آتش
آتش، از مهمترين پديدههاي مرتبط با بشر كه حيرت، كشش و خوف را در او برانگيخت و تاريخ بشر را به دو دورة قبل از آتش و دورة استفاده از آن (از حدود 10 هزار سال پيش) تقسيم كرد. در دوران استفاده از آتش و خانگي شدن آن، زندگي و آتش چنان به يكديگر پيوند خوردند كه با مرگ يك فرد، ميپنداشتند كه آتش خانة او نيز به خاموشي ميگرايد. به لحاظ ديني، آتش در اساطير و عقايد و آئينهاي پرستش جوامع مختلف نقش بسيار مهمي ايفا كرده است و به همين سبب در بيشتر اديان باستاني نمونههايي از اين پرستش را ميبينيم به گونهاي كه آتش يا نشانهاي از الهيت و يا خود يك خدا بوده است.1
اين حال در ايران پيش از اسلام نيز برقرار بود؛ در عقايد زرتشتيان آتش جنبة الاهيت دارد و مظهر فروغ ايزدي و پسر اهورا مزدا به شمار ميآيد.2 اهورا مزدا همة آفريدگان مينوي را پيش از آمدن به گيتي، نخست به شكل اخگر آتشي برخاسته از نور ازلي خود آفريد.3 امشاسپند نگهبان آن، اشدوهيشته يا ارديبهشت است.4
در مراسم ديني و عبادات زرتشتيان، آتش عاملي مهم و مورد توجه و احترام بسيار است، به گونهاي كه به آن جنبة اخلاقي و معنوي ميدهند و آن را نشانة زندهاي از پاكي ميدانند.5 از جمله كاربردهاي ديني آتش ميتوان به استفاده از آن در آزمايشهاي خاص ديني (ور) اشاره كرد كه متهمان را از آن گذر ميدادند تا اگر گناهكارند آتش آنان را نابود كند و اگر بيگناهاند، نجات يابند.6 دعاي ويژة آتش «آتش نيايش» نام دارد كه در هر پنج گاه شبانه روز و در روز نهم هر ماه، كه آذر نام دارد، و همچنين در جشنهاي ويژة آتش در آتشكدهها به وسيلة موبدان تلاوت ميشود.7
در اوستا از 5 نوع آتش نام برده شده است كه با توجه به تفسير پهلوي عبارتاند از: 1- آتش بهرام كه نزد اورمزد ميدرخشد؛ 2- آتشي كه در تن انسان و چارپايان است؛ 3- آتشي كه در گياهان است؛ 4- آتشي كه در ابرها است؛ 5- آتشي كه در جهان به كار ميبرند.8
آتشكدهها نيز بنا بر اهميت نوع آتشي كه در آن است تقسيم ميشدند. سه آتشكدة معروف دورة ساساني كه هر يك مربوط به يكي از طبقات اجتماعي اين دوره بودند عبارتاند از آذر فرنبغ، مخصوص طبقة روحانيان، آذرگشنسب، مخصوص طبقة جنگجويان، و آتش برزين مهر، كه مخصوص طبقة كشاورزان بود.9
مآخذ:
- Pike, R., Encyclopaedia of Religion and Religion, New York, 1958, "Fire"; Edsman, C. Encyclopaedia of Religion, New York, 1987, "Fire".
- يسنه. 7:25.
- بندهش. به كوشش انكلساريا، بمبئي، 1908م، 1الف.
- يسنه. 4:34، 4:43، 6:47.
- بويس، مري. «ديانت زرتشتي در دوران متأخر»، ديانت زرتشتي. ترجمة فريدون وهمن، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1348، ص 155-156؛ بندهش. به كوشش انكلساريا، بمبئي، 1908م.
- تفضلي، احمد. «آتش در ايران باستان»، دايرة المعارف بزرگ اسلامي. ج 1، تهران: 1367، ص 94.
- رضي، هاشم. اوستا. تهران: 1374، ص 380.
- يسنه. 11:17؛ بندهش. 1:18-5؛ روايات پهلوي. به كوشش دابار، بمبئي: 1913م، ص 58 به بعد.
- كريستن سن، آرتور، ايران در زمان ساسانيان. رشيد ياسمي، تهران: 1345، ص 182، 192.
مریم فلاحتی موحد