آب گرم
آبگرم، چشمههايي با گرماي بالا و داراي برخي املاح و مواد معدني. آبگرمها را از لحاظ منشاء ميتوان به دو دسته تقسيم كرد: 1- آبگرمهاي سطحي كه گرماي طبيعي دارند و از سطح زمين سرچشمه ميگيرند. و در زمين فرو ميروند و پس از گذشتن از حدود 3000 متر لايههاي گوناگون زمين، گرماي مواد كاني اين لايهها را مي گيرند و از راههاي ديگر به سطح زمين باز ميگردند. 2- آبگرمهاي عمقي كه بيشتر از بخار خميرة سنگهاي سوزان درون پوستة زمين در عمق 20000 متري منشاء ميگيرند. گرماي اين آبها به عمق و سرعت بالا آمدن آنها بستگي دارد. دماي آبگرمهاي عمقي گاه به 100 درجه سانتيگراد ميرسد.
آبگرمها داراي برخي تركيبات شيميايي و رنگ و بو و يا مزة خاص هستند. مثلاً آبگرمهاي با تركيبات گوگردي مانند سولفور و سولفات رنگ شيري يا آبي، و با ئيدروژن سولفوره بوي تخم مرغ گنديده؛ با تركيبات آهن، رنگ سرخ يا اُخرايي و مزة گَس؛ و با نمكهايي مانند كلرور سديم (نمك طعام) و يدور سديم مزة شور و تلخ دارند.(1) مردم آبگرمهاي گوگرددار را «آب گوگردي»، «آب كبريتي»، «گَنْدَو» (= گَند آب) و «گنَده چشمه» مينامند.
آبگرمهاي نمكدار را هم «آبْ زاغي»، «آب شور» و «شوراب» و در آذربايجان «زَيْ سُو» و «يِشُورْ سُو» مينامند. «زاغ» و «زَي» صورتهاي فارسي واژة «زاج» (سولفات مضاعف آلومينيوم با فلزي ديگر) است.(2)
از ديرباز چشمههاي آبگرم در سراسر ايران، به ويژه در دامنة كوههاي البرز و زاگرس پراكنده بودهاند. جغرافيدانان و تاريخنويسان قديم اسلامي از سدة 3 ق به اين سو به برخي از مشهورترين آبگرمهاي ايران اشاره كردهاند. برخي از آباديها به نام چشمههاي آبگرمي كه در آنها هست، ناميده ميشوند، مانند روستاهاي «گَنده چشمه»، ازدهستان احمدآباد فريمان مشهد، «آبْ گَندَو» از دهستان سرگچ بخش جانَكي گرمسير در اهواز و «گِنَو» از دهستان ايسين بخش مركزي شهرستان بندرعباس.
نويسندگان قديم گهگاه به خواص درماني آبگرمها اشاره كردهاند. ابن فقيه در مختصرالبلدان اثر درماني آبگرمهاي همدان را بر بيماري نقرس و بادهاي مزمن، ابودلف در سفرنامهاش خاصيت آبگرم زراوند را التيامبخش دُملها و زخمهاي تن و شكستگي استخوان و حمدالله مستوفي در نزهة القلوب آب چشمههاي گرماب دامغان را درمان كنندة جَرَب و قولنج و آبگرم فراوَزْ يا فراوه را شفابخش تب و نوبه نوشتهاند.
گل و لاي برخي چشمههاي آبگرم و معدني نيز براي درمان بيماريهاي درد مفاصل، عِرْق النِّساء (سياتيك)، نقرس، كوفتگي ماهيچهها و عارضههاي پوستي به كار ميرفته و ميرود. «آب اندرمان» در باختر شهرري و «شورابيل» در نزديكي اردبيل از جمله چشمههايي هستند كه گل و لاي آنها براي درمان به كار ميروند، برخي از آبگرمها بر حسب رنگ آب مانند «سيه چشمه» در چالدران، «آب سياه» در رامسر، «قره سو» (آب سياه) و «ساري سو» (زرد آب) در اردبيل و «آب سودا» (آب سياه) در محلات؛ برخي ديگر بنا بر خاصيت درمانيشان، مانند «درمان آب» در جنوب غربي اورميه، «آبْ اَندَرمان» در شهرري، «آب شفا» يا «چشمه شفا» و «چشمه حكيم» در نزديكي دهكدة آبگرم محلات؛ و شماري هم به سبب درمان بيماريهاي خاص مانند چشمههاي «آبْ كَچَلي»، «آب مفاصل» در محلات، چشمة «حوض كَچَلي»، در وَرْتون اصفهان، «آب قولنج» در كوهستان شمال غربي سمنان، «گَروُ» (گَر آب) در كوي شتربان تبريز، «قُوتوُرسُويي» (آبْ جَرَب) در كوهپاية گوگوردليِ داغ سبلان در جنوب شرقي مشكين شهر و «آب زَرْدابا» (درمان بخش زردي يا يرقان) در نزديكي اردبيل نامگذاري شدهاند. برخي از آبگرمها به سليمان نبي و امامان، به ويژه علي (ع) و امام رضا (ع) و مقدسان ديگر منسوب شدهاند و متبرك و شفابخش شمرده ميشوند. چشمة آب علي در درّه آه در شمال شرق تهران، «چشمه علي» در نزديكي روستاي آستانة مشهد، «حوض امام رضا» در ورتون نمونههايي از اين چشمهها هستند.
ساختن زيارتگاه از قديم در كنار چشمههاي آبگرم معمول بوده و گاهي چشمهها به نام صاحب مزارها خوانده ميشوند، مانند چشمة «سيد اسماعيل» در كنار مزار سيد اسماعيل در راه رشت به قصبة خرمآباد تنكابن. برخي از اين چشمهها را برآورندة نيازها و آرزوها پنداشته و ازاين رو نامشان را «آبْ مراد» گذاشتهاند، مانند چشمههاي «آب مُراد» در چهار فرسخي غرب كرمان كه مسلمانان و زرتشتيان هر دو از آنها مرادخواهي ميكنند.
مردم براي بهرهگيري از اين چشمهها و حمام كردن در آبِ گرم آنها حمامها و اتاقكهاي سرپوشيده در كنار آنها ساختهاند و آب آنها را از جويهايي كه درون خزينههاي آنها ميبردند. كهن ترين اين حمامها، كه نقش درماني نيز داشتهاند، حمام آبگرم شمال غربي سمنان بود، كه امروزه آثاري خشت و گلي از آنها و بناهاي ديگر اطراف آن بازمانده كه به «قلعه آبگرم» معروف شده است. در دهههاي اخير دهها گرمابه در دهستان آبگرم لاريجان در كنار حمامهاي شاه عباسي و در آبگرم محلات ساختهاند.
مآخذ:
- بلوكباشي، علي. «آبگرم». دائرة المعارف بزرگ اسلامي. ج 1 / 1367.
- فرهنگ جغرافيايي ايران، ج 1، 3، 5، 6، 8؛ شيندلر، هوتوم و ديگران. سه سفرنامه، به كوشش قدرتالله روشني، تهران: توس، 1356؛ سديد السلطنه (كبابي)، محمدعلي.
- بندرعباس و خليج فارس، به كوشش علي ستايش، تهران: دنياي كتاب، 1363؛ جنيدي، محمدجواد. چشمههاي معدني ايران، تبريز: دانشگاه تبريز، 1348.
علی بلوکباشی