي جامعة بشري تا پايان قرون وسطي. وي در 362 قمري در بيرونِ (خارج) شهر كاث، پايتخت كهن خوارزم كه در آن روزگار پايتخت خوارزم‌شاهيان آل عراق بود، يا شايد د...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

بيروني، ابوريحان محمد بن احمد، بزرگترين دانشمند جهان اسلام و يكي از برجسته‌ترين شخصيت‌هاي جامعة بشري تا پايان قرون وسطي. وي در 362 قمري در بيرونِ (خارج) شهر كاث، پايتخت كهن خوارزم كه در آن روزگار پايتخت خوارزم‌شاهيان آل عراق بود، يا شايد دژي به نام بيرون در خوارزم زاده شد. خانوادة وي احتمالا از طبقات پايين و تنگدست جامعه بودند. از كودكي نزد ابونصر منصور بن عراق* از اعضاي خانوادة سلطنتي آل عراق، به تحصيل پرداخت و از حمايت وي برخوردار شد. در 387 قمري، مطابق قراري كه با بوزجاني* گذاشته بود، خسوفي را همزمان از كاث و بغداد رصد كردند و بيروني با مقايسة نتايج اين دو رصد، اختلاف طول جغرافيايي ميان بغداد و كاث را حساب كرد. سپس به ري رفت و با كوشيار گيلاني* و خجندي* آشنا شد و گزارشي از «سُدْسِ فَخري» خجندي نوشت. در همين روزگار كتاب مهم مقاليد علم الهيئة را براي مرزبان بن رستم بن شروين نوشت كه نخستين كتاب مستقل دربارة مثلثات و نيز از مآخذ مهم مورخان رياضي به شمار مي‌رود. در 391 قمري كتاب مشهور الآثار الباقية را براي قابوس بن وشميگر تأليف كرد. اين كتاب يكي از مهم‌ترين مآخذ پژوهشگران معاصر دربارة آداب، رسوم، جشن‌ها و گاهشماري اقوام و ملل گذشته به شمار مي‌آيد‌. بيروني در ضمن اين كتاب گهگاه نكات علمي بسيار جالبي را نيز شرح داده است. از جمله: يافتن علت فوران آب از برخي چاه‌ها (چاه آرتزين)، اشاره به نظمي كه در شمار گلبرگ گل‌ها وجود دارد و غيره. در 394 قمري به گرگانج، پايتخت جديد خوارزم رفت و در آنجا با دانشمندان مشهوري چون ابن سينا*، ابوسهل مسيحي* و ديگران همنشين شد. در اين روزگار در امور سياسي خوارزمشاهان جديد نيز دست داشت. پس از يورش محمود غزنوي به خوارزم به ناچار همراه وي به غزنه و از آنجا به هندوستان رفت. اما به رغم آنكه در اين سال‌ها بسيار پريشان حال و تنگدست بود كتاب مهم تَحديد نِهايات الاَماكن (نخستين كتاب جغرافياي رياضي) و سپس كتاب تحقيق ماللهند را نوشت. بيروني در اين كتاب نظريات بسيار مهمي در زمينة تاريخ، دين پژوهي، مردم شناسي، و قوم شناسي مطرح كرد. اين كتاب نيز يكي از مهم‌ترين مآخذ هند شناسان معاصر به شمار مي‌آيد. در روزگار مسعود غزنوي، كتاب مشهور القانون المسعودي را كه دانش نامه‌اي از آگاهي‌هاي نجومي آن دوران بود تأليف كرد. در حكومت مودود بن مسعود نيز كتاب مهم الجَماهر في الجواهر (در گوهر شناسي) را نوشت و در واپسين سال‌هاي زندگي، كتاب صيدنه (در داروشناسي) رادر حالي نوشت كه به سبب ضعف بينايي و شنوايي، به دستيار نياز داشت.

بيروني از كودكي تا هنگام مرگ همواره درپي كسب دانش بود و مي‌پنداشت كه دانشجو نبايد در كسب علم انگيزه‌‌اي جز «لذت بردن از دانستن» داشته باشد و همواره كساني را كه به قصد سودجويي به دانش روي آورده‌اند نكوهش مي‌كرد. وي همواره خود را خادم علم مي‌دانست. از باورهاي عاميانه و خرافات، تعصب در امور علمي و پيروي كوركورانه از نظرات پيشينيان سخت پرهيز داشت و هميشه با اخبار و روايات تاريخي حتي برخي مسائل علمي بسيار رايج و مشهور با ديدي انتقادي برخورد مي‌كرد. هر آنچه را كه آزمودني بود، مي‌آزمود و اگر امكان آزمايش در آن مورد فراهم نمي‌شد از اظهار نظر بي‌مورد خودداري مي‌كرد. وي در آثارش برخي از اين آزمايش‌ها را با دقت بسيار شرح داده است. با استناد به اين آزمايش‌ها مي‌توان گفت كه بيروني، به مراتب از دانشمندان معاصر خود جلوتر و از نظر روحية علمي همچون دانشمندان نوين اروپايي بوده است.

متن عربي و ترجمة بسياري از آثار بيروني  به زبان‌هاي انگليسي، فرانسه، آلماني، روسي و فارسي طي يك قرن اخير در نقاط مختلف جهان به چاپ رسيده و پژوهشگران تاريخ علم مقالات و كتاب‌هاي پرشماري دربارة احوال و آثار بيروني نوشته‌اند (شايد حتي دربارة ابن سينا* نيز اين همه كتاب و مقالة تحقيقي منتشر نشده است).

مآخذ:

1-     كرامتي، يونس. «بيروني»، دايرة المعارف بزرگ اسلامي. ج 13 (زير چاپ).

2-    كرامتي. كارنامة ايرانيان. تهران: 1380ش، صص 109-11.

3-     كرامتي. هواشناخت. تهران: 1381ش، صص 141-148.

4-     قرباني، ابوالقاسم. تحقيقي در آثار رياضي ابوريحان بيروني. تهران: 1374ش.

یونس کرامتی