پرش به محتوا

ابوحنیفه

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ دسامبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۵:۰۶ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)

نعمان بن ثابت بن نیك‌بخت معروف به ابوحنیفه (80ـ150ق / 699ـ767 م)، یكی از چهار پیشوای مذاهب رسمی فقه اهل سنت كه به «مذهب حنفی» معروف است؛ خود او زاده كوفه و اجدادش ایرانی و اهل قریه خواجه سیاران از توابع پروان كابل بودند. او نزد زید بن علی بن الحسین (شهادت 121ق / 739م) و امام جعفر صادق (وفات 148ق / 765م) و به‌ویژه حماد بن ابی‌سلیمان، استاد اصلیش فقه آموخت. بعضی از محققان با عنایت به این‌كه اقامتگاه ابوحنیفه در كوفه و بصره بوده است و اقامتگاه امام جعفر صادق در مدینه، در باب شاگردی ابوحنیفه نزد امام صادق تردید كرده‌اند. با این همه شك نیست كه وی صحبت امام صادق را دریافته است و مكرر صادقانه به اولویت امام صادق اعتراف كرده است و او را اعلم و افقه عصر خود معرفی كرده است. چنان‌كه از او نقل كرده‌اند كه گفت: «ما رأیت افقه من جعفر بن محمد»[۱]. به‌علاوه ابوحنیفه، اعلمیت امام صادق را در جلسه مصاحبه‌ای كه منصور دوانیقی به خیال خود برای مخذول‌كردن امام صادق در حیره تشكیل داده بود و چهل مسأله فقهی را از امام پرسید، در حضور خلیفه با بیان رسا اعلام داشت. باز در تاریخ علوییین، مذكور است كه كسی (پس از شهادت زید بن علی بن الحسین) از ابوحنیفه در باب مالی كه وقف امام زمان شده بود، فتوی خواست و ابوحنیفه گفت كه آن مال باید به امام صادق برسد.

ابوحنیفه هیچ یك از خلیفگان اموی، مروانی و بنی‌عباس را لایق و قابل خلافت نمی‌شناخت و از مخالفان هر دو نظام اموی و عباسی به‌شمار می‌رفت. وی در عصر اموی، به حمایت قیام مسلّحانه زید بن علی بن الحسین بر ضدّ هشام خلیفه اموی برخاست و در كوفه با زید بیعت كرد و در عصر عباسی از قبول مشروعیت بنی العباس سر باز زد و هرچند منصور دوانیقی به او الحاح كرد به امامت و خلافت وی اعتراف كند، ابوحنیفه از آن استنكاف می‌كرد و می‌گفت: امامت و خلافت حق زید یا امام صادق (ع) است یا كسی كه ایشان اختیار كنند[۲].

عطار نیشابوری در تذكره‌الاولیاء ذیل ترجمه ابوحنیفه می‌نویسد كه: منصور دوانیقی از ابوحنیفه تقاضا كرد كه منصب قضا و فتوی را در خلافت عباسی بپذیرد، ولی ابوحنیفه عذر آورد و گفت: «من مردی‌ام نه از عرب، بلكه از موالی ایشان. سادات عرب به حكم من راضی نشوند. خلیفه گفت: این كار به نسب تعلق ندارد، این را علم باید. ابوحنیفه گفت: من این كار را نشایم و در این كه گفتم نشایم، اگر راست می‌گویم، نشایم و اگر دروغ می‌گویم، دروغگوی قضای مسلمانان را نشاید... این بگفت و نجات یافت»[۳].

قاضی ابویوسف (شاگرد بزرگ ابوحنیفه) كه سمت قاضی‌القضات هارون‌الرشید را یافت، فقه حنفی را در عراق و ایران ترویج كرد و فقط فقیهان حنفی‌مذهب را به منصب قضا گماشت. هم‌چنین در عصر مهدی عباسی، وقتی كه یكی از فقیهان كوفه به سمت قاضی مصر منصوب شده بود، مذهب ابوحنیفه در مصر منتشر گردید. فقیهان حنفی به قیاس و اجتهاد متوسل می‌شوند و با استفاده از دلایل عقلی و روش‌های حقوقی مختلف به كشف احكام مناسب فقهی در مسایل مستحدثه می‌پردازند و به همین دلیل، در مقابل مذهب مالكی كه به دلیل اخذ به حدیث به «اصحاب حدیث» معروف‌اند، به آن‌ها «اصحاب رأی» می‌گویند[۴].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. علامه ذهبی. تذكره‌الحفاظ. ج 1، ص 157.
  2. عبدالجلیل رازی. النقص. چاپ میر جلال‌الدین محدث ارموی، ص 455.
  3. عطار نیشابوری. تذكره‌الاولیاء. چاپ محمد استعلامی، تهران: ص 240.
  4. امین، حسن. تاریخ حقوق ایران. ص 216ـ218.